تبلیغات
مدیریت دانش - مطالب فناوری مدیریت دانش

مدیریت دانش
با توجه ویژه به پیشرفت این رشته در ایران و معادل یابی فارسی برای واژگان

به وبلاگ  مدیریت دانش  خوش آمدید. چنانچه علاقه مند به همكاری هستید با ما تماس بگیرید.


¿فراخوان مقاله
یکشنبه 6 شهریور 1390

فراخوان مقاله

مجله الکترونیکی «همای دانش» با تمرکز بر مفاهیم اجرایی مدیریت دانش، توسط شرکت مشاوران توسعه آینده هر دوماه یک‌بار منتشر می‌شود. هدف از انتشار این دوماه نامه، تاکید بر اهمیت پیاده‌سازی مدیریت دانش در تمامی سازمان‌‌های ایرانی و سوق دادن آنها به سمت مدیریت سرمایه‌های دانشی به عنوان رمز موفقیت و پیشرفت در بازار رقابتی کنونی است. بدین وسیله از شما علاقه‌مندان و صاحب‌نظران در زمینه مدیریت، صنایع، فناوری اطلاعات و دیگر رشته‌های مرتبط با مدیریت دانش دعوت می‌شود تا مقالات خود را با محورهای تخصصی زیر به آدرس Homa@moshaveran.net ارسال فرمایید. مطالب برگزیده در شماره‌های آتی این مجله به نام خودتان به چاپ خواهد رسید.

 

ü      مدیریت دانش، ساختارها و سازو کارهای سازمانی

ü      ابزار و فناوری‌های مدیریت دانش

ü      مدیریت دانش منابع انسانی و فرهنگ سازمانی

ü      طراحی، پیاده‌سازی و اجرای مدیریت دانش

ü      مدل‌های بلوغ مدیریت دانش

 

ü      نقشه‌ها و مخازن دانش

ü      تولید ارزش و سرمایه از طریق دانش

ü      سرمایه‌های دانشی و سرمایه‌سازی دانش

ü      اندازه‌گیری و ارزیابی اثربخشی مدیریت دانش

ü      انتقال و تسهیم دانش

 

 

ü      چالش‌ها و فرصت‌های پیاده‌سازی مدیریت دانش

ü      مدل‌های تعالی و مدیریت دانش

ü      عارضه‌یابی مدیریت دانش

 

ü      مدیریت دانش و مزیت رقابتی سازمان

ü      راهکارهای تبدیل دانش به محصول

ü      شرکت‌های دانش بنیان

 

 

 

با تشکر             

سردبیر امیر خسروانی

ضمنا برای کسب اطلاعات بیشتر می توانید از طرق زیر با ما تماس بگیرید:

تهران- خیابان فلسطین کوچه شمشاد پلاک 3 واحد 1

تلفن: 5-66961064                 www.moshaveran.net

نمابر: 66496293                     Homa@moshaveran.net

 

ارژنگ یزدی: کارشناس مدیریت دانش، ویراستار و مسئول مکاتبات

 

مشاوران توسعه آینده

 

نوشته شده در یکشنبه 6 شهریور 1390 و ساعت 02:18 ب.ظ توسط : حمیدرضا نظری
ویرایش شده در - و ساعت -


¿بازبینی در سازمان‌های دانش محور
دوشنبه 29 فروردین 1390

بازبینی در سازمان‌های دانش محور

 به نقل از همای دانش

نشریه الکترونیکی مشاوران توسعه آینده

مجری طرح های مدیریت دانش در ایران 

 

بسیاری از شرکت‌ها به این نتیجه رسیده‌اند که برای عملکرد مؤثر در اقتصاد امروز، تبدیل شدن به یک سازمان دانش محور ضروری است. اما اندکی از آن‌ها به درستی می‌دانند که دانش محور شدن به چه معناست و یا چگونه می‌توان تغییرات لازم برای دانش محور شدن را انجام داد.
احتمالاً شایع‌ترین تعبیر نادرست این است که هرچه دانش بیشتری در محصولات یا خدمات یک شرکت وجود داشته باشد، سازمان دانش محورتر خواهد بود. بنابراین به عنوان مثال یک مؤسسه‌ی پژوهشی و یا یک شرکت مشاوره که محصول آن‌ها تماماً دانش است، در صدر زنجیره‌ی سازمان‌های دانش‌محور قرار می‌گیرند و شرکت‌هایی که به خرید و فروش کالاهای فیزیکی ساده مانند سیمان می‌پردازند، در انتهای زنجیره قرار می‌گیرند. این فرض هم برای کسب و کارهای صنعتی که معتقدند نمی‌توانند تغییر کنند و هم برای کسب و کارهای دانشی که معتقدند
  نیازی به تغییر نحوه‌ی عملکرد ندارند، خطرناک است.
به طور خلاصه تمرکز بر محصولات و خدمات به‌عنوان وسیله‌ای برای طبقه‌بندی یا تعریف سازمان‌های دانش‌محور، منجر به ارائه‌ی یک تصویر تحریف شده از سازمان دانش‌محور می‌گردد. محصولات و خدمات، تنها، چیزهایی هستند که برای مشتریان قابل مشاهده و ملموس هستند؛ آن‌ها در نوک کوه یخ قرار دارند. اما همانند کوه یخی، بیشترین چیزی که شرکت را قادر می‌سازد تا به تولید بپردازد، در زیر سطح قرار دارد و در دارایی‌های ناملموس سازمان
دانش آنچه انجام می‌دهد، چگونه آن را انجام می‌دهد و چرا -  پنهان است.
مایکل زَک
  پس از کار کردن با بیش از 30شرکت، یک سازمان دانش‌محور را متشکل از چهار ویژگی می‌داند که به طور خلاصه عبارتند از: فرآیند، مکان، هدف و چشم‌انداز.

