تبلیغات
مدیریت دانش - مطالب محمد کیهانی

مدیریت دانش
با توجه ویژه به پیشرفت این رشته در ایران و معادل یابی فارسی برای واژگان

به وبلاگ  مدیریت دانش  خوش آمدید. چنانچه علاقه مند به همكاری هستید با ما تماس بگیرید.


¿نامه های عاشقانه...
یکشنبه 22 آبان 1384

چند نفر ایرانی سراغ دارید که برای همسر خود نامه عاشقانه نوشته باشند؟

http://bmc.blogfa.com/post-4.aspx

بحثی است درباره فرهنگ مستندسازی یا تدوین دانایی.

نوشته شده در یکشنبه 22 آبان 1384 و ساعت 02:11 ق.ظ توسط : محمد کیهانی
ویرایش شده در - و ساعت -


¿مدیریت دانش در خارج از حیطه سازمان
پنجشنبه 19 آبان 1384

یکی از خوانندگان درباره مدیریت دانش در خارج از حیطه سازمان پرسیدند. در اصل مدیریت دانش به عنوان یک نظام مدیریتی برای یک سازمان معنی دارد. اما فرایندهای آن در خارج از حیطه سازمان هم اتفاق می افتند. فقط اسمشان دیگر مدیریت دانش نیست. دقیقاْ مثل این است که بگویید مدیریت منابع انسانی در خارج از سازمان می شود یا نه؟ بله فرایند های مدیریت منابع انسانی در خارج از سازمان هم اتفاق می افتد. مثل آموزش. اما دیگر به آن عنوان مدیریت منابع انسانی را نمی دهند چون این اصطلاح عنوان یک نظام مدیریتی برای سازمان است. مدیریت دانش هم همینطور.

مثال های زیادی می توانید از فرایندهای مدیریت دانایی در خارج از حیطه سازمان پیدا کنید. مثلا جاسوسی یک نوع جذب دانایی در سطح بین المللی است! سایت هایی كه روی پلتفرم wiki ساخته شده اند، مثل ویكیپدیا مدل های جدیدی برای به اشتراک گذاری و تدوین دانایی هستند. کتابخانه ها یک جور مکانیزم های سازماندهی و نگهداری دانایی هستند. در مراکز تحقیقاتی فرایند تولید دانایی رخ می دهد. همه این ها فرایند های مدیریت دانایی هستند ولی اسمشان تنها وقتی مدیریت دانایی یا مدیریت دانش می شود که به صورت یکپارچه و در حیطه یک سازمان قرار بگیرند.

به غیر از ویکیپدیا یک سایت جالب و معروف دیگر هم که در زمینه فرایندهای مربوط به دانایی نوآوری داشته http://slashdot.org/ است. اصلا همین وبلاگ ها خود یک محیطی هستند که در آن فرایند های دانایی اتفاق می افتد.

نوشته شده در پنجشنبه 19 آبان 1384 و ساعت 01:11 ب.ظ توسط : محمد کیهانی
ویرایش شده در - و ساعت -


¿۶ دلیل برای وبلاگ گروهی
چهارشنبه 18 آبان 1384

کم کم با گسترده تر شدن مطالب وبلاگ و زیادتر شدن خوانندگان آن وبلاگ مدیریت دانش رشد می کند. بعد از آقای کزازی اخیرا آقایان بهبودی، حنفی و مصطفی زاده نیز به فعالیت در این وبلاگ ابراز علاقه مندی كرده اند كه دو نفر آنها عضو نویسندگان شدند و نفر سوم هم امیدواریم به زودی به ما بپیوندد. این موقعیت را مناسب دیدم تا درباره وبلاگ نویسی گروهی مطلبی بنویسم.

