تبلیغات
مدیریت دانش - مطالب محمد کیهانی

مدیریت دانش
با توجه ویژه به پیشرفت این رشته در ایران و معادل یابی فارسی برای واژگان

به وبلاگ  مدیریت دانش  خوش آمدید. چنانچه علاقه مند به همكاری هستید با ما تماس بگیرید.


¿همایش ملی "مدیریت دانش و علوم اطلاعات: پیوندها و برهم‌كنش‌ها"
سه شنبه 25 فروردین 1388

همایش ملی "مدیریت دانش و علوم اطلاعات: پیوندها و برهم‌كنش‌ها" روز 26 فروردین 1388 از ساعت 8:30 الی 17:30 در سالن یوسف شریعت‌زاده سازمان اسناد و كتابخانه ملی جمهوری اسلامی ایران برگزار می‌شود. این همایش با همكاری پژوهشگاه اطلاعات و مدارك علمی ایران، انجمن كتابداری و اطلاع‌رسانی ایران و سازمان اسناد و كتابخانه ملی جمهوری اسلامی ایران برگزار می‌شود. برای كسب اطلاعات بیشتر در خصوص آن به وب سایت همایش مراجعه نمایید.

www.km-seminar.ir

 

با آرزوی بهروزی

روابط عمومی و امور بین‌الملل

پژوهشگاه اطلاعات و مدارك علمی ایران

نوشته شده در سه شنبه 25 فروردین 1388 و ساعت 09:18 ق.ظ توسط : محمد کیهانی
ویرایش شده در - و ساعت -


¿سمینار مدیریت دانش و مدیریت دانش مشتری در دانشکده مدیریت دانشگاه تهران
پنجشنبه 7 آذر 1387

کانون سرمایه های فکری و مدیریت بازرگانی دانشکده مدیریت دانشگاه تهران در روز یکشنبه 10 آذر سمیناری در زمینه مدیریت دانش و مدیریت دانش مشتری برگزار می نمایند که شرکت در آن برای عموم آزاد است. اعلامیه مربوط به این برنامه را می توانید در تصویر زیر ببینید. برنامه از ساعت 11:30 تا 13:00 خواهد بود و آدرس دانشکده مدیریت هم زیر پل گیشا (تقاطع بزرگراه چمران و جلال آل احمد) است. از خوانندگان این وبلاگ دعوت به حضور می نماییم.

 

نوشته شده در پنجشنبه 7 آذر 1387 و ساعت 10:53 ب.ظ توسط : محمد کیهانی
ویرایش شده در پنجشنبه 7 آذر 1387 و ساعت 11:10 ب.ظ


¿مدیریت دانش و رایانش اجتماعی
جمعه 24 آبان 1387

قدیم ها انسان، انسان بود و اینترنت هم اینترنت بود. اما به نظر من روز به روز مرز بین این دو کمرنگ تر می شود. در سال های اخیر اینترنت بیشتر و بیشتر تبدیل به گسترشی از وجود انسان شده است. این گسترش هم در سطح فردی بوده و هم در سطح اجتماعی. هر فرد تبدیل شد به خودش به علاوه اینترنت. اطلاعات هر فرد تبدیل شد به اطلاعات خودش به علاوه اطلاعاتی که از طریق اینترنت به آن دسترسی داشت. در سطح اجتماعی رابطه من با دیگران تبدیل شد به رابطه من با دیگران از طریق ایمیل، وبسایت، و... به علاوه رابطه من با خوانندگان وبلاگم به علاوه رابطه من با دیگران از طریق اورکات، یاهو 360، فیس بوک و...

در هر دو سطح از قدرت رایانه ها استفاده کردیم تا ارزش جدید بسازیم. هم شکل کارهای قبلی مان تغییر کرد و هم یاد گرفتیم کارهای جدید انجام بدهیم. اما شاید مهمترین کاری که اینترنت کرد این بود که نه تنها ارزش من و شما و ایشان را افزایش داد بلکه ارزش من به علاوه شما به علاوه ایشان را افزایش داد. اگر اینترنت فقط برای من بود و هیچ کس دیگر روی آن اطلاعاتی نمی گذاشت برای من ارزشی نداشت. اما حالا که من و شما و ایشان روی آن اطلاعات می گذاریم هر کدام از ما به اندازه اطلاعات همه ما از آن استفاده می کنیم. هر یک نفری هم که اضافه شود همه ما نفع می بریم. این یعنی ایجاد ارزش افزوده از طریق به کارگیری قدرت جمع.