"فرآیند"
به فعالیت‌های درون یک سازمان اتلاق می‌شود که برخی از آن‌ها مرتبط با تولید یک محصولیافروش یک خدمت هستند و مابقی فعالیت‌های فرعی اما با اهمیت یکسان هستند. بسیاری از سازمان‌ها عمدتاً به فعالیت‌های محسوس و قابل مشاهده که به طور روزانه انجام می‌دهند، متمرکز هستند. اما یک سازمان دانش‌محور به دو فرآیند مرتبط که در زیر این فرآیندهای مستقیم قرار دارند نیز می‌پردازند. این دو فرآیند عبارتند از: کاربرد مؤثر دانش موجود و خلق دانش جدید. اهداف این فرایندها عبارتند از: اطمینان از اینکه دانش از یک بخش سازمان در فعالیت‌های سایر بخش‌ها نیز به کار می‌رود؛ اطمینان از اشتراک‌گذاری دانش در طی زمان به منظور بهره‌مندی شرکت از تجارب گذشته؛ ایجاد نمودن امکان یافتن یکدیگر برای کارکنان در بخش‌های گوناگون جهت همکاری در ایجاد دانش جدید؛ و ایجاد فرصت و مشوق برای آزمودن و یادگیری.


"مکان" به مرزهای سازمان اتلاق می‌شود که به منظور اشتراک گذاری و ایجاد دانش اغلب فراتر از مرزهای قانونی سنتی می‌رود. ایجاد و اشتراک‌گذاری دانش در اقتصاد امروز محدود به مرزهای فیزیکی سنتی و محدودیت‌های قانونی شرکت نیست. امروزه شرکت‌ها به طور فزاینده‌ای به این تشخیص رسیده‌اند که دانش اغلب به‌عنوان یک محصول جانبی در تعاملات روزانه با مشتریان، فروشندگان، شرکا و حتی رقبا، تولید و به اشتراک گذارده می‌شود. بنابراین سازمان دانش‌محور مجموعه‌ای از افراد و منابع حمایت کننده هستند که از طریق ارتباطات مستمر، دانش را خلق کرده و به کار می‌برند. اینگونه سازمان‌ها مرزی نامشخص، قابل انعطاف و پویا دارند. سازمان دانش‌محور، دانش را در هرکجا که باشد جستجو کرده و به همکاری با
  هرکسی که بتواند به یادگیری آنچه سازمان نیاز دارد کمک نماید، می‌پردازد. گاهی اوقات سازمان یادگیرنده نگرانی درباره‌ی اینکه چه کسی برای چه کسی کار می‌کند را خاتمه داده و در عوض بر این مسئله تمرکز می‌کند که چه کسی نیاز دارد با چه کسی کارکند.


"هدف"
  به مأموریت و استراتژی سازمان اینکه قصد دارد به مشتریان خود چگونه نفع برساند- اتلاق می‌شود. حتی یک مجموعه‌ی بسیار مؤثر ازفرایندهای مدیریت دانش نمی‌تواند تضمین کند که یک سازمان عملکرد خوب و یا بهتر از رقبایش خواهد داشت. شرکت‌های موفق در طی زمان آن‌هایی هستند که فرآیندهای مدیریت دانش خود را با استراتژی‌های خود تنظیم می‌کنند. سازمان دانش‌محور تشخیص می‌دهد که دانش یک منبع استراتژیک کلیدی است و از خود می پرسد: چه چیزی لازم است بدانیم تا بتوانیم استراتژی مورد نظر خود را تدوین و اجرا کنیم؟ چه می‌دانیم؟ رقبای ما چه می‌دانند؟ شکاف بین آنچه یک سازمان می‌داند و آنچه نیاز دارد بداند، توجه را به درون سازمان جلب می‌کند؛ همانگونه که نقاط قوت و ضعف تحلیل SWOT این کار را انجام می‌دهد. شکاف بین آنچه سازمان می‌داند و آنچه رقبایش می‌دانند، توجه را به خارج سازمان و به فرصت‌‌ها و تهدیدها جلب می‌کند. شرکت‌ها باید تلاش نمایند تا این دو شکاف دانشی داخلی و خارجی را هرچه سریع‌تر و مؤثرتر از رقبایشان پر کنند.


"چشم‌‌انداز" به جهان‌بینی و فرهنگی اتلاق می‌شود که تصمیمات و فعالیت‌های یک سازمان را تحت تأثیر قرار داده و محدود می‌سازد. یک سازمان دانش‌محور بدون توجه به محسوس بودن یا نبودن محصولاتش، تصویری دانش‌محور از خود دارد. بدین معنا که دانش را در تمامی ابعاد عملکرد خود لحاظ نموده و با هر فعالیتی به‌عنوان یک فعالیت بالقوه‌ی بهبود دهنده‌‌ی دانش رفتار می‌کند. سازمان دانش‌محور از دانش و یادگیری به‌عنوان معیار اولیه‌ی ارزیابی روش سازماندهی، محصول تولیدی، موقعیت سازمان، استخدام افراد، روش ارتباط با مشتری، تصویر سازمان و ماهیت رقابت استفاده می‌کند.
هریک از این عناصر مبنایی برای ارزیابی میزان لاینفک بودن دانش در سازمان و شکل رقابت آن‌ به دست می‌دهد. مدیرانی که چگونگی تعامل این چهار عنصر را درک می‌کنند قادر خواهند بود به آغاز تغییر در شرکت خود بپردازند و از دارایی‌های فکر پنهان در زیر سطح سازمان خود بهره ببرند.