اكثر وبلاگ های جهان فردی هستند و نه گروهی. حتی بعضی سرویس های وبلاگ اصلاً امكان وبلاگ گروهی ندارند. امّا من از طرفداران بزرگ وبلاگ نویسی گروهی هستم. به چند دلیل به نظر من مدل وبلاگ نویسی گروهی برای این وبلاگ مناسب است:

۱. وقت كم نویسنده ها

با توجه به اینكه وبلاگ نویسی داوطلبانه یك حرفه نیست و همه ما به انداره آقای احسان احسانی خوش شانس نیستیم که کسی برای وبلاگ نویسی به ما پول بدهد، نویسنده ها اقلب وقت و انگیزه كافی برای به روزرسانی مداوم وبلاگ ندارند. اما اگر تعداد نویسندگان زیاد باشد، با همان وقت کم هم مطالب به اندازه کافی نوشته می شود. مخصوصاْ در مورد وبلاگی مثل ما که مربوط به یک زمینه تخصصی خاص می شود و درصد محدودی از توجه و وقت هر یک از نویسندگان را جلب می کند، احتیاج به تعدد نویسندگان بیشتر احساس می شود.

۲. اطلاع رسانی

بهترین نوع تبلیغات و اطلاع رسانی برای وبلاگ ما ارتباطات فردی است. کسی پول نمی دهد که این وبلاگ در یک سرویس خبری آگهی داشته باشد. بنابراین هر چه تعداد نویسندگان بیشتر باشد ارتباطات فردی آنها بیشتر و اطلاع رسانی برای وبلاگ بهتر می شود.

۳. تخصص ها و دیدگاه های گوناگون

افراد متفاوت با تخصص ها و دیدگاه های متفاوت باع پربارتر شدن بحث ها می شوند. مخصوصاْ در مورد زمینه مدیریتت دانش به دلیل ماهیت چند رشته ای بودنش این خیلی مهم است. مثلاْ مدیریت دانش ارتباط زیادی با فناوری اطلاعات دارد ولی تا قبل از ورود آقای کزازی ما کسی را در نویسندگان نداشتیم که در زمینه ای مرتبط با فناوری اطلاعات تخصص داشته باشد.

دیدگاه های متفاوت هم فواید زیادی دارد. مثل بحثی که سر دانش یا دانایی داشتیم.

۴. وبلاگ بادوام

به همان دلیل نداشتن پشتیبانی مالی برای وبلاگ نویسی بارها و بارها پیش آمده و می آید و خواهد آمد که یک نفر وبلاگی را شروع کرده ولی بعد از مدتی وبلاگ راکد مانده است و دیگر چیزی ننوشته. در وبلاگ گروهی اگر هم کسی از نوشتن بیافتد بقیه نمی گذارند وبلاگ راکد بماند و بمیرد.

۵. ارتباط با آدم های علاقه مند به مدیریت دانش

از آنجا که مدیریت دانش در ایران خیلی جوان است و علاقه مندان به آن کم، این وبلاگ محل خوبی است برای پیدا کردن و برقراری ارتباط با علاقه مندان و فعالان ایرانی در زمینه مدیریت دانش.

۶. کار تیمی

فکر می کنم برای همه ما روشن است که فرهنگ ما ایرانیان از نظر کار گروهی و تیمی ضعیف است. تا به حال چند تا وبلاگ فارسی دیده اید که چندین نویسنده داشته باشد؟ اما به نظر من زیاد هم کار سختی نیست. این وبلاگ جای خوبی برای تمرین مقداری کار گروهی است. شاید این فعالیت گروهی بعداْ زمینه ای فراهم کند برای فعالیت های دیگر.


به اعضای جدید وبلاگ خوشامد می گویم و امیدوارم فعالیت در این وبلاگ تجربه خوبی برای همه ما باشد.

نوشته شده در چهارشنبه 18 آبان 1384 و ساعت 02:11 ق.ظ توسط : محمد کیهانی
ویرایش شده در - و ساعت -


¿وبلاگ کارامد
دوشنبه 16 آبان 1384

آقای وحید مصطفی زاده وبلاگ جالبی دارند که اخیرا مقاله کاملی درباره مدیریت دانش در آن نوشته اند. جزو مراجع آن یک کتاب هست که مریم خانم خودمان ترجمه کرده اند! چه جالب من نمی دانستم شما کتاب ترجمه کرده اید!

http://karamad.blogfa.com/post-20.aspx

نوشته شده در دوشنبه 16 آبان 1384 و ساعت 01:11 ب.ظ توسط : محمد کیهانی
ویرایش شده در یکشنبه 22 آبان 1384 و ساعت 02:11 ق.ظ


¿بهترین تجربیات و درس های آموخته شده
پنجشنبه 12 آبان 1384

به بحث های مهمی اشاره کردید آقای کزازی. می خواستم این مطلب را به عنوان نظر روی پست شما بنویسم ولی زیادی طوالانی شد و میهن بلاگ محدودیت تعداد کاراکتر دارد برای نظرات.

