تبلیغات
مدیریت دانش - مطالب مدیریت دانش

مدیریت دانش
با توجه ویژه به پیشرفت این رشته در ایران و معادل یابی فارسی برای واژگان

به وبلاگ  مدیریت دانش  خوش آمدید. چنانچه علاقه مند به همكاری هستید با ما تماس بگیرید.


¿برترین تجربیات
سه شنبه 17 مرداد 1385

استان كویسین از شركت خودروسازی فورد می گوید:

كاش هرگز اسمش را این نگذاشته بودیم. بعضی از همكاران هنوز هم در برخورد با واژة "برترین تجربیات" دچار مشكل می شوند. از كجا بدانم برترین است؟ چیز بهتری وجود ندارد؟ برایم ثابت كنید كه برترین است! اینها سؤالهایی است كه مدام مجبور به پاسخگویی به آنها بوده‌ام. معمولاً بعد از مقداری بحث و مجادله آنها متوجّه می‌شوند كه برترین تجربیات چیزی نیستند جز یك بهبود در فرآیندهای كسب و كار كه امتحان خود را پس داده و می‌تواند دوباره مورد استفاده قرار گیرد. البته هنگام استفاده از برترین تجربیات در یك مورد جدید توقّع می رود كه كپی‌برداری صرف انجام نشود بلكه با تركیب دانش جدید با برترین تجربیات قبلی و نیز انجام تنظیمات لازم برای سازگاری با موقعیّت كنونی، اعمال برترین تجربیّات موجب ایجاد تجربیّات برتر از قبل بشود. بنابراین واژة "برترین" تنها مربوط به نقطه‌ای از زمان است. یك تجربة برتر در شركت Ford باید خصوصیّات زیر را داشته باشد:

- بهبود در فرآیند باید امتحان شده باشد.

- بهبود در فرآیند باید ارزش افزودة تعریف شده داشته باشد.

- بهبود در فرآیند باید قابل تكرار برای دیگران باشد.

برگرفته از:

Kwiecien, S., Knowledge Management Processes and Tools at Ford Motor Company, in Knowledge Management Tools and Techniques, M. Rao, Editor. 2004, Elsevier Butterworth–Heinemann: Burlington. p. 175-184.

نوشته شده در سه شنبه 17 مرداد 1385 و ساعت 01:08 ق.ظ توسط : محمد کیهانی
ویرایش شده در - و ساعت -


¿عضو جدید
سه شنبه 27 تیر 1385
با عرض سلام خدمت دوستان
من ابتدا لازم میدونم از دوستان فراهم کننده این محیط بویژه آقای کیهانی تشکر نموده و ضمن ابراز خرسندی از امکان فعالیت علمی در این پست ،به اطلاع میرساند که حوز ه مطالبی که بنده در صدد تحقیق و مطالعه پیرامون آن هستم مدلهای مدیریت دانش و در واقع یکپارچه نگری به KM در حوزه  کاربردی سازمان و دنیای کسب و کار میباشد،
در حال حاضر در مقطع دکترا در دانشگاه بوردو فرانسه مشغول به تحصیل میباشم و با امکانات محدودی که در زمینه تایپ فارسی دارم سعی خواهم کرد که مطالب و مباحثی را مطرح کنم که حداقل و در توان خود مرتبط با اهداف این محیط    باشد


نوشته شده در سه شنبه 27 تیر 1385 و ساعت 02:07 ق.ظ توسط : محمود مرادی
ویرایش شده در - و ساعت -


¿مدیریت دانش در دانشگاهها
پنجشنبه 18 خرداد 1385

ویجتونگ در مقاله اش اشاره میکند که دانشگاهها باید چهار نوع دانش زیر را مدیریت کنند:

۱. دانش نهان (ضمنی) داخلی: شامل دانش ثبت نشده اساتید و کارمندان با تجربه دانشگاه

۲. دانش عیان (صریح) داخلی: شامل گزارشها، دستورالعملها، راهنماها، پایان نامه ها، بانکهای  اطلاعاتی و دیگر انواع دانش تولید شده در داخل دانشگاه

۳. دانش عیان خارجی: شامل منابع مضبوط شده در قالب کتابها، مجلات، گزارشها، مواد دیداری شنیداری و ... که خارج از دانشگاه تولید شده اند. این نوع دانش معمولا در کتابخانه دانشگاهها موجود است.

۴. دانش نهان خارجی: شامل دانش پرسنل مجرب خارج از دانشگاه مثل پرسنل خدمات، متخصصان موضوعی و دیگر اشخاصی که دانش و تجربه شان به کار دانشگاه می آید.

ماخذ:

Wijetunge, P.(2001) "Adoption of knowledge management by the Sri Lankan University librarians in the light of the national policy on university education"; International Journal of education development, vol.22, No.1, p.85-94.

نوشته شده در پنجشنبه 18 خرداد 1385 و ساعت 11:06 ق.ظ توسط : مریم
ویرایش شده در - و ساعت -


¿دوره آموزشی مدیریت دانایی و چالش های آن در ایران
سه شنبه 2 خرداد 1385
در هفته‌های اخیر شركت مشاوره مدیریت و نظام‌افزار پارسه دو دوره آموزشی فشرده آشنایی با مدیریت دانایی در شركت بین‌المللی مهندسی ایران (ایریتك) www.iritec.com برگزار كرده است. این شركت كه از پیشروان مشاوره مهندسی و پروژه های EPC (Engineering, Procurement, Construction)  به ویژه در بازار فولاد می باشد، هم اكنون در حال فرهنگ سازی مقدّماتی برای توسعه مدیریت دانایی است.

این دوره برگزار شده جمعاً 16 ساعت طول كشید و مدرس آن آقای مهندس كامیار گلستانیان بود. سر فصل های پوشش داده شده عبارت بودند از مفاهیم مدیریت دانایی، مدل‌های مدیریت دانایی، روش‌های ارزیابی مدیریت دانایی، و گروه های تجربی. شركت كنندگان در این كلاس در تمرین های گروهی موضوعاتی از قبیل شاخص های ارزیابی مدیریت دانایی، و روش های پیاده سازی آن در ایران را مورد بررسی قرار دادند.