برای دسترسی به مطالب همای دانش به آدرس  http://moshaveran.net/KmMag.aspx مراجعه کنید

 

نوشته شده در دوشنبه 29 فروردین 1390 و ساعت 03:31 ب.ظ توسط : حمیدرضا نظری
ویرایش شده در دوشنبه 29 فروردین 1390 و ساعت 03:42 ب.ظ


¿تولد قدرتمندترین نرم‌افزار مدیریت دانش سازمانی در ایران با نام "رای ون"
سه شنبه 12 بهمن 1389

نرم‌افزار مدیریت دانش سازمانی"رای‌ون" به عنوان قدرتمندترین نرم افزار مدیریت دانش سازمانی در ایران و با انگیزه ارائه یک راهکار واقعی مدیریت دانش به سازمان‌های ایرانی متولد شد. "رای‌ون" یک سیستم نرم افزاری پیشرفته مدیریت دانش مبتنی بر فناوری‌های وب 2.0 است که با تبعیت از جدیدترین روندهای بین المللی مدیریت دانش و فناورری‌های آن برای نخستین‌ بار در كشور و سطح منطقه با نوآوری‌های گسترده بر اساس سه اصل مفهومیِ هوشمندی اجتماعی (Social Intelligence)، درهم‌تنیدگی معنایی (Semantic Interconnectedness) و بصری‌سازی دانش (Knowledge Visualization) ایجاد شده است.

آنچه که "رای‌ون" را در مقایسه با دیگر نرم افزارهای مدیریت دانش سازمانی ایران شایسته لقب قدرتمندترین می نماید، تجربیات ملی و بین المللی تیم طراحی و تولید رای‌ون، به کارگیری جدیدترین فناوری‌ها و امکانات هوشمند و خودسازمان دهی در قالب یک سیستم کاربردی است. این قابلیت ها به خوبی با هوشمندی و دانش‌جمعی سازمان و انواع دانش سازمانی درمی‌آمیزد و علاوه بر یکپارچه سازی مدیریت دانش با فعالیت‌های روزانه دانشکاران و فرآیندهای کاری سازمان، ابزار مناسبی برای فرهنگ‌سازی و جذب کارکنان به مدیریت دانش در اختیار می گذارد. همچنین طراحی ماژولار "رای‌ون" این امکان را به سازمان‌ها می‌دهد که بنا بر تحلیل نیازمندی‌ها و بر اساس استراتژی های مدیریت دانش خود، کل یا بخشی از ماژول‌های رای‌ون را به خدمت بگیرند.

رای‌ون به عنوان یکی دیگر از محصولات نوآورانۀ شرکت اینوتکس ایران، به دنبال ارایۀ راهکاری خلاقانه، قدرتمند، دوراندیشانه و مبتنی بر فناوری های روز دنیا در زمینۀ مدیریت دانش به سازمان های ایرانی است؛ چرا که معتقدیم سازمان های ایرانی شایستۀ در اختیار داشتن یک راهکار واقعی مدیریت دانش هستند؛ و این همان انگیزه ای بود که محققان شرکت اینوتکس ایران را به طراحی و تولید رای‌ون برانگیخت. هم‌اکنون رای‌ون با قرار گرفتن در کنار سایر فناوری‌ها و خدمات حرفه ای اینوتکس ایران، در اختیار سازمان‌های ایرانی است.

برای آشنایی بیشتر با اصول مفهومی و ویژگی‌های فنی رای‌ون و همچنین مشاهدۀ بخشی از قابلیت‌ها و امکانات آن به نشانی www.RaaiVan.ir مراجعه فرمایید.

نوشته شده در سه شنبه 12 بهمن 1389 و ساعت 04:56 ب.ظ توسط : خشایار جهانیان
ویرایش شده در - و ساعت -


¿اهمیت آموزش در پیاده سازی مدیریت دانش
شنبه 10 مهر 1389

-    در هنگام پیاده سازی پروژه های مدیریت دانش، مطمئن شوید که کارکنان برای استفاده از سیستمها و فرآیندهای کاربری سیستم ها اموزش دیده اند.  درست است که این کار از مقاومتهای آنان در استفاده از سیستمها و روشهای جدید می کاهد، اما مانع آن نمی شود!!!

-         اطمینان حاصل کنید که کارکنان از حیطه وسیع اطلاعات و دانش در دسترس برای خود، آگاهند و با لزوم این دسترسی ها موافقند. این کار عمدتا در بازیهای کارگاهی - بازی کردن نقش توسط افراد- قابل انجام است.

-    سعی کنید ارزش استفاده از سیستم و روش جدید را - به زبان قابل درک برای هر سطح از کاربران- تعریف کنید. (مسائلی مانند صرفه جویی در وقت، بازده های مالی، کاهش خطا و ....) و پس از اجرای سیستم حتما این فهرست را بروز کنید.

-    تعامل مکرر برای دریافت بازخور را از یاد نبرید. بهترین جا برای این کار جلسات آموزشی و باز آموزی است. سعی کنید دورهای بعدی این آموزشها را ، افرادی که قبلا آموزش دیده اند انجام دهند. معلمان و مربیان را ثابت نگه ندارید. فرهنگ مدیریت دانش مبتنی بر چرخش اطلاعات و دانش و جابجایی نقشها در به اشتراک گذاری استوار است.

-    آموزش را به ارزیابی کارکنان ربط ندهید. این قضیه نفرساعت آموزشی مقرر، فرهنگ ذخیره غذا برای زمستان و مقدمه خواب زمستانی است!!!

-   تجربه نشان داده است که استفاده از فرآیندهای جدید و سیستم KM، در صورت گنجاندن آن در برنامه آموزشی کارکنان جدید حداکثر می­شود. به این ترتیب، می­توان آن را به عنوان راه "پیش فرض" (اصلی) حل مشکلات و یافتن پاسخها، در سازمان جاری نمود.

* منبع: یادداشتهای شخصی

نوشته شده در شنبه 10 مهر 1389 و ساعت 09:17 ق.ظ توسط : نسیم تهرانی
ویرایش شده در - و ساعت -


¿مدیریت دانش و رایانش اجتماعی
جمعه 24 آبان 1387

قدیم ها انسان، انسان بود و اینترنت هم اینترنت بود. اما به نظر من روز به روز مرز بین این دو کمرنگ تر می شود. در سال های اخیر اینترنت بیشتر و بیشتر تبدیل به گسترشی از وجود انسان شده است. این گسترش هم در سطح فردی بوده و هم در سطح اجتماعی. هر فرد تبدیل شد به خودش به علاوه اینترنت. اطلاعات هر فرد تبدیل شد به اطلاعات خودش به علاوه اطلاعاتی که از طریق اینترنت به آن دسترسی داشت. در سطح اجتماعی رابطه من با دیگران تبدیل شد به رابطه من با دیگران از طریق ایمیل، وبسایت، و... به علاوه رابطه من با خوانندگان وبلاگم به علاوه رابطه من با دیگران از طریق اورکات، یاهو 360، فیس بوک و...