چیزی که اشاره کردید به شکل های گوناگون در بحث های مدیریت دانش مطرح می شود. یکی بحث lessons learned یا درس های آموخته شده است که امروز بسیاری از شرکت های بزرگ جهان نگهداری بانکی از آنها را شروع کرده اند. یکی از شرکت های ایرانی که دیدم دقیقا مشکل چنین بانکی را داشت. وقتی در یک پروژه با مشکلی مواجه می شوید و برایتان هزینه به بار می آورد و ناگهان به یاد می آورید که همین مشکل را در یک پروژه دو سال قبل به نحو هوشمندانه ای حل کرده بودید آن وقت است که نیاز به چنین بانکی را حسابی احساس می کنید! البته مشکلات زیادی در این زمینه مطرح است مثلا اینکه چگونه افراد را راضی کنیم که تجربیات خود را بنویسند؟ چگونه این درس های آموخته شده را بایگانی کنیم به طوری که به راحتی قابل دسترسی و جستجو در کمترین زمان باشند؟ چطور این نظام درس های آموخته شده را با نظام های دیگر سازمان یکپارچه کنیم؟ و...

البته بعضی شرکت ها ممکن است دقیقاْ از این واژه درس های آموخته شده استافده نکنند. مثلا یکی از شرکت های خودروسازی معروف جهان بعد از ارائه هر محصول خود در بازار عملکرد آن را با چیزی که پیش بینی می کردند مقایسه می کنند و مستنداتی تهیه می کنند تحت عنوان Things Gone Right و Things Gone Wrong.

مفهوم مشابه دیگری با عنوان Best Practice یا بهترین تجربیات وجود دارد که فرق آن با درس های آموخته شده این است که معمولاْ از منبع خارج از سازمان می آیند. یعنی در واقع تجربیات خوب و نمونه سامان های دیگر هستند. وقتی یک سازمان بهترین تجربیات سازمان های دیگر را الگوی پیشرفت خود قرار می دهد به آن می گویند Benchmarking (معادل های مختلفی برای این واژه می گویند ولی به نظر من الگوبرداری خوب است و در یک سازمان ایرانی هم دیدم که به همین عنوان جا افتاده است). برای واژه Best Practice برترین تجربیات و چند واژه دیگر که در همین وبلاگ و نسخه های قبلی آن بحث شد هم پیشنهاد شده است. شما از واژه تجارب استفاده کردید. آیا از لحاظ دستوری تجارب بهتر از تجربیات است؟

در مورد R&D باید بگویم که خوشبختانه در این مورد عبارت تحقیق و توسعه به عنوان معادل مدت ها است که در ایران جا افتاده است. بسیاری از سازمان های بزرگ ایرانی واحد تحقیق و توسعه دارند.

نوشته شده در پنجشنبه 12 آبان 1384 و ساعت 12:11 ب.ظ توسط : محمد کیهانی
ویرایش شده در جمعه 13 آبان 1384 و ساعت 01:11 ب.ظ


¿قالب جدید وبلاگ
پنجشنبه 12 آبان 1384

راست گفتید قالب قبلی وبلاگ خیلی بیخود بود! این یکی خیلی بهتر است!

خلاصه قالب جدید مبارک!

یک خبر جدید دیگر اینکه من یک وبلاگ جدید راه اندازی کردم که دامنه بحث های آن خیلی گسترده تر از این وبلاگ است و کلا درباره فرهنگ، مدیریت، و كسب و كار در ایران است. در حین كار و برخورد با مدیران ایرانی و داستان های واقعی كه شنیده ام ماجراهای جالبی را دیده ام كه به نظرم آمد می توانند مطالب جالبی برای یك وبلاگ باشند. منتظر باشید تا در این وبلاگ جدید درباره آنها بخوانید. در این وبلاگ جدید هم مجددا از هر فرد علاقه مندی دعوت به همكاری می كنم.