در یكی از جلسات كه حدود 10 نفر از مدیران میانی سازمان در آن شركت داشتند یك مطالعه موردی درباره گوه های تجربی یا Communities of Practice در شركت Schlumberger بررسی شد. سپس از حاضرین خواسته شد تا نظر خود را درباره امكان پیاده‌سازی چنین جوامعی در ایران عنوان كنند.

اكثر حاضرین معتقد بودند كه فعّالیت در چنین گروه هایی بدون تشویق مادّی با استقبال مواجه نخواهد شد. همچنین وجود ساختارهای مدیریتی و زیربنای تكنولوژیكی مناسب را ضروری دانستند. در مورد موضوعاتی كه می توان برای آنها چنین گروه هایی تشكیل داد عدّه ای موضوعات فرهنگی را پیشنهاد كردند ولی عده ای نیز معتقد بودند كه برای موضوعات فنّی نیز این گروه ها قابل شكلگیری هستند.

نوشته شده در سه شنبه 2 خرداد 1385 و ساعت 12:05 ب.ظ توسط : محمد کیهانی
ویرایش شده در - و ساعت -


¿مدیریت دانش ضمنی ( قسمت دوم)
دوشنبه 24 بهمن 1384

سلام با این امید که مقاله ما  برای دوستداران مدیریت دانش مفید باشه قسمت دوم انرا هم روی وب گذاشتیم .

نقش مدیریت دانش ضمنی در خلاقیت و نوآوری

( قسمت دوم )

دکتر محمد فتحیان[1]، لیلا بیگ[2] ، عاطفه قوامی فر[3]



[1]- عضو هیات علمی و استادیار دانشگاه علم و صنعت ایران fathian@iust.ac.ir

[2] - دانشجوی کارشناسی ارشد فن آوری اطلاعات (IT  ) Leilabeig@gmail.com

[3] - دانشجوی کارشناسی ارشد  فن آوری اطلاعات (IT  ) A.ghavamifar@gmail.com

مدیریت دانش ضمنی :


بعد اول- تكامل دانش ضمنی در سازمانها :

ایجاد و تكامل دانش ضمنی شرایط خاصی را می طلبد ، در این زمینه «نوناكا» در سال 2000 مدل حلزونی دانش را مطرح كرد و چنین بیان می دارد كه «دانش ضمنی همیشه با شخص همراه است . به عنوان مثال یك محقق باهوش دارای بینشی است كــــه به ثبت اختراع جدیدی منجر می شود ، یا یك كفاش بعد از كسب سالها تجـربه فرایند خلاقیت جدیدی را مطـرح می سازد .» به عقیده «نوناكا» دانش سازمانی از طریق تعامل اجتماعی میان دانش ضمنی و تصریحی، توسعه می‌یابد. وی با توجه به این فرض اساسی كه دانش به عنوان سرمایه اصلی سازمان، مستلزم هماهنگی و یكپارچه سازی است و با ایجاد تعاملی پویا بین این دو نوع از دانش به چهار راهبرد اساسی اجتماعی كردن ( از دانش ضمنی به دانش ضمنی )، بیرونی‌سازی ( از دانش ضمنی به دانش تصریحی)، تركیب ( از دانش تصریحی به دانش تصریحی )، درونی سازی (از دانش تصریحی به دانش ضمنی) در فرایند تبدیل دانش اشــــاره می كند. از این طریق سازمان قادر خواهد بود به خلق و توسعه دانش جدید اقدام كند . ( شكل 1)
دانش ایجاد شده از طریق این فرایند حلزونی در سطوح افقی و عمودی سازمان توسعه پیدا كرده و خود سبب ایجاد حلقه جدیدی از دانش می شود. این فرایند تعاملی در سطح داخلی سازمانی اتفاق می افتد. رفتار مشتریان با پذیرش، خرید، استفاده یا عدم تمایل آنها به استعمال كالا و یا خدمات سازمان سبب ایجاد مفهوم در محصول شده؛ آنگاه مانند محركی جهت استخراج دانش ضمنی آن عمل می كند، سپس این دانش در فرایند خلاقیت سازمان منعكس شده و حلقه جدید ایجاد دانش سازمانی مجددا آغاز می گردد . [3]
«سنگه» بر این اعتقاد است كه در قرن بیست و یكم كدگذاری دانش در تبدیل دانش ضمنی به خلاقیت كمكی نمی كند و اجزا ضمنی خلاقیت فقط از طریق تجارب عملی یا تعاملات شخصی در داخل یا خارج از سازمان و شبكه های اجتماعی با خبرگانی كه تجارب و دانش مرتبط را دارند، می تواند تكامل پیدا كند ، كه آن را فوت و فن یا یادگیری از طریق انجام یك عمل می‌نامیم[14]. وجود فرهنگ سازمانی باز كه در آن از خلاقیت حمایت و پشتیبانی می گردد از جمله پیش نیازهای تكامل دانش ضمنی به حساب می آید. «رودیجر» و «وانینی» تنها راه شناسایی دانش ضمنی را برقراری ارتباط افراد با سازمانهای خارجی یا درون سازمان دانسته و حمایت و تلاش برای ایجاد چنین فضای ارتباطاتی را از وظایف مدیریت می دانند[15]. بنابراین، ازجمله شرایط اساسی ایجاد، تسهیم و استفاده از دانش ضمنی در فرایند خلاقیت، ‌اعتماد بین اعضای سازمان است. تسهیم دانش ضمنی در موقعیتهای غیر رسمی بسیار موفقیت آمیز تر از موقعیتهای رسمی است از این رو فرهنگ سازی در زمینه تشویق افراد به ایجاد دانش ضمنی و ایجاد جوی كه در آن اعضای سازمان برای تسهیم دانش خود احساس امنیت كنند از وظایف حائز اهمیت مدیریت خواهد بود.