در هر دو سطح از قدرت رایانه ها استفاده کردیم تا ارزش جدید بسازیم. هم شکل کارهای قبلی مان تغییر کرد و هم یاد گرفتیم کارهای جدید انجام بدهیم. اما شاید مهمترین کاری که اینترنت کرد این بود که نه تنها ارزش من و شما و ایشان را افزایش داد بلکه ارزش من به علاوه شما به علاوه ایشان را افزایش داد. اگر اینترنت فقط برای من بود و هیچ کس دیگر روی آن اطلاعاتی نمی گذاشت برای من ارزشی نداشت. اما حالا که من و شما و ایشان روی آن اطلاعات می گذاریم هر کدام از ما به اندازه اطلاعات همه ما از آن استفاده می کنیم. هر یک نفری هم که اضافه شود همه ما نفع می بریم. این یعنی ایجاد ارزش افزوده از طریق به کارگیری قدرت جمع.

در سال های اخیر شاهد موفقیت سایت هایی در اینترنت بودیم که بهترین استفاده را از این توانایی اینترنت انجام دادند. سایت هایی که به نحوی توانستند از عقل جمعی کاربران ارزش افزوده ایجاد کنند (معروف به وب 2). معروف ترین مثال ویکیپدیا است اما فلیکر، دلیشز، و خیلی سایت های دیگر هم نمونه های موفقی بودند که با درخشش خود بحث «رایانش اجتماعی» را داغ کردند.

در حالی که در محافل اینترنتی تب رایانش اجتماعی فراگیر بود و در محافل علمی و مدیریتی در ایران تب مدیریت دانش فراگیر بود، مناسب دیدیم در رابطه با ارتباط این دو مبحث مطلبی بنویسیم. در واقع رایانش اجتماعی چیزهایی برای افزودن به مدیریت دانش دارد که شایسته بررسی است. مقاله ای که حاصل شد کار مشترک بنده با خانم ها مریم صابری، شیما مرادی، و مریم صراف زاده است. آن را می توانید از لینک زیر دانلود کنید:

رایانش اجتماعی در سازمان: رویکردی نوین در مدیریت دانش (کیهانی، صابری، مرادی، و صراف زاده ۱۳۸۶)

نوشته شده در جمعه 24 آبان 1387 و ساعت 09:18 ق.ظ توسط : محمد کیهانی
ویرایش شده در - و ساعت -


¿فناوری اطلاعات و مدیریت دانش
دوشنبه 23 اردیبهشت 1387

خانم تهرانی در پست قبلی موضوع جالبی را مطرح کردند در زمینه ارتباط مدیریت دانش با فناوری اطلاعات. من در این زمینه زیاد فکر کردم و به نظرم فرصت مناسبی آمد تا نتایجی که تا به حال به آن رسیده ام را با شما در میان بگذارم. برای بررسی ارتباط میان فناوری «اطلاعات» و مدیریت «دانش» به نظر ابتدا باید رابطه میان اطلاعات و دانش را برای خود مشخص کنیم.

راستش من این طبقه بندی هرمی داده - اطلاعات - دانش را اگر به این منظور باشد که هر کدام معنی دار تر شدن یا پر زمینه تر شدن یا پردازش شده تر قبلی باشد قبول ندارم. شاید از داده تا اطلاعات بتوانم این هرم را تا حدی قبول کنم ولی از اطلاعات به دانش تفکیک دیگری به نظرم ناسب می آید. البته در قبول نداشتن این هرم تنها نیستمُ به عنوان مثال نوشته های Firestone و McKelroy را ببینید. زیر سوال بردن تفکیک میان اطلاعات و دانش از جمله بزرگترین ایرادهایی است که به مدیریت دانش وارد می شود و اگر نتوان بین این دو تفکیک روشنی قائل شد فلسفه وجودی عنوان «مدیریت دانش» زیر سوال است.

تفکیک میان اطلاعات و دانش

در تفکیکی که میان اطلاعات و دانش قائل هستم مانند  Probst و همکارانش و همچنین برخی نویسنده های دیگر این طور به نظرم می آید که تا وقتی اطلاعات در داخل ذهن انسان نباشد و یک انسان آن را درک نکند، دانش نیست. به علاوه آنچه در ذهن انسان فهمیده شده است، دانش آن انسان است. به نظر من این تفکیک چند پیامد مهم دارد:

۱. دانش وابسته به انسانی است که آن را در ذهن دارد.

۲. دو انسان مختلف ممکن است در مواجهه با یک قطعه اطلاعات یکسان دو قطعه دانش بسیار متفاوت به دست بیاورند.

۳. درست بودن دانش بستگی به نظر شخص صاحب آن دارد.

۴. اطلاعات وابسته به انسان ها نیست. هر آنچه مکتوب است یا به هر شکل دیگری به صورت سیگنال خارج از ذهن انسان وجود دارد اطلاعات است.

۵. دانش هرگز مستقیم از یک فرد به فرد دیگر منتقل نمی شودُ بلکه ابتدا به شکل اطلاعات در می آید و بعد توسط فرد دیگری درک می شود که در این فرایند ممکن است تغییراتی در آن رخ دهد. حتی وقتی با کسی مستقیم صحبت می کنیم ابتدا دانش ما تبدیل به اطلاعات می شود (به شکل سیگنال های صوتی) و سپس فرد مقابل این اطلاعات را دریافت می کند و آنچه از آن درک کرد، می شود دانش برای او.