در سال های اخیر شاهد موفقیت سایت هایی در اینترنت بودیم که بهترین استفاده را از این توانایی اینترنت انجام دادند. سایت هایی که به نحوی توانستند از عقل جمعی کاربران ارزش افزوده ایجاد کنند (معروف به وب 2). معروف ترین مثال ویکیپدیا است اما فلیکر، دلیشز، و خیلی سایت های دیگر هم نمونه های موفقی بودند که با درخشش خود بحث «رایانش اجتماعی» را داغ کردند.

در حالی که در محافل اینترنتی تب رایانش اجتماعی فراگیر بود و در محافل علمی و مدیریتی در ایران تب مدیریت دانش فراگیر بود، مناسب دیدیم در رابطه با ارتباط این دو مبحث مطلبی بنویسیم. در واقع رایانش اجتماعی چیزهایی برای افزودن به مدیریت دانش دارد که شایسته بررسی است. مقاله ای که حاصل شد کار مشترک بنده با خانم ها مریم صابری، شیما مرادی، و مریم صراف زاده است. آن را می توانید از لینک زیر دانلود کنید:

رایانش اجتماعی در سازمان: رویکردی نوین در مدیریت دانش (کیهانی، صابری، مرادی، و صراف زاده ۱۳۸۶)

نوشته شده در جمعه 24 آبان 1387 و ساعت 09:18 ق.ظ توسط : محمد کیهانی
ویرایش شده در - و ساعت -


¿مدیریت دانش و یادگیری سازمانی
دوشنبه 14 مرداد 1387

در دو سه سال اخیر صحبت از افول مدیریت دانش زیاد بوده است (مثلآْ اینجا را ببینید که سال ۲۰۰۶ نوشته شده است). در واقع صحبت از افول مدیریت دانش از ابتدای ظهور مدیریت دانش هر از گاهی مطرح می شده است! حتی در سال ۲۰۰۰ که مدیریت دانش در حال اوج گیری سریع بود، توماس داونپورت که از پیشگامان مدیریت دانش بود در نوشته ای (اینجا) تعریف کرد که مدیریت دانش دیگر قدیمی شده و حتی همسرش که چندان هم سررشته ای از مسائل مدیریت و کسب و کار ندارد به او پیشنهاد کرده است که به موضوعات دیگر بپردازد.

با وجود اینکه در ایران علاقه محققین به مدیریت دانش در اوج خود به سر می برد به طور کلی در جهان این درست است که بگوییم مدیریت دانش دیگر چیز جدیدی نیست و به همین دلیل هم هست که افرادی که می خواهند همیشه روی جدیدترین موضوعات کار کنند کمی از مدیریت دانش فاصله گرفته اند. اما مدیریت دانش هنوز مهم است و مقداری جا افتاده تر شده است. ویراستار شماره ویژه مدیریت دانش نشریه اومگا (Omega) نیز به همین نکته اشاره دارد. شاید کل مدیریت دانش دیگر جدید نباشد اما هنوز مهم است و موضوعات مهمی در آن هنوز نیاز به تحقیقات بیشتری دارند.

این مقاله سال ۲۰۰۸ (لینک) که مقدمه این ویژه نامه است و مروری بر کل مقالات آن دارد را خانم آذر اورنگیان ترجمه کرده و فایل آن را در اختیار عموم قرار داده است. البته کار ایشان مقداری فراتر از ترجمه است و مطالب بیشتری را نیز شامل می شود. می توانید آن را از لینک زیر دانلود کنید:

مدیریت دانش و یادگیری سازمانی - کینگ ۲۰۰۸ - ترجمه آذر اورنگیان

نوشته شده در دوشنبه 14 مرداد 1387 و ساعت 05:08 ق.ظ توسط : محمد کیهانی
ویرایش شده در - و ساعت -


¿مدیریت دانش در وزارت نیرو
یکشنبه 19 خرداد 1387
سایت موسسه تحقیقات و آموزش مدیریت وزارت نیرو یک بخش مدیریت دانش دارد که مطالبی را به شکل اسلاید ارائه می دهد.

نوشته شده در یکشنبه 19 خرداد 1387 و ساعت 12:06 ب.ظ توسط : محمد کیهانی
ویرایش شده در - و ساعت -


¿فناوری اطلاعات و مدیریت دانش
دوشنبه 23 اردیبهشت 1387

خانم تهرانی در پست قبلی موضوع جالبی را مطرح کردند در زمینه ارتباط مدیریت دانش با فناوری اطلاعات. من در این زمینه زیاد فکر کردم و به نظرم فرصت مناسبی آمد تا نتایجی که تا به حال به آن رسیده ام را با شما در میان بگذارم. برای بررسی ارتباط میان فناوری «اطلاعات» و مدیریت «دانش» به نظر ابتدا باید رابطه میان اطلاعات و دانش را برای خود مشخص کنیم.