بعد دوم – حیات بخشی به دانش ضمنی :

اطمینان یافتن از شناسایی دانش ضمنی مرتبط در سازمان یك پیش شرط اساسی جهت فعال ساختن دانش ضمنی در فرایند نوآوری است. در سال 1998 جمعی از صاحب نظران اعلام كردند كه دانش ضمنی امکان ایجاد ایده های بسیاری را فراهم می سازد، بنابراین خلاقیت را برانگیخته و اثر مثبتی بر فعالیتهای كسب و كار دارد . شناسایی دانش ضمنی اغلب باموانع بسیاری روبروست؛ در این راه، ایجاد فضای ارتباطاتی مناسب بین كاركنان و فراهم ساختن شرایطی كه آنها قادر باشند ایده های خود را به راحتی بیان كرده، مورد ارزیابی و انتقاد قرار دهند، می تواند بسیار موثر و كارا باشد[16]. برگزاری جلسات طوفان مغزی یك تكنیك معروف برای سرمایه گذاری بر بینشها و مشهودات مربوط به دانش ضمنی گروهی از افراد است[17].از آنجا که از یك سو ابعاد ضمنی دانش اشخاص، درون هر فرد نهادینه شده و به صورت عمومی در دسترس نیست و از سوی دیگر ابعاد ضمنی دانش جمعی را نیز بافت آن سازمان تشكیل می دهد ،‌بنابراین دانش یک سازمان منحصر به فرد بوده و توسط سایر سازمانها به راحتی قابل تقلید و به كارگیری نیست. دانش ضمنی را می توان از طریق ایجاد دانش علمی جدید فعال كرد و سپس با یادگیری روشهای جدید تولید، آن را در طراحی محصولات جدید به كاربرد. همچنین از طریق فرایند بهبود تدریجی یا یادگیری در عمل نیز می توان با استفاده از دانش ضمنی به دست آمده، فناوری موجود را ارتقا داد. دانش ضمنی در سرتاسر زنجیره تولید و خلاقیت یك سازمان قابل وصول است. «هاول» معتقد است مرحله ای كه در آن دانش ضمنی كسب شده و در فرایند خلاقیت و تولید موردی استفاده قرار می گیرد ، از نظر سیاست و استراتژی بسیار مهم است. ]12[ بنابراین اینگونه می توان نتیجه گرفت که دانش ضمنی منبع مزیت رقابتی محسوب می شود. قدرت ابتكار لازم برای خلاقیت نه تنها از خبرگی قابل مشاهده ، بلكه از ذخیره تجربیات نامشهود افراد سازمان كه قبل از استفاده در فرایند نوآوری حیاتی سازی می شود، نیز قابل استخراج است. دانش ضمنی را می توان هم از منابع داخل سازمان از طریق تصمیم گیری در مورد دانش اعضا و فراهم آوردن فضای بهبود یادگیری جمعی و ارتقا شایستگی ضمنی آنها و هم از منابع خارج از سازمان با تلاش در جهت اكتساب دانش و مهارتهای ضمنی افراد سایر شركتها ،‌ از طریق استخدام افراد مجرب و تحصیل کرده و یا اخذ راهنمایی ازمشاوران خبره و با تجربه و یا ایجاد شبكه با شركتهای دیگركسب كرد. این موضوع كاملا واضح است كه دانش ضمنی در تمامی عملیات و مراحل فعالیتهای یك سازمان قابل كسب و حیاتی سازی است.


بعد سوم - انتقال دانش ضمنی :

سومین بعد تاثیر گذار دانش ضمنی در فرایند خلاقیت ،‌ انتقال آن است. «هاول» بیان می دارد كه شهود بر مبنای كیفیتهای ضمنی، نقش مهمی را در فرایند خلاقیت ایفا می كند .[12] این موضوع نشان می دهد كه میزان قابل توجهی از دانش كه برای انجام یا بهبود یك فرایند معین یا فناوری تولید مهم است، دانش ضمنی است. اهمیت و نقطه قوت دانش ضمنی در دشواری تقلید و در نتیجه انتقال آن خلاصه شده. به عبارت دیگر دانش ضمنی معمولا یك عنصر مهم در همكاریهای صنعتی هم در آغاز و هم در خلال آن به حساب می آید. این نوع از دانش عاملی كلیدی در مزیت رقابتی همكاری به شمار آمده و همكاری تنها راهی است كه از طریق آن دانش ضمنی را می توان انتقال داده و تسهیم كرد. «هال» و «آندریانی» معتقدند كه مهم ترین چالش یك سازمان باید ایجاد توازن بین دانش ضمنی ایجاد شده توسط افراد و دانش تصریحی مورد نیاز برای برقراری ارتباط و اتحاد موثر باشد بدین معنی كه دانش سازمان را تصریحی كرده تا سازمان از طریق حفظ دانش افرادی كه آنجا راترك می كنند محفوظ نگه داشته شود.[11] «لئورناردو» و «سنسیپر» معتقدند اگر چه تحریك ، تركیب و مخابره در ابعاد تصریحی دانش نسبت به دانش ضمنی آسانتر است ولی موقعیتهای بسیاری هم پیش می آید كه در آنها امكان تبدیل دانش ضمنی به دانش تصریحی وجود ندارد[16] علاوه بر این، به منظور مخابره آسان دانش ضمنی سطح مشخصی از صمیمیت شخصی ضروری است و این موضوع مستلزم شناسایی شبكه های ارتباطی است، همان طور كه «اسكاربرو» سال 2003 آنها را به عنوان مهم ترین منبع تركیب و مبادله دانش لازم برای ارتقا خلاقیت و ایجاد سرمایه عقلایی معرفی می كند.[18] انتقال دانش ضمنی بستگی زیادی به تفاوت بین ارتباطات رو در رو و معاملات آزاد افراد دارد . صمیمیت دو طرف، عنصری كلیدی در میزان انتقال دانش ضمنی محسوب می شود. چراكه دانش ضمنی اغلب از طریق زبان بدن و نمایش فیزیكی مهارتها ایجاد شده و انتقال می یابد، بنابراین لازم است به فناوری اطلاعات و ارتباطات كه بخش قابل ملاحظه ای از این دانش رامنتقل می كند بهای بسیاری داده شود. موانع ایجاد ،‌تسهیم و انتقال دانش ضمنی زمانی اتفاق می افتد كه افراد خلاق،یا ‌فعالانه برای شركت در فرایند خلاقیت،‌ بی انگیزه گردند یا خود را درگیر این فرایند نكنند. برنامه های تشویقی مانند اعطای پاداش به اشخاصی كه دانش مهم و با ارزشی را در درون خود اندوخته اند، در انتقال دانش ضمنی موثر است. از آنجا كه انتقال دانش ضمنی نیازمند اختصاص وقت بسیاری برای برقراری ارتباط شخصی است، این احتمال وجود دارد درسازمانهایی كه به خبرگی اهمیت فوق العاده ای می دهند، اما همكاری و كمك رساندن به سایرین در آنها، از اهمیت چندانی برخوردار نیست، افراد خبره و صاحبان دانش از این موضوع به عنوان عاملی جهت كسب قدرت استفاده كنند. بنابراین، انتقال دانش ضمنی تا حد قابل ملاحظه ای نیازمند تعاملات شخصی و غیررسمی بوده و این وظیفه مدیریت سازمان به حساب می آید تا با فرهنگ سازی و ایجاد فضای مناسب، زمینه را جهت استفاده آزادانه افراد از روشهای مختلف تفكر فراهم سازند. در این راستا لازم است سازمان سطوح مختلف تفكرخلاق را از طریق تشویق فرهنگ سازمانی باز و داشتن سلسله مراتب كمتر معین كند.