۶. از آنجا که دانش باید از طریق تبدیل به اطلاعات منتقل شود در این فرایند هم مهارت تبدیل دانش به اطلاعات مهم است (مدن سازی، کدگذاری، مستندسازی، نویسندگیُ هنر بیان، تدریس و...) و هم مهارت درک اطلاعات و تبدیل آن به دانش (مطالعه، درک مطلب، یادگیری، تشخیص الگوها، مفهوم سازی، برقراری ارتباط میان دانش قبلی و اطلاعات دریافتی جدید و...)

حال می توانیم به رابطه میان فناوری اطلاعات و مدیریت دانش بپردازیم

رابطه فناوری اطلاعات و مدیریت دانش

به نظرم بهتر است بحث را بازتر کنیم و ۴ مفهوم زیر را در نظر بگیریم:

۱. مدیریت اطلاعات ۲. مدیریت دانش ۳. فناوری اطلاعات ۴. فناوری دانش

از نظر من تا جایی که برای ما مهم است می توانیم فناوری را ابزار و روش هایی بدانیم که می توانند برای مدیریت به کار گرفته شوند.

با توجه به تفکیک بالا من فکر می کنم که آنچه امروز به عنوان مدیریت دانش مطرح است در واقع باید «مدیریت دانش و اطلاعات» نام گذاشته شود و در آن باید هم از ابزار «فناوری اطلاعات» و هم از ابزار «فناوری دانش» استفاده شود. در ادامه متن منظور من از مدیریت دانش این مفهوم امروزی آن نیست بلکه منظورم مدیریت دانش تفکیک شده از اطلاعات است.

وقتی محتوا به شکل اطلاعات وجود دارد (مثل یک متن مکتوب) مدیریت اطلاعات لازم داریم که با استفاده از فناوری اطلاعات بهتر می توانیم انجام دهیم. مثلاْ آن ها متن مکتوب را با ایمیل به کسی ارسال کنیم. البته در «مدیریت اطلاعات» فقط از فناوری اطلاعات استفاده نمی شود. مثلاْ وقتی ایمیل هایمان را مرتب می کنیم و موضوع بندی می کنیم و در پوشه های مختلف قرار می دهیم این کار با وجود اینکه از فناوری استفاده می کند اما هنر مدیریت ما را هم می طلبد.

وقتی محتوا به شکل دانش در ذهن انسان وجود دارد بحث مدیریت دانش مطرح می شود. وقتی که در ذهن انسان است دیگر به راحتی نمی توانیم از «فناوری اطلاعات» استفاده کنیم. اما مثلاْ ابزارهای فکری مانند TRIZ و کلاه های فکری دی بونو مثال هایی از «فناوری دانش» هستند.

در سال های دهه ۱۹۸۰ که سال های اوج گیری فناوری اطلاعات بود همه داشتند به قابلیت های رایانه در کمک به مدیریت اطلاعات پی می بردند. به عنوان مثال کارهایی که تا قبل از آن فقط کار کتابدارها بود را با رایانه همه می توانستند انجام دهند. سازمان ها نیز به استقبال فناوری اطلاعات رفتند، اما رفته رفته متوجه شدند که همه چیز در مدیریت اطلاعات خلاصه نمی شود. همه کارها را نمی توان در داخل رایانه انجام داد. از یک جا این اطلاعات وارد ذهن انسان ها می شود و انسان ها نقش مهمی پیدا می کنند. از آنجا بود که بحث «مدیریت دانش» مطرح شد اما چون دانش را طبق آن هرم معروف بالاتر از اطلاعات می دیدند، دید عمومی این بود که واژه «مدیریت دانش» عبارت «مدیریت اطلاعات» را نیز پوشش می دهد.

نوشته شده در دوشنبه 23 اردیبهشت 1387 و ساعت 12:05 ب.ظ توسط : محمد کیهانی
ویرایش شده در یکشنبه 22 اردیبهشت 1387 و ساعت 11:05 ق.ظ


¿تاثیر فن آوری اطلاعات
چهارشنبه 18 اردیبهشت 1387

به نظر شما فن آوری اطلاعات چه تاثیر در مدیریت دانش گذاشته است؟؟؟

به عبارت دیگر اگر آن را فراتر از یک ابزار ببینیم  آیا می توان مدعی شد که رویکرد ( و یا سیر؟؟) مدیریت دانش را متحول کرده است؟؟

ج- یک پاسخ خیلی ساده می تواند همان تقسیم بندی رویکردهای مدیریت دانش به دو رویکرد انسان مدار و تکنولوژی مدار باشد که یکی بر نقش افراد و تعاملات آن در خلق به اشتراک گذاری و کاربرد دانش سازمانی تاکید دارد و دیگری بر نقش فن آوریهای تسهیل کننده در فرآیند مدیریت دانش تاکید دارد.

ج- وجه دیگری از پاسخ بروز برخی رویکردهای تحلیلی برای تحلیل اطلاعات و داده ها و تبدیل آن به دانش ( مثلا قوانین اگر - آنگاه) توسط الگوریتمهای عمدتا ریاضی است. که به دلیل استفاده از فن آوریهای جمع آوری و ذخیره سازی داده ها ایجاب و با فن آوریهای محاسبه گر امکان پذیر شده است .

ج - شاید بتوان از منظر دیگری به این نکته اشاره کرد که اگر فن آوری اطلاعات به کمک نیامده بود و دسترسی به اطلاعات را از حالت انحصاری خارج نکرده بود ( به عبارت دیگر دسترسی به بسیاری از انواع اطلاعات دیگر مزیت رقابتی به شمار نمی آید) دانش ( منظورم توانایی تحلیل اطلاعات و انجام اقدام بر مبنای آن ) به عنوان یک مزیت رقابتی مطرح نمی شد.

ج-

ج-

ج-

( فضای خالی یعنی اینکه هنوز به دنبال جوابهای دیگری می گردم!!)