راستش من این طبقه بندی هرمی داده - اطلاعات - دانش را اگر به این منظور باشد که هر کدام معنی دار تر شدن یا پر زمینه تر شدن یا پردازش شده تر قبلی باشد قبول ندارم. شاید از داده تا اطلاعات بتوانم این هرم را تا حدی قبول کنم ولی از اطلاعات به دانش تفکیک دیگری به نظرم ناسب می آید. البته در قبول نداشتن این هرم تنها نیستمُ به عنوان مثال نوشته های Firestone و McKelroy را ببینید. زیر سوال بردن تفکیک میان اطلاعات و دانش از جمله بزرگترین ایرادهایی است که به مدیریت دانش وارد می شود و اگر نتوان بین این دو تفکیک روشنی قائل شد فلسفه وجودی عنوان «مدیریت دانش» زیر سوال است.

تفکیک میان اطلاعات و دانش

در تفکیکی که میان اطلاعات و دانش قائل هستم مانند  Probst و همکارانش و همچنین برخی نویسنده های دیگر این طور به نظرم می آید که تا وقتی اطلاعات در داخل ذهن انسان نباشد و یک انسان آن را درک نکند، دانش نیست. به علاوه آنچه در ذهن انسان فهمیده شده است، دانش آن انسان است. به نظر من این تفکیک چند پیامد مهم دارد:

۱. دانش وابسته به انسانی است که آن را در ذهن دارد.

۲. دو انسان مختلف ممکن است در مواجهه با یک قطعه اطلاعات یکسان دو قطعه دانش بسیار متفاوت به دست بیاورند.

۳. درست بودن دانش بستگی به نظر شخص صاحب آن دارد.

۴. اطلاعات وابسته به انسان ها نیست. هر آنچه مکتوب است یا به هر شکل دیگری به صورت سیگنال خارج از ذهن انسان وجود دارد اطلاعات است.

۵. دانش هرگز مستقیم از یک فرد به فرد دیگر منتقل نمی شودُ بلکه ابتدا به شکل اطلاعات در می آید و بعد توسط فرد دیگری درک می شود که در این فرایند ممکن است تغییراتی در آن رخ دهد. حتی وقتی با کسی مستقیم صحبت می کنیم ابتدا دانش ما تبدیل به اطلاعات می شود (به شکل سیگنال های صوتی) و سپس فرد مقابل این اطلاعات را دریافت می کند و آنچه از آن درک کرد، می شود دانش برای او.

۶. از آنجا که دانش باید از طریق تبدیل به اطلاعات منتقل شود در این فرایند هم مهارت تبدیل دانش به اطلاعات مهم است (مدن سازی، کدگذاری، مستندسازی، نویسندگیُ هنر بیان، تدریس و...) و هم مهارت درک اطلاعات و تبدیل آن به دانش (مطالعه، درک مطلب، یادگیری، تشخیص الگوها، مفهوم سازی، برقراری ارتباط میان دانش قبلی و اطلاعات دریافتی جدید و...)

حال می توانیم به رابطه میان فناوری اطلاعات و مدیریت دانش بپردازیم

رابطه فناوری اطلاعات و مدیریت دانش

به نظرم بهتر است بحث را بازتر کنیم و ۴ مفهوم زیر را در نظر بگیریم:

۱. مدیریت اطلاعات ۲. مدیریت دانش ۳. فناوری اطلاعات ۴. فناوری دانش

از نظر من تا جایی که برای ما مهم است می توانیم فناوری را ابزار و روش هایی بدانیم که می توانند برای مدیریت به کار گرفته شوند.

با توجه به تفکیک بالا من فکر می کنم که آنچه امروز به عنوان مدیریت دانش مطرح است در واقع باید «مدیریت دانش و اطلاعات» نام گذاشته شود و در آن باید هم از ابزار «فناوری اطلاعات» و هم از ابزار «فناوری دانش» استفاده شود. در ادامه متن منظور من از مدیریت دانش این مفهوم امروزی آن نیست بلکه منظورم مدیریت دانش تفکیک شده از اطلاعات است.

وقتی محتوا به شکل اطلاعات وجود دارد (مثل یک متن مکتوب) مدیریت اطلاعات لازم داریم که با استفاده از فناوری اطلاعات بهتر می توانیم انجام دهیم. مثلاْ آن ها متن مکتوب را با ایمیل به کسی ارسال کنیم. البته در «مدیریت اطلاعات» فقط از فناوری اطلاعات استفاده نمی شود. مثلاْ وقتی ایمیل هایمان را مرتب می کنیم و موضوع بندی می کنیم و در پوشه های مختلف قرار می دهیم این کار با وجود اینکه از فناوری استفاده می کند اما هنر مدیریت ما را هم می طلبد.