به مرور زمان و با ادامه جریان زندگی نوعی از دانش در درون اشخاص نهادینه می گردد ؛ پولانی نخستین بار در سال 1969 با بیان این مطلب كه«ما بیشتر از آنچه می گوییم ،‌می دانیم» به نمونه هایی از تواناییهای انسان نظیر یادگیری دوچرخه سواری و شنا یا چگونگی تشخیص چهره ها اشاره می كندكه تشریح نحوه انجام آن به راحتی توسط فرد امكان پذیر نیست ،او دانش اینگونه تواناییهای را «دانش ضمنی» نامید. به بیانی دیگر، دانش ضمنی را می‌توان مجموعه ای از تجارب، مهارتها، دیدگاه های كاری و نظام ارزشی و ذهنی در درون فرد دانست كه قابل گفتن نبوده و در هیچ پایگاه داده‌ای ذخیره نشده است بلكه جایگاه آن را ذهن آدمی و فعالیتهای اوتشكیل می دهد. چالش اصلی مدیریت دانش نیز تبدیل هر چه بیشتر و بهتر دانش ضمنی به دانش تصریحی است. [9] از مدیریت دانش ضمنی تعاریف بسیاری توسط نویسندگان و اندیشمندان این رشته نقل گردیده است به عنوان نمونه «روزنبرگ» در سال 1982 دانش ضمنی را به عنوان دانش تكنیك ها ، روشها و طرحهایی مطرح كرد كه فرد ضمن رسیدن به نتایج دلخواه خود، آنها را به كار گرفته بدون آنكه قادر باشد دلیل واضحی برایشان بیان كند.[10] «نوناكا» بر این اعتقاد است كه دانش ضمنی كاملا شخصی بوده ، رسمی كردن آن بسیار مشكل است، از این رو انتقال آن به دیگران به آسانی موثر نیست.[11] «هاول» دانش ضمنی را غیر كد پذیر و فن غیر قابل تجسمی دانسته كه از طریق دریافت غیر رسمی از رفتار و رویه های یادگرفته شده كسب می گردد[12] . «گرانت» این واژه را با توجه به قابلیت استعمال آن اینگونه تعریف می كند كه : «دانش ضمنی فقط از طریق استعمال آشكار می شود و انتقال آن امكان پذیر نیست .» [13] در این مقاله با استناد بر تعاریف «نوناكا» ، «هال» و «اندریانی»، نقش و تاثیر دانش ضمنی در فرایند خلاقیت و نیل به موفقیت آن در سازمانها در سه بعد كلیدی ، تكامل دانش ضمنی در سازمانها، حیات بخشی و در نهایت انتقال آن در سازمانها مورد بررسی قرار می گیرد.

 

نوشته شده در دوشنبه 24 بهمن 1384 و ساعت 04:02 ق.ظ توسط : عاطفه قوامی فر و لیلا بیگ
ویرایش شده در دوشنبه 24 بهمن 1384 و ساعت 05:02 ق.ظ


¿مدیریت دانش ضمنی
دوشنبه 24 بهمن 1384

با سلام

با خودمون گفتیم با شروع محرم و  سال جدید قمری  هر کسی به نوعی داره نذری خودشو می ده ُ ما هم به ذهنمون رسید مقالمون بگذاریم رو وب  شاید این طوری  ...

نقش مدیریت دانش ضمنی در خلاقیت و نوآوری

( قسمت اول )

دکتر محمد فتحیان- لیلا بیگ - عاطفه قوامی فر

چكیده

عصر حاضر، عصر تحولات و تغییرات شگرف درفناوریهاست. عصری كه ساختار فكری آن آكنده از عمق بخشیدن به اطلاعات و توجه به مشاركت نیروی انســـانی خلاق و دانش گرا به جای نیروی انسانی عملكردی است. از این رو، مدیریت هوشیار بر آن است تا هرچه بیشتر و بهتر درجهت استفاده از ابزاری به نام دانش برای رویارویی و مقابله با عوامل عدم اطمینان، حفظ موقعیت و ایجاد خلاقیت و نوآوری جهت گسترش عرصه رقابتی خود برآید، این امر مستلزم این است كه سازمان با ارج نهادن به مدیریت دانش و متقابلا مدیریت خلاقیت و نوآوری، آن را به عنوان یك نیاز استراتژیك و ضروری جهت پیشگامی در عرصه رقابت پذیری، در زمره برنامه های اولویت دارخود قرار دهد. م دیریت نوآوری در واقع فرایندی است كه از طریق تركیب و یكپارچگی اجزای مختلف دانش به پدیدآوردن بدیهیات می پردازد. در این راستا به کارگیری دانش ضمنی به عنوان محركی اساسی در موفقیت فرایند نوآوری، تاثیر قابل ملاحظه ای در کارایی شركتها خواهد داشت. مقاله حاضر در آغاز دلایل اهمیت دانش ضمنی در فرایند خلاقیت، نقش دانش ضمنی را در مدیریت نوآوری شناسایی كرده و مواردی از موانع و مشكلات ایجاد وتسهیم آنرا ذكر می كند. سپس بر اساس آخرین پژوهشهای انجام گرفته در این حوزه، مدل یكپارچه ای برای تشریح تاثیر دانش ضمنی بر مدیریت موفقیت آمیز نوآوری تشریح و ارائه می گردد، در پایان اهرمهای كلیدی مدیریت دانش ضمنی شناسایی شده و تاثیر مثبت آن بر موفقیت نوآوری مورد تجزیه و تحلیل قرار می گیرد.