نظر شما چیست؟؟؟؟

نوشته شده در چهارشنبه 18 اردیبهشت 1387 و ساعت 02:05 ق.ظ توسط : نسیم تهرانی
ویرایش شده در - و ساعت -


¿همکاری
جمعه 23 فروردین 1387

سلام به همه دوستان،

فعالیت وبلاگ مدتی است که خیلی کم شده، امیدوارم بیشتر همکاری بشه. دو مطلب دارم:

۱. شرکت من فعالیتی صرفا تحقیقاتی (فعلا) رو در زمینه توسعه یک سیستم GBL (یادگیری مبتنی بر بازی) در زمینه مدیریت دانش شروع کرده. از دوستانی که تجربه ای دارند یا علاقه به همکاری در این زمینه دارند متشکر می شم اعلام کنند.

۲. اینوپدیا دیکشنری مدیریت دانش تولید ما بالاخره آماده شد. با اینوپدیا علاوه بر دسترسی یکجا و سریع به کلیه لغات و اصطلاحات مربوط به مدیریت دانش، به راحتی می توانید ارتباط بین مباحث، لغات و شاخه های مختلف مدیریت دانش، کتاب ها،  مقالات و سایت های مربوطه را به صورت یک مجموعه کامل داشته باشید و از این رو مدیریت دانش را به طور کامل و به تدریج فراگیرید.  اینـوپـدیــا (آلفا1) به عنوان اولین دیکشنری تخصصی مدیریت دانش در ایران، حاصل تلاش چند ماهه کارشناسان اینوتکس ایران برای تولید مجموعه ای آموزنده و انعطاف پذیر است. در نسخه آلفا 1 سعی عمده بر پی ریزی بستر مناسب برای ارائه محتواهای پشتیبان لغات، ایجاد ارتباطات اولیه موضوعی بین لغات و پوشش بخش مناسبی از بدنه دانش مرتبط با مدیریت دانش بوده است. این دیکشنری در قالب محتوای هوشمند اینوتکس ایران (ICF) ارائه شده که توسط نرم افزار دانش خوان وستا (محصول رایگان اینوتکس ایران قابل مطالعه است).

دیکشنری مدیریت دانش

نوشته شده در جمعه 23 فروردین 1387 و ساعت 08:04 ق.ظ توسط : خشایار جهانیان
ویرایش شده در جمعه 23 فروردین 1387 و ساعت 08:04 ق.ظ


¿مدیریت دانش دیجیتال
سه شنبه 7 آذر 1385

همانطور که در هنگام افزوده شدنم به جمع عزیزان نویسنده ی این وبلاگ عنوان شد من در زمینه مهندسی نرم افزار کار میکنم، رشته ای که در جامعه با کامپیوتر شناخته شده است. در یک نگرش عمومی مهندسی نرم افزار درپی ایجاد کاربرد برای کامپیوتر است، اما در رشته فناوری اطلاعات بیشتر از اینکه که ایجاد کاربرد برای سخت افزار کامپیوتر و یا تولید نرم افزار هدف باشد ارائه چاره برای پیشبرد اهداف سازمان هدف است که نرم افزار و سخت افزار عموماً بستر اجرای این چاره هستند و نه خود آن.

 

در یک برداشت ساده هر نرم افزاری به نوعی نرم افزار مدیریت دانش میتواند محسوب شود؛ چون به هر حال با اطلاعات سر و کار دارد، اما نرم افزاری با عنوان "سامانه مدیریت دانش" باید دارای ویژگیهایی خاص باشد، پس این دیدگاه پذیرفته نمیشود. به نظر من در یک سامانه مدیریت دانش میبایستی مفهوم کلیدی به نام دانش تعریف شده باشد. این تعبیر که دانش بایستی مفهوم کلیدی سامانه باشد دارای نکته مهمی است و آن اینست که مدل سازی(modeling) اطلاعات بایستی در زمان عملکرد نرم افزار صورت گیرد و نه در زمان طراحی و ساخت, چرا که دانش دارای ساختار عمومی ای نیست که بتوان آن را در زمان طراحی مدل کرد.

 

اگر آنچه که در پاراگراف قبلی گفتم را پذیرفته باشید، احتمالاً قبول میکنید که ERP و زیر مجموعه هایش(در حال حاضر) کاربرد مدیریت فرایندهای سازمان را برعهده خواهند داشت و دست و پا شکسته در نقش سامانه مدیریت دانش نیز ظاهر میشود.

 

چکیده بحثم تا اینجا حاوی این دو نکته است که اولاً میتوان برای مدیریت دانش، چاره مبتنی بر فناوری اطلاعات فراهم کرد و دوماً اینکه تا کنون در این زمینه کم کار شده است و بیشتر به مدیریت فرایندهای سازمان توجه شده است.

در صورتی که جا داشته باشد من دوست دارم که درباره چنین چاره ای بعضی موارد را که عموماً دیدگاههای خودم هستند را طرح کنم. توجه داشته باشید که اهمیت چاره مدیریت دانش به اندازه خود مدیریت دانش است چراکه هر پاسخ به نیازی به اندازه خود آن نیاز اهمیت دارد.

 

منظورم از واژه "چاره" که در فوق بدان اشاره کردم، همان واژه solution انگلیسی است که از آنجایی که احساس نکردم "راه حل" چندان در مباحث جا افتاده باشد و هم اینکه بر خلاف "چاره" تک واج نیست، چاره را ترجیح میدهم.