یک خبر دیگر اینکه چند تا لینک جدید اضافه کردم در کنار وبلاگ آنها را ببینید.

نوشته شده در پنجشنبه 12 آبان 1384 و ساعت 04:11 ق.ظ توسط : محمد کیهانی
ویرایش شده در - و ساعت -


¿دانش یا دانایی
دوشنبه 9 آبان 1384

از آنجا که که به نظر می رسد اخیراْ میان خوانندگان و نویسندگان وبلاگ اعتلاف جهانی مبارزه با واژه دانایی و حمایت از واژه دانش تشکیل شده است(!) تصمیم گرفتم به عنوان صدای اقلیت مطلبی در این باره بنویسم.

درست است همه می دانیم که مدیریت دانش رایج تر است. ما هم وقتی استفاده از واژه دانایی را پیشنهاد کردیم می دانستیم که دانش رایج تر است.

دلیل اصلی که برای استفاده از واژه دانایی داشتیم این بود که دانش در واقع معادل جا افتاده ای است برای واژه عربی علم یا واژه انگلیسی Science. پس از آنجا که ما درباره Science Management صحبت نمی کنیم عبارت مدیریت دانایی را برای Knowledge Management بهتر دیدیم.

حالا دلایل شما برای ترجیح دانش چیست؟ من ندیدم هیچ کس از عبارت دانایی بدش بیاید. حتی شما. اما دانش را ترجیح می دهید فقط به این دلیل که رایج تر است. من می گویم ما به عنوان پیشگامان مدیریت دانایی به زبان فارسی تاثیر مهمی در این قضیه داریم که واقعا یک واژه تا چه اندازه رایج است. شاید دانایی هم یک روز رایج شد!

به هر حال به نظر من اشکالی ندارد که هر کس دلش می خواهد فعلا بگوید دانش و هر کس می خواهد بگوید دانایی. حتی ما خودمان هم هر از گاهی می گوییم دانش و هر از گاهی دانایی. رفته رفته آن چیزی که بیشتر به دل می نشیند ماندگار خواهد شد. سیر طبیعی زبان طی خواهد شد و یکی از این دو واژه جا خواهد افتاد. آن وقت اگر واژه دانش برنده بود من هم همیشه خواهم گفت دانش! اما فعلا که Knowledge Management آن قدر زیاد مورد بحث به زبان فارسی قرار نگرفته که بتوان گفت قطعا واژه دانش برنده شده است.

نوشته شده در دوشنبه 9 آبان 1384 و ساعت 09:10 ق.ظ توسط : محمد کیهانی
ویرایش شده در سه شنبه 10 آبان 1384 و ساعت 08:11 ق.ظ


¿ماهیت دانایی و رد و بدل آن
دوشنبه 2 آبان 1384

با دانایی نمی توان مثل کالا برخورد کرد. کالا یک ارزش معین دارد و با پرداخت آن ارزش به صورت پول می توانیم آن را تهیه کنیم. اما در مورد دانایی یک تناقض جالب وجود دارد و آن اینکه اگر بخواهیم دانش خود را به دیگران بفروشیم باید به آنها ثابت کنیم که ارزش دارد. برای این کار باید دانایی را به آنها بدهیم! و بعد که دادیم و ارزشش معلوم شد دیگر لازم نیست به ما پول بدهند چون دانایی را دارند!

بحث anonymity در به اشتراك گذاری دانایی بحث بسیار مهمی است. شركت ما در قالب یك قرارداد مدیریت دانایی با یك سازمان بزرگ ایرانی با نزدیك به ۱۰۰۰ نفر كارمند با این موضوع در عمل برخورد كردیم. این شركت یك اینترانت نسبتا خوب داشت كه تمام كارمندان شركت در تمام ساختمان های آن در سطح تهران را به هم وصل می كرد و صفحه تابلوهای بحث یا forum هم داشت. هنگامی كه این صفحه را دیدیم متوجه شدیم كه هیچ پیغامی معلوم نیست كه نویسنده اش چه كسی است. پیغام هایی كه مربوط به مسائل فنی و كاری می شد بسیار كم و پیغام هایی كه مربوط به شایعات و غذا و تعطیلات و مرخسی و جوك می شد بسیار زیاد بود.