مقدمه
در این عصر ضمن تلاشهای بسیاری كه در زمینه ساختاردهی و مهندسی مجددفرایندها و همچنین كاهش هزینه ها به منظور كسب سودآوری، توسط شركتها انجام گرفته است ، اینك نوبت این است تا بسیاری از آنها به تجدید سبد محصولات خود از طریق ایجاد نوآوری بپردازند. در این راستا خلاقیت و تولید افكار و اندیشه های نو توسط مدیران و كاركنان سازمانی از اهمیت ویژه ای برخوردار شده و جایگاه والایی را درسازمان به خود اختصاص داده است. امروزه سازمانهایی موفق هستند و می توانند در دنیای پررقابت ادامه حیات بدهند كه دائماً افكار و اندیشه های جدید را در سازمان كاربردی سازند. این امر توسط مدیران و كاركنان خلاق امكان پذیر است اما آیا شركتها شرایط و محیط موردنیاز را ایجاد می كنند؟ آیا آنها با اهرمهای مناسب جهت بهینه ساختن موفقیت نوآوری آشنایی دارند؟ نقش دانش ضمنی به عنوان یك اهرم كلیدی در ایجاد نوآوری مورد تاكید قرار گرفته و با هدف موفقیت خلاقیت، ضمن استناد بر تحقیقات انجام شده در این حیطه، ابعاد مرتبط دانش ضمنی و مدیریت نوآوری بررسی و تشریح می شود. بر این اساس در آغاز با مروری بر ادبیات مدیریت دانش ضمنی و مدیریت نوآوری، نقش دانش ضمنی بر خلاقیت و نوآوری سازمانی در سه بعد: تكامل دانش ضمنی ، حیاتی سازی آن و انتقال دانش ضمنی بررسی شده،سپس با بیان سه محور: انواع نوآوری ، نوع صنعت و ساختار سازمانی یک سازمان خلاق در مدیریت نوآوری ، مدلی یكپارچه از ارتباط و تاثیر مدیریت دانش ضمنی بر مدیریت نوآوری ارایه می گردد.

1 - مدیریت دانش در سازمان:


در دسته بندی ای كه از سوی صاحب نظران كسب و كار ارایه گردیده ؛ دهه 1980 را دهه جنبش كیفیت (تاكید بر اینكه برای دستیابی به كیفیت بهتر، همه كاركنان باید از قدرت فكری خود بهتر استفاده كنند)؛ دهه 0991 را دهه مهندسی مجدد (استفاده از فناوری برای بهبود فرایندهای كسب و كار و كاهش هزینه ها)؛ و دهه 2000 را دهه مدیریت دانش لقب داده اند [1].دانش‌ همان‌ صورت‌ ذهنی‌ایده‌ها، واقعیتها، مفاهیم‌، داده‌ها و تكنیك های ‌ثبت‌ شده‌ در حافظه‌ انسان‌ است‌[2]‌ که از مغز انسان‌ سرچشمه‌ می‌گیرد و مبتنی‌ بر اطلاعاتی‌ است‌ كه‌ با تجربه‌، باورها و ارزشهای‌ شخصی‌، همراه‌ با تصمیم‌ و عمل‌وی‌، دگرگون‌ و بارور می‌شود. دانش‌ هر شخص‌ با دانش‌ فرد دیگری‌ كه‌ همان‌ اطلاعات‌ را دریافت‌ می‌كندیكسان‌ نیست‌. اهمیت فزاینده دانش در عصــر حاضر، سازمانها را ناگزیر می سازد تا نسبت به معانی ای چون خلاقیت تكنیك ، خلاقیت در محصول یا فرایند و خلاقیت سازمانی یا استراتژیك، با تعمقی بیشتر بیندیشند. این موضوع سازمانها را با چالشهایی در زمینه چگونگی پــــردازش دانش و ایجاد آن مواجه می سازد.
«نوناكا» در مدل یكپارچه خود برای ایجاد دانش پویا، از دانش به عنوان عامل محرك درونی یاد می كند. دانشی كه مفهومی در بر نداشته باشد در واقع اطلاعات خواهد بود و اطلاعات زمانی به دانش تبدیل می گردد كه توسط اشخاص تفسیر گردیده، با عقاید و تعهدات آنها آمیخته شده و به آن مفهوم داده شود .[3] به تبع تبدیل دانش به منبع استراتژیك برای رقابت و بقای سازمانها و جوامع، نیاز به توسعه و اشراف بر روشهای خلق، اشتراك و به كارگیری آن حیاتی می شود. تقاضا برای دانش به نوبه خود به تقاضا برای افزایش ذخیره دانش و توزیع آن منجر می گردد.[4] مدیریت دانش، مجموعه ای از فرایندها برای فهم و به كارگیری منبع استراتژیك دانش در سازمان است. مدیریت دانش، رویكردی ساخت یافته است كه رویه هایی را برای شناسایی، ارزیابی و سازماندهی، ذخیره و به كارگیری دانش به منظور تامین نیازها و اهداف سازمان برقرار می سازد. [5]مدیریت دانش، علاوه بر مدیریت اطلاعات ،تسهیل در ایجاد دانش جدید و مدیریت روشهای تسهیم و کاربری دانش را نیز بر عهده دارد . [6] بسته به اینكه دانش از لحاظ فیزیكی در كجا قرارمی گیرد می توان آن را به دو نوع دانش تصریحی و ضمنی تقسیم‌بندی كرد.[7] «نوناكا» و نویسندگانی دیگر از جمله «هال» و «آندریانی» دانش تصریحی را دانشی می دانند كه قابل رمزگذاری و كدگذاری بوده و در نتیجه می توان آن را به سادگی مخابره ، پردازش و منتقل و درپایگاه داده‌ها ذخیره كرد. این نوع از دانش را می توان فرم داد و یك فرمول علمی و یا كتابچه راهنما بین افراد سازمان منتشر كرد . دستورالعملها، مقررات، قوانین، رویه‌های انجام كار، آئین‌نامه‌ها، شرح جزئیات و… كه به صورت رسمی در بین افراد سازمان به آسانی قابل انتقال هستند همه دانش تصریحی به حساب می آیند . در مقابل، دانش ضمنی شخصی بوده و فرموله كردن آن بسیار مشكل است. این نوع از دانش كه از طریق تسهیم تجربیات با مشاهده و تقلید اكتســـاب می شود، ریشه در اعمال ،‌رویه ها ،تعهدات ، ارزشها و احساسات افراد داشته؛ قابل كد گذاری نبوده؛ از طریق یك زبان مخابره نمی شود . دانش ضمنی و تصریحی مكمل یكدیگرند و این بدین معناست كه برای ایجاد دانش هر دوی آنها ضروری هستند، از این رو آنچه ما دانش می خوانیم از طریق تعامل بین دانش ضمنی و تصریحی و نه هر كدام به تنهایی ایجاد می شود.
به طور كلی در رابطه با مدیریت دانش وخلاقیت منابع انسانی در سازمان دو راهبرد اساسی زیر مطرح است. نخست، استفاده بهینه از فناوریهای موجود در سازمان جهت به كارگیری وكاربرد بهتر دانایی در داخل شركت است. به عنوان مثال، ایجاد پایگاه داده ای از فهرست افراد با تجربه در فعالیتی خاص می تواند در صورت لزوم برای پردازش اطلاعات مورد استفاده قرار گیـــرد. این عمل باعث می گردد تا شركتها دانسته های موجود در سازمان را به همراه دانایی تك تك كاركنان برحسب مورد، شناسایی كنند. راهبرد دوم، كه گاهی نوآوری دانایی نامیده می شود، زمانی است كه كاركنان، از ارزشها و معیارهای سازمان شناخت كافی داشته و قادرند ایده های خلاقانه خود را در جهت تولید محصول و خدماتی نو و ارزشمند به كار بگیرند.[8]