نوشته شده در سه شنبه 7 آذر 1385 و ساعت 07:11 ق.ظ توسط : فرشید کزازی
ویرایش شده در - و ساعت -


¿فناوری دانش و تعامل
دوشنبه 22 آبان 1385

واضح است که مدیریت دانش را نمی توان از عملکرد سازمان جدا نمود. مدیریت دانش، نه دیسیپلینی مجزاست و نه می توان با آن به این صورت برخورد کرد. وقتی شک دارید آیا فعالیت یا پروژه ای که درگیر آن هستید، مدیریت دانش است یا نه، تعریف مدیریت دانش را به خاطر داشته باشید. مدیریت دانش همواره بایستی به استراتژی های سطوح مختلف کسب و کار متصل گردد و هم برای کارکنان و هم برای سازمان، خلق ارزش کند. عموما حوزه هایی که مدیریت دانش در آن ها فعال است شامل فرهنگ سازمانی، زیرساخت های تکنولوژیک، فرآیندها و سازمان دهی و محتوا (Content) می شود. البته یکی از مهم ترین مسائلی که باید در پیاده سازی مدیریت دانش در سازمان خود در نظر داشته باشید این است که تحت هیچ شرایطی تکنولوژی زده نشوید. هیچ پروژه مدیریت دانشی با تکنولوژی شروع نمی شود و با تکنولوژی نیز ختم نمی گردد. بنا بر تجربیات ما، عموما حدود 10 تا 15 درصد از پروژه های مدیریت دانش را تکنولوژی اطلاعات تشکیل می دهد یا می توان گفت در دوره حاضر که تکنولوژی های دانش و تعامل (KCT) به سطح مناسبی نرسیده اند این طور است. داونپورت و پروساک از بزرگان مدیریت دانش از دانشگاه هاروارد ادعا می کنند اگر بیش از یک سوم از یک پروژه مدیریت دانش به تکنولوژی اختصاص داده شود این پروژه، یک پروژه فناوری اطلاعات خواهد بود.

نوشته شده در دوشنبه 22 آبان 1385 و ساعت 11:11 ق.ظ توسط : خشایار جهانیان
ویرایش شده در دوشنبه 22 آبان 1385 و ساعت 11:11 ق.ظ


¿تکنولوژی در خدمت مدیریت دانش
جمعه 12 آبان 1385

با ظهور و فراگیری هر تکنولوژی جدید، نقش آن در مدیریت دانش در انتشارات این حوزه پدیدار میشود. مدتی بحث نقش وبلاگها در تولید و اشتراک دانش باب بود و حالا نوبت به ویکی ها رسیده. قبل تر ها هم نقش اینترانت و گروههای مباحثه و غیره. البته رایگان بودن و تحت وب بودن و سادگی استفاده از این نرم افزارها عوامل اصلی مورد توجه واقع شدن آنهاست. به این گروه از تکنولوژیها عبارت:

Collaborative and conversational technologies

را نسبت داده اند. چه معادل فارسی برای این عبارت پیشنهاد میکنید؟

نوشته شده در جمعه 12 آبان 1385 و ساعت 10:11 ق.ظ توسط : مریم
ویرایش شده در جمعه 12 آبان 1385 و ساعت 10:11 ق.ظ


¿دوست من Plone
شنبه 27 اسفند 1384
سلام دوستان! مدّتی در وبلاگ فعّال نبودم من را ببخشید. بعد از تعطیلات قرار است مطالعاتی در زمینه case study های مدیریت دانایی انجام دهم و در نتیجه درباره آنها مطالبی خواهم نوشت.

تا حالا عاشق شده اید؟ من فكر می كنم عاشق یك نرم افزار شده ام! این نرم افزار Plone نام دارد و اخیراً با هم آشنا شده ایم! با وجود اینكه اسمش خارجی به نظر می آید ولی او فارسی هم بلد است چون آقای خوبی به اسم محسن معینی (كه او را نمی شناسم ولی دستش درد نكند!) تمام میانای آن را به فارسی ترجمه كرده است (میانا = interface).

بگذ ارید كمی معشوقه جدید خودم را برایتان بیشتر معرّفی كنم. Plone یك سامانه مدیریت محتوا یا Content Management System است. او اصلاً پولكی و خصیص نیست و در واقع منبع باز یا open source است و هیچ خرجی ندارد! او خیلی معروف و پرطرفدار است و دوستان زیادی دارد. بیش از 60 مهندس در سراسر جهان برای بهبود و توسعه آن كار می كنند. او خیلی دوست داشتنی است و همیشه با او احساس راحتی می كنید چون چندین متخصص Usability یا قابلِت استفاده تلاش می كنند تا كار كردن با این نرم افزار را آسان تر كنند.

این دوست جدید من مثل خیلی از نرم افزار های open source كه ادا و اطوار دارند و بهانه می گیرند كه ما LAMP می خواهیم نیست. (LAMP = Linux Apache MySQL PHP) او به راحتی تحت ویندوز نصب و اجرا می شود.

در وصف معشوق می توانم صفحه های بسیار بنویسم. امّا اینجا به ذكر چند مورد از امكانات آن اكتفا می كنم:
- مدیریت محتوا با جریان كار یا Workflow
- امكان تعریف كاربر، مدیریت گروه های كاربری و اجازه های آنها
- امكان اضافه كردن قابلیّت هایی مانند مدیریت پروژه یا فروشگاه الكترونیكی
- امكان توسعه آن با زبان Python و Zope Platform
و...

من تصمیم جدّی گرفته ام كه كار كردن با  این فرم افزار و بنیاد آن یعنی Zope را یاد بگیرم. برای اطلاعات بیشتر درباره Plone به www.plone.org سری بزنید. به نظر من برای شركت های كوچك و متوسّط ایرانی Plone یكی از بهترین گزینه ها برای ایجاد Intranet و وبگاه (Website) است. با هزینه نزدیك به صفر راه حلی به شما می دهد كه از توان برنامه نویسی و طرّاحی بسیاری از شركت های طراح وب ایرانی فراتر است!

نوشته شده در شنبه 27 اسفند 1384 و ساعت 10:03 ق.ظ توسط : محمد کیهانی
ویرایش شده در - و ساعت -


¿hype cycle
جمعه 21 بهمن 1384

امروز  به اصطلاح hype cycle برخوردم که مراحل گذار تکنولوژیهای جدید را از پیدایش تا فراز و فرود و در نهایت یافتن جایگاه واقعی خود  به پنج مرحله تقسیم کرده.  برای پیدا کردن معادل فارسی hype cycle در گوگل سرچ نمودم. اما تنها دو مورد فارسی پیدا کردم که آنها هم اصطلاح انگلیسی را آورده بودند و معادل سازی نکرده بودند. از جمله در سایت شرکت مشاوره ای ثنارای  که توصیف ۵ مرحله را آورده:

پنج مرحله نمودار Cycle Hype 

  • Technology Trigger: شامل ابداع، تحقیق و توسعه و نمایش عمومی و ارایه اولیه محصولات است. 