واقعیت این است كه در محیط anonymous افراد احساس آزادی می كنند كه درباره مسائل متفرقه صحبت كنند. امّا اگر از متخصصین می خواهیم كه دانایی فنی خود را در اختیار دیگران بگذارند حد اقل كاری كه می توانیم بكنیم این است كه اجازه دهیم این افراد برای دانش خود شناخته شوند و به قولی credit آن را بگیرند. من وقتی مطلبی بسیار عالی و آموزنده می نویسم افتخار می كنم كه دیگران بدانند كار من است! البته همانطور كه مریم خانم اشاره كردند بعضی وقت ها هم بی نام بودن بهتر است پس به نظر من این قضیه باید اختیاری باشد و هر دو امكان وجود داشته باشد. یك سیستم انگیزشی حساب شده در كنار این قضیه باید وجود داشته باشد و فرهنگ سازی مناسب هم مفید است.

مثلا یكی از فرهنگ های ایرانی مزاحم به اشتراك گذاری دانایی فرهنگ نجابت یا تظاهر به نجابت است. در بعضی محیط ها اصلا خوب نیست كه آدم دیگران را از مهارت ها و دانایی خودش با خبر كند چون این كار نوعی خودنمایی محسوب می شود. در حالی كه كاملاً به نفع مدیریت دانایی است.

راستی به نظر شما واژه معادل خوب برای anonymous یا anonymity چیست؟!

نوشته شده در دوشنبه 2 آبان 1384 و ساعت 12:10 ب.ظ توسط : محمد کیهانی
ویرایش شده در - و ساعت -


¿مهندسی نیازمندی ها
سه شنبه 12 مهر 1384

بحث جالبی را مطرح کردید که فکر می کنم جایگاه اصلی آن برمی گردد به مبحث مهندسی نیازمندی ها یا Requirements Engineering كه اتفاقا ارتباطات جالبی هم با مدیریت دانایی دارد. جمله معروف دراكر را كه نوشتید به دو مفهوم اساسی مهندسی نیازمندی ها اشاره می كند. یكی validation و دیگری verification. فكر می كنم یكی را تأیید و دیگری را صحه گذاری ترجمه كرده اند. شما چه نظری دارید؟

به هر حال می گویند validation در ابتدای كار توسعه سیستم می آید و  و جزو اولین مراحل مهندسی نیازمندی ها است. یعنی جواب مثبت به این سؤال : Are you doing the right thing?

یعنی آیا كار درست را انجام می دهید؟

پس از ایكه كار validate شد می توانیم با خیال راحت آن را انجام دهیم. پس از انجام كار باید ببینیم كه آیا سیستم ساخته شده مطابق با نیازمندی های اوّلیه مشتری بوده یا نه. به این مرحله كه معمولاً جزو آخرین مراحل مهندسی نیازمندی ها به شمار می رود می گویند verification یعنی جواب مثبت به این سؤال: Did you do it right?

یعنی آیا كار را درست انجام دادید؟

طبیعتا اگر از اول validation انجام نداده باشیم ممكن است كلی زحمت بكشیم  ولی در راه اشتباه. به نظر من منظور جمله دراكر هم همین است. یعنی آیا فقط درگیر این هستید كه كارتان را درست انجام دهید یا اینكه ریشه ای تر فكر می كنید و نگران این هستید كه اصلا كار درست را می كنید یا نه؟

نوشته شده در سه شنبه 12 مهر 1384 و ساعت 10:10 ق.ظ توسط : محمد کیهانی
ویرایش شده در - و ساعت -


¿واژه نامه راه اندازی شد
شنبه 26 شهریور 1384
یک خبر خوب. صفحات واژه به طور کامل راه اندازی شد. البته واژه های آن فقط همان هایی هستند که تا به حال مورد بحث قرار گرفته اند و شاید چند تا بیشتر. امیدوارم به زودی پربارتر و کامل تر بشود. از کنار همین صفحه در قسمت لینکستان می توانید به آن دسترسی پیدا کنید.