نوشته شده در دوشنبه 24 بهمن 1384 و ساعت 04:02 ق.ظ توسط : عاطفه قوامی فر و لیلا بیگ
ویرایش شده در دوشنبه 24 بهمن 1384 و ساعت 04:02 ق.ظ


¿دیتا مارت
پنجشنبه 20 بهمن 1384

در یکی از متون که در حال ترجمه آن میباشم  Data Mart  چنین توصیف شده است:

دیتا مارت اغلب کوچک است و بر یک موضوع یا دپارتمان خاص متمرکز است. بنابراین پاسخگوی یک نیاز داخلی است. طرح بانک اطلاعات برای یک دیتامارت حول ساختار اتصال ستاره ای ساخته شده است که بهینه برای نیازهای کاربران دپارتمان است. دیتامارت معمولا با ابزارهای کامپیوتری که انعطاف پذیری تحلیل را تامین میکنند اما ممکن است برای سازماندهی حجم بالای داده ها مناسب نباشند؛ نیرومند میشود. رکوردهای ذخیره شده در دیتامارتها بخوبی نمایه شده اند.

یک دیتامارت در صورتیکه داده ها را از منابع داده ای بسیار سازماندهی شده مثل انبار داده ها بگیرد؛ دیتامارت وابسته نامیده میشود.مسلما دیتامارتهای وابسته از لحاظ ساختاری و معماری منطقی هستند. منبع دیتامارتهای وابسته تکنولوژِی بانک اطلاعات دپارتمانی است. دیتامارتهای مستقل ثابت نیستند و از لحاظ معماری بسیار با هم متفاوتند. این مساله هنگام یکپارچه سازی دیتامارتهای مستقل، مشکل ایجاد میکند. بنابراین با یکپارچه سازی ساده دیتامارتها یک انبار داده ایجاد نخواهد شد.

دیتامارت اساسا برای اهداف تاکتیکی طراحی شده است و هدفش تامین یک نیاز تجاری فوری است.

بنظر شما بهترین معادل فارسی برای دیتامارت چه واژه ای میتواند باشد؟

نوشته شده در پنجشنبه 20 بهمن 1384 و ساعت 09:02 ق.ظ توسط : مریم
ویرایش شده در پنجشنبه 20 بهمن 1384 و ساعت 09:02 ق.ظ


¿مدیریت دانش ترسناک!
چهارشنبه 14 دی 1384

در یک سازمان که به تدریج دارد با مدیریت داش آشنا می شود و به فكر پیاده سازی آن در آینده است، از یک مدیر میانی شنیدم كه:

همكارانم برایشان مبهم است كه پیاده سازی مدیریت دانایی دقیقاً یعنی چه؟

این را كه گفت یاد جلمه مهران مدیری در شب های برره افتادم! او ادامه داد:

همه فكر می كنند كه نظام مدیریت دانش هم چیزی مثل ایزو(نظام مدیریت کیفیت) است. آنها می ترسند كه با آمدن مدیریت دانش كلّی كار اضافی بر دوش آنها بیافتد. مثلاً اینكه هر روز مجبورند كارهایشان را بنویسند و همه چیز را مكتوب كنند. از شاخص های احتمالی كه برای سنجیدن مدیریت دانش می تواند استفاده شود بیم دارند و به خصوص نگران ممیّزی آنها هستند.

آیا اگر از دید کارمندان نگاه کنیم، مدیریت دانش واقعاً اینقدر ترسناك است؟

نوشته شده در چهارشنبه 14 دی 1384 و ساعت 01:01 ق.ظ توسط : محمد کیهانی
ویرایش شده در - و ساعت -


¿خلاقیت و سن
جمعه 25 آذر 1384

تحقیقات نشان میدهد که افراد در سنین کمتر از ۲۵ سال و بالاتر از ۴۵ سال خلاقیت بیشتری دارند. در این سنین معمولا افراد کمتر بدنبال پست و مقام و رقابت هستند.

چگونگی تشویق افراد به کسب دانش از افراد مسن تر در محیط های کاری یکی از موضوعاتی است که قرارست در کنفرانسی بین المللی مطرح شود. اطلاعات کنفرانس در پستهای آتی ذکر خواهد شد.

نوشته شده در جمعه 25 آذر 1384 و ساعت 04:12 ق.ظ توسط : مریم
ویرایش شده در - و ساعت -


¿مدیریت دانش در مالزی
جمعه 18 آذر 1384

اجرای موثر مدیریت دانش بستگی به چند عامل از جمله رهبری، فرهنگ سازمانی، زیرساختهای تکنولوژی اطلاعات، نگرش مثبت کارکنان به اشتراک دانش و ... دارد. ترکیب خوبی از مشارکت انسانی و ابزارهای تکنولوژیکی موفقیت مدیریت دانش را در بردارد. نگرش افراد به جنبه های مختلف مدیریت دانش پیشنیاز مهمی در پروژه های مدیریت دانش است. نقیب از مالزی به همین منظور تحقیقی را بمنظور بررسی استنباط کارکنان یک شرکت برجسته نفتی در مالزی از مدیریت دانش و بخصوص در حوزه ساختار سازمانی، فرهنگ، رهبری، تکنولوژی اطلاعات و یادگیری سازمانی و نیز نگرش شخصی افراد به اشتراک دانش با همکاران انجام داده است. نتیجه تحقیق او نشان داده است که مدیریت دانش در مالزی هنوز در مرحله نوزادی است. مقاله کامل ایشان را در اینجا ببینید.