  • Peak of Inflated Expectations  : در این مرحله استفاده از فن‌آوری در پروژه‌ها افزایش می‌یابد و رهبران فن‌آوری سعی در عمومی‌كردن و اغراق در توانایی‌های آن دارند. در این بین بعضی از پروژه‌ها با موفقیت انجام می‌پذیرد اما بسیاری از پروژه‌ها به علت محدودیت‌های موجود در آن فن‌آوری به شكست می‌انجامند 

  • Trough of Disillusionment : با توجه به این نكته كه فن‌آوری مورد نظر در زمان اوج خود نمی‌تواند پاسخگوی كلیه انتظارات موجود از آن باشد، به سرعت از میزان علاقه بدان كاسته می‌شود، به همین دلیل نشریات از پرداختن به آن به صورت اغراق‌آمیز پرهیز می‌كنند و حتی گاهی از مطالب و علل شكست آن اخباری ارایه می‌نمایند و در انتظار می‌مانند تا نتیجه بهره‌برداری از فن‌آوری مشخص شود.

  •  Enlightenment Slope of: در این مرحله تمركز بر روی آزمایشات سخت و دامنه‌دار و كسب تجربه از   فن‌آوری است كه این امر توسط سازمان‌های گوناگون انجام می‌شود تا درك صحیح و جامعی از توانایی فن‌آوری مورد نظر، ریسك‌ها و مزایای آن بدست آید و بتوان با استفاده از متدولوژی‌های تجاری و ابزارهای موجود، در زمینه سهولت‌بخشیدن به فرآیند توسعه و یكپارچه‌سازی اقدام نمود. 

  • Plateau of Productivity: در این مرحله مزایای فن‌آوری در دنیای واقعی شناخته و پذیرفته می‌شود. فن‌آوری جای‌گاه واقعی خود را یافته و به سمت تولید سومین و چهارمین نسل خود پیش می‌روند. در نهایت،‌ اوج‌گرفتن این فاز متناسب با گستردگی استفاده از فن‌آوری یا درك فواید و مزایای آن در بازار متغیر است.  

لطفا برای hype cycle معادل فارسی پیشنهاد دهید.

نوشته شده در جمعه 21 بهمن 1384 و ساعت 05:02 ق.ظ توسط : مریم
ویرایش شده در جمعه 21 بهمن 1384 و ساعت 06:02 ق.ظ


¿نگه داری دانش سازمان
پنجشنبه 12 آبان 1384

یکی از مشکلاتی که عدم مدیریت دانش بوجود می آورد، تکرار انجام کارها است، صرفاً به این دلیل که فرد دوم از انجام آن کار خبر ندارد. یکی از این دوباره کاریها پیداکردن روشها است، یعنی بعد از اینکه یکبار یک کار توسط فردی صورت گرفت و روش شایسته و بایسته انجام آن کار مشخص شد  لازم نیست که نفرات بعدی همان تجارب را شخصاً تکرار کند.

به نظر من در هر سازمانی باید یک فضا و ظرف برای نگهداری سوابق و تجارب کارها وجود داشته باشد. به نظرم باید برای این ظرف بهترین تجارب سازمان از یک اصطلاح مناسب استفاده کرد.

نداشتن یک چنین فضایی این مشکل را نیز بوجود می آورد که سازمان به اشخاص وابسته میشود، چون دانش در سینه های آنها محبوس می ماند و از دست دادن یک نیروی فنی متخصص به قیمت تکرار تمام هزینه های کسب دانش توسط نیروی جایگزین است.

یک نیاز مدیریتی که چنین فضایی ایجاد میکند، ترغیب کارمند به ثبت دانشهای جدید و ترغیب کارمندان به مراجعه به این ظرف برای استفاده در کارهایشان است.

راستی این فضا رو با تابلوهای بحث(Forum) ها و سیستم های Messageing اشتباه نگیرید، هر چند از اینها میتوان در این راستا استفاده کرد، اما تفاوتهایی وجود دارد مثل عدم مطرح بودن زمان ارائه، ارائه یک دانش ماهیت گفتگو ندارد و هر مطلب شامل دنباله ای از بحثها نیست(برخلاف forum ها)، دستیابی به دانش ثبت شده on demand(سر نیاز) است پس باید بتوان مطالب را طبقه بندی دقیق کرد تا در هنگام نیاز بتوان آنها را بازیابی نمود.

اگر بخواهم تمام بحث فوق را در یک جمله شعار گونه خلاصه کنم:

دانش یک فرد نباید از دانش سازمان بیشتر باشد.

یا برعکس

دانش سازمان مساوی برآیند دانش کل منابع سازمان باشد.

امروز من با مشکل نبود چنین چیزی برخورد کردم، بعد از اینکه یک مشکل فنی متداول رو حل کردم به نظرم رسید باید روش برخورد با این مشکل متداول رو به اطلاع بقیه اعضای تیم برسونم، اما هیچ ابزاری بهتر از ارائه شفاهی پیدا نکردم و البته این کار رو نکردم چون حوصله اش رو نداشتم.

R&D (مخفف Research and Development ) : یک اصطلاحی که خیلی پر کاربرد است و نیاز به معادل دارد، به معنای تحقیق جامع در مورد پیدا کردن روش مناسب در مورد یک نیاز خاص، و بکاربستن آن روش است.

نوشته شده در پنجشنبه 12 آبان 1384 و ساعت 08:11 ق.ظ توسط : فرشید کزازی
ویرایش شده در - و ساعت -