نوشته شده در شنبه 26 شهریور 1384 و ساعت 12:09 ب.ظ توسط : محمد کیهانی
ویرایش شده در - و ساعت -


¿امکانات این وبلاگ
جمعه 18 شهریور 1384

یکی از امکانات خوب میهن بلاگ امکان اضافه کردن صفحات اضافی به آن است. در حال حاضر از این امکان برای ایجاد دو صفحه اضافی استفاده کرده ام که می توانید آنها را در لینکستان ببینید. یک صفحه برای نگه داشتن جدولی از کل واژه های مورد بحث قرار گرفته. یک صفحه هم برای توضیحات کلی درباره این وبلاگ. هر دوی این صفحات هنوز زیر ساخت هستند و به زودی فرمت و محتوای بهتری پیدا خواهند کرد. یک صفحه دیگر هم برای لینک های خارجی خواهم ساخت.

امکان دیگر میهن بلاگ این است که به شما اجازه می دهد تمام مقاله های مربوط به یکی از موضوعات را یک جا ببینید. مثلاْ برای دیدن تمام مقاله هایی که تا به حال درباره «روش کار وبلاگ» نوشته شده اند کافی است روی عنوان این موضوع کلیک کنید. (بعد از این مقاله باید روی هم رفته ۳ مقاله درباره این موضوع ببینید).

اگر می خواهید خواننده ای را به یک مقاله خاص راهنمایی کنید از آدرس مخصوص آن مقاله استفاده کنید که از طریق دکمه « + » در پایین هر مقاله می توانید آن را پیدا کنید.

نوشته شده در جمعه 18 شهریور 1384 و ساعت 03:09 ق.ظ توسط : محمد کیهانی
ویرایش شده در - و ساعت -


¿روش کار در وبلاگ جدید
جمعه 18 شهریور 1384

با سلام خدمت دوستان. با خانه تکانی از kmterms.persianblog.com به اینجا من هم به تیم نویسندگان این وبلاگ پیوستم. امیدوارم بحث های آن برای جامعه مدیریت دانایی ایران مفید باشد.

در مورد روش کار این وبلاگ من فکر کردم که به نظر می آید اضافه کردن تمام واژه ها به عنوان موضوع روش مناسبی نیست چرا که:

۱. در بسیاری از مواقع پیش می آید که درباره چند واژه هم زمان صحبت می شود در حالی که میهن بلاگ امکان دادن چند موضوع به یک مقاله را ندارد.

۲. تعداد موضوعات بیش از حد زیاد می شود.

۳. هر بار که درباره واژه جدیدی صحبت می شود باید فهرست موضوعات را به روز کرد.

به دلایل فوق من موضوع بندی متفاوتی را برای این وبلاگ پیشنهاد می کنم:

۱. واژگان مدیریت عمومی: برای وقتی که درباره واژه هایی مثل business, enterprise, initiative, audit و... صحبت می کنیم.

۲. واژگان فناوری مدیریت دانایی: برای وقتی که به بحث تکنولوژی نزدیک می شویم و بیشتر با ادبیات مربوط به فناوری اطلاعات سر و کار داریم مثل Enterprise Information Portals(EIP), data warehousing و ...

۳. واژگان خاص مدیریت دانایی: برای بیشتر بحث های این وبلاگ مثل: tacit knowledge, explicit knowledge, knowledge sharing, organizational learning, expert, noviceknow-how, know-about, competence و...

۴. روش کار وبلاگ: برای مقاله هایی مثل همینی که می خوانید.

۵. عمومی: برای هر چیزی که در ۴ موضوع فوق جا نمی گیرد.

نوشته شده در جمعه 18 شهریور 1384 و ساعت 02:09 ق.ظ توسط : محمد کیهانی
ویرایش شده در - و ساعت -