نوشته شده در جمعه 18 آذر 1384 و ساعت 06:12 ق.ظ توسط : مریم
ویرایش شده در - و ساعت -


¿داده کاوی
چهارشنبه 16 آذر 1384

یکی از خوانندگان بلاگ که دانشجوی تکنولوژی اطلاعات هستند درخواست کرده اند اطلاعاتی درباره داده کاوی یا همان Data mining در بلاگ ارائه دهیم. دوستان اگر امکان دارد همکاری کنند و  مطلبی در این زمینه بنویسند یا منابع دیگری معرفی نمایند. از آنجا که سوالشان را خیلی کلی پرسیده اند من نمیدانم دقیقا چه نوع اطلاعاتی میخواهند اما آنطور که از ایمیل مختصر ایشان برداشت کردم تجربیات عملی و مثالهایی در این زمینه میتواند برایشان راهگشا باشد. سپاسگزارم. 

نوشته شده در چهارشنبه 16 آذر 1384 و ساعت 08:12 ق.ظ توسط : مریم
ویرایش شده در - و ساعت -


¿Exploitation and Exploration
سه شنبه 15 آذر 1384

سازمانها باید بخشی از دامنه دانش را گسترش دهند در حالیکه همزمان از بخش دیگری بهره برداری میکنند. حالت ایده آل آنست که شرکتها تعادلی بین exploration و exploitation در تمام قسمتهای دانش استراتژیک ایجاد کنند.

exploration در عین نگهداری از دانش موجود، سرمایه دانش را برای رهنمون کردن سازمان بسمت قلمروهای جدید تامین میکند.

exploitation  با استفاده و بهره برداری از دانش موجود سرمایه مالی برای کشف و نوآوری ایجاد میکند.

exploration بدون exploitation و برعکس غلط است. چرا که exploration بتنهایی نمیتواند از لحاظ اقتصادی بصرفه باشد و exploitation هم بتنهایی نهایتا منجر به تلاش برای پمپ کردن آب از یک چاه خشکیده میشود و ناگزیر دانش کهنه و بدردنخور میشود.

لطفا برای knowledge exploration  و knowledge exploitation معادل فارسی ارائه دهید. کشف دانش و بهره برداری از دانش چطور است؟

ماخذ:

Zack, M. H. (1999). "Developing a knowledge strategy." California Management Review 41(3): 125-145.

نوشته شده در سه شنبه 15 آذر 1384 و ساعت 06:12 ق.ظ توسط : مریم
ویرایش شده در - و ساعت -


¿دانش نهان و ابهام عیان!
یکشنبه 13 آذر 1384

خانمی به اسم هستی خواستند كه درباره Tacit Knowledge یا به قولی دانش نهان بیشتر بدانند تا بتوانند این عبارت را بهتر درك كنند. من هم ان فرصت را مناسب دیدم تا نگاهی به ادبیّات بیاندازم و یك چهارچوب مفهومی برای فكر كردن درباره دانش نهان ارائه دهم تا ابهامات این عبارت را هم برای خودم و هم برای دیگران كاهش دهم.

هر آدمی كه تفكّر سیستماتیك و منطقی داشته باشد در برخورد با مفهوم دانش نهان مشكل پیدا می‌كند. دلیل این موضوع این است كه تعاریفی كه برای دانش نهان وجود دارند مبهم و كلّی هستند و در بسیاری از موارد با هم اختلاف و حتّی تضاد دارند. عجیب است كه در ادبیّات مدیریت دانش همه طوری از این عبارت استفاده می‌كنند كه انگار تعریف روشنی دارد. با نگاهی به این همه ابهامی كه درباره این واژه وجود دارد به نظر می‌آید عبارت Tacit Knowledge به عنوان یك كیسه استفاده می‌شود كه تمام ویژگی‌های مبهم دانش را در آن می‌ریزند. به خصوص نویسندگان رشته مدیریت دانش گویا از این عبارت به عنوان یك تیتر كلّی برای تمام مسائلی كه مدیریت دانش را دشوارتر و انسانی‌تر (در مقابل تكنیكال‌تر) می‌كند استفاده می‌كنند.

با وجود اینكه Nonaka و Takeuchi به عنوان اوّلین كسانی كه از مفهوم دانش نهان در مدیریت دانش استفاده كرده‌اند، شناخته می‌شوند اصل قضیه به 40 سال پیش برمی‌گردد. شاید پولانی وقتی در دهه 60 این مفهوم را معرّفی كرد فكرش را نمی‌كرد كه یك روز این همه بلا سر آن بیاورند! در آن زمان پوولانی یك جمله معروف گفت: ما بیشتر از آنچه می‌توانیم بیان كنیم، می‌دانیم.

امّا امروز از جملات دیگری هم برای توضیح دانش نهان استفاده می‌شود. مثل:

- ما بیشتر از آنچه می دانیم، بیان می‌كنیم

- هر چیزی را نمی توان با كلام گفت یا یاد گرفت

- من بیشتر از آنچه تو به من گفتی، از حرف‌هایت یاد گرفتم

- نمی‌دانم چرا، ولی می‌دانم كه درست است

- خودم می‌دانم، ولی نمی‌توانم برای كسی توضیح بدهم

 - بعضی‌ها می‌دانند، ولی كسی آن را جایی ننوشته است

- باید خودت تجربه كنی تا بفهمی

این جملات در واقع هر كدام خلاصه دیدگاه یك سری نویسندگان به دانش نهان هستند كه من برداشت كرده‌ام.

واقعاً ادبیّات مربوط به Tacit Knowledge گیج كننده است. یكی 2 جور Tacit تعریف می‌كند، یكی 3 جور، و یكی 5 جور! یكی می‌گوید شخصی است، یكی می‌گوید جمعی هم می‌تواند باشد. یكی می‌گوید دانشی كه Explicit نشدنی است Tacit است. یكی دیگر می‌گوید اگر Explicit شدنی باشد ولی هنوز نشده باشد هم Tacit است. یكی می‌گوید غیر قاببل انتقال است، یكی می‌گوید به سختی قابل انتقال است، و یكی می‌گوید به راحتی قابل انتقال است! بعضی ها Tacit را با Implicit قاطی می‌كنند و روشن نیست دقیقاً كدام یك از این دو نقطه مقابل Explicit است؟ 

البته از نظر كسی كه نگران مدیریت دانش در عمل است اینكه یك واچه Tacit دقیقاً چه مفاهیمی را در بر می‌گیرد زیاد مهم نیست. مهم این است كه انواع دانشی را كه ممكن است مهم باشند با انواع ویژگی هایش بشناسیم و هیچ كدام را از قلم نیاندازیم. بنابراین چهراچوب مفهومی كه من برای نگاه به Tacit Knowledge پیشنهاد می‌كنم این است كه واژه Tacit را بگذاریم كنار، و به ریز ریز ویژگی‌های گوناگونی كه برای آن پیشنهاد شده است توجّه كنیم. یعنی سؤالات زیر را درباره انواع دانش از خودمان بپرسیم و با توجّه به جواب به نحوه "مدیریت" آن و ایزارها و روش های لازم فكر كنیم:

۱. آیا می‌دانیم كه آن را می‌دانیم؟

۲. آیا می‌دانیم كه چرا آن را می‌دانیم؟

۳. آیا می‌دانیم كه چگونه یاد گرفته می‌شود؟

۴. آیا می‌توانیم آن را بنویسیم؟

۵. آیا می‌توانیم آن را یاد بدهیم؟

۶. آیا برای یاد گرفتن آن حتماً احتیاج به دیدن رفتار صاحب دانش و یا صحبت مستقیم با او داریم؟

۷. آیا برای یاد گرفتن آن احتیاج به تمرین و تجربه داریم؟

۸. آیا هم‌اكنون به صورت مكتوب وجود دارد؟

۹. آیا آگاهانه منتقل می‌شود یا غیر آگاهانه؟

۱۰. آیا صاحب دانش می‌خواهد آن را بیان كند؟

در جملات فوق منظور از بیان كردن هر گونه انتقال و به اشتراك گذاری دانش است. اگر به تمام سؤالات فوق فكر كنیم یعنی تقریباً به بیشتر جنبه های  Tacit بودن توجّه كرده‌ایم. البته در سؤالات فوق حتماً باید به جنبه Subjective یا Objective بودن آنها هم دقّت كنیم. یعنی مثلاً اگر یك نفر نمی‌تواند دانشی را بیان كند یا بنویسد معنی‌اش این است كه دیگران هم نمی‌توانند؟ آیا اصلاً نشدنی است؟

در آخر 3 منبع دم دست روی اینترنت معرّفی می‌كنم كه می‌توانید مطالعه كنید:

آقای Gourlay بررسی نسبتاً جامعی روی ادبیّات مربوط به دانش نهان انجام داده است و حتّی سابقه این مفهوم را در رشته های دیگر هم بررسی كرده است. می‌توانید آن را در اینجا ببینید.Busch و Richards هم در این مقاله، به خصوص در مقدّمه آن توضیحات خوبی درباره مفهوم دانش نهان در مدیریت دانش می‌دهند.

یكی از نویسندگان معروف مدیریت دانش، آقای Karl Sveiby هم در اینجا مقاله ای دارد كه درباره دانش نهان به خصوص گفته های پولانی نوشته است. همچنین از این صفحه پیوندی دارد به یك امتحان عملی برای سنجش دانش نهان: پیدا كردن دماغ با چشم بسته!

امیدوارم مطلبی كه نوشتم مفید بوده باشد.

نوشته شده در یکشنبه 13 آذر 1384 و ساعت 10:12 ق.ظ توسط : محمد کیهانی
ویرایش شده در یکشنبه 13 آذر 1384 و ساعت 11:12 ق.ظ


¿تاکسونومی
جمعه 11 آذر 1384

در کتابخانه ها برای کدگذاری موضوعی منابع از شیوه های جهانی استاندارد مثل روش دیویی یا کتابخانه کنگره استفاده میشود و به هر رده موضوعی عدد  یا ترکیبی از حروف انگلیسی و اعداد اختصاص داده میشود تا کار بازیابی منابع آسانتر شود. مثلا در کتابخانه های با سیستم دیویی شماره ۶۵۸ و در کتابخانه های با سیستم کنگره HD 30  به متون مدیریتی اختصاص داده شده است. حالا در متون مدیریت دانش هم صحبت از کدگذاری و رده بندی دانش است و  اصطلاح تاکسونومی به این منظور بکار برده میشود. بنظر شما معادل فارسی taxonomies چه میتواند باشد؟

نوشته شده در جمعه 11 آذر 1384 و ساعت 07:12 ق.ظ توسط : مریم
ویرایش شده در - و ساعت -


¿مدیریت دانش ماندگار است
جمعه 11 آذر 1384

تحلیلهای کتابشناختی و سنجش تعداد مقالات متون مرتبط با مدیریت دانش ثابت میکند که مدیریت دانش برخلاف سایر تب های مدیریتی گذرا نبوده و ماندگار است. در مورد سایر روندهای مدیریتی قبل از مدیریت دانش مثل:

1.Quality Circles

2.Total Quality Management

3.Business Process Reengineering

به این ترتیب بوده که طی پنج سال اول ظهور، رشد متون مرتبط با آنها چشمگیر بوده ولی پس از آن با کاهشی حیرت انگیز روبرو بوده است. اما در مورد مدیریت دانش رشد فوق العاده  متون مرتبط با آن طی پنج ساله اول ظهور با افت شدید مواجه نشده است و همچنان پس از بیش از یک دهه بحث داغ متون مدیریتی و تجارت و دیگر حوزه های وابسته است.

کسی میداند معادل فارسی اصطلاحات انگلیسی بالا چیست؟ ممنون میشوم اگر کامنت بگذارید.

نوشته شده در جمعه 11 آذر 1384 و ساعت 06:12 ق.ظ توسط : مریم
ویرایش شده در جمعه 11 آذر 1384 و ساعت 06:12 ق.ظ