وقتی محتوا به شکل دانش در ذهن انسان وجود دارد بحث مدیریت دانش مطرح می شود. وقتی که در ذهن انسان است دیگر به راحتی نمی توانیم از «فناوری اطلاعات» استفاده کنیم. اما مثلاْ ابزارهای فکری مانند TRIZ و کلاه های فکری دی بونو مثال هایی از «فناوری دانش» هستند.

در سال های دهه ۱۹۸۰ که سال های اوج گیری فناوری اطلاعات بود همه داشتند به قابلیت های رایانه در کمک به مدیریت اطلاعات پی می بردند. به عنوان مثال کارهایی که تا قبل از آن فقط کار کتابدارها بود را با رایانه همه می توانستند انجام دهند. سازمان ها نیز به استقبال فناوری اطلاعات رفتند، اما رفته رفته متوجه شدند که همه چیز در مدیریت اطلاعات خلاصه نمی شود. همه کارها را نمی توان در داخل رایانه انجام داد. از یک جا این اطلاعات وارد ذهن انسان ها می شود و انسان ها نقش مهمی پیدا می کنند. از آنجا بود که بحث «مدیریت دانش» مطرح شد اما چون دانش را طبق آن هرم معروف بالاتر از اطلاعات می دیدند، دید عمومی این بود که واژه «مدیریت دانش» عبارت «مدیریت اطلاعات» را نیز پوشش می دهد.

نوشته شده در دوشنبه 23 اردیبهشت 1387 و ساعت 12:05 ب.ظ توسط : محمد کیهانی
ویرایش شده در یکشنبه 22 اردیبهشت 1387 و ساعت 11:05 ق.ظ


¿اسلایدهایی برای آشنایی با مدیریت دانش
پنجشنبه 16 اسفند 1386

روز ۶ اسفند ۱۳۸۶ در دانشکده مدیریت دانشگاه تهران سمیناری برای آشنایی مقدماتی با مدیریت دانش برگزار شد. در این سمینار دکتر سعید جعفری مقدم به طور مختصر صحبت کردند و بعضی از مطالب مهم بیانیه کنفرانس مدیریت دانش (kmiran) را مرور کردند. اما بیشتر جلسه به این شکل گذشت که ابتدا من مقدماتی از مدیریت دانش را تلاش کردم به زبان ساده بیان کنم و سپس همکارم، مهندس محسن اخباری درباره تجربه های شرکت مشاوره مدیریت و نظام افزار پارسه در مدیریت دانش صحبت کرد. اسلاید های من را می توانید از لینک زیر دریافت کنید:

 آشنایی با مدیریت دانش - ارائه محمّد کیهانی در دانشکده مدیریت دانشگاه تهران

 البته بعضی مطالبی که نشان دادم مانند نرم افزار visual thesaurausُ، آمارهای gapminder و فیلم کلاه الکترونیکی در این فایل قابل مشاهده نیستند.

مدیریت دانش در اوج شهرتش در ایران است. به طرز جالبی همه سالن پر شده بود و عده ای هم ایستاده بودند! فکر نمی کردم اینقدر افراد علاقه مند باشند. این علاقه مندی در کنفرانس مدیریت دانش (kmiran) هم واضح بود و تعداد زیادی شرکت کننده در آن حاضر بودند. در آن کنفرانس جالب بود که تجربه های شرکت های دیگر در زمینه مدیریت دانش را می دیدیم. همانطور که حدس زده می شد تعداد شرکت هایی که کار زیادی در زمینه مدیریت دانش کرده باشند نسبتاْ کم بود ولی موارد جالبی هم میان آنها بود. به خصوص قرارگاه سازندگی خاتم الانبیا (قرب نوح) و شهرداری تهران موارد جالبی بودند.

البته در این کنفرانس به وضوح عدم تجانسی میان ارائه دهندگان و مخاطبین وجود داشت. به این ترتیب که شرکت کنندگان از سازمان های بزرگ به خصوص سازمان های دولتی آمده بودند و دنبال راه حل می گشتند اما ارائه دهندگان دنبال مقالات علمی و پژوهشی بودند و راه حل های کاربردی ارائه نمی دادند. به امید اینکه در آینده کنفرانس های کاربردی تر نیز داشته باشیم...

نوشته شده در پنجشنبه 16 اسفند 1386 و ساعت 09:03 ق.ظ توسط : محمد کیهانی
ویرایش شده در پنجشنبه 23 اسفند 1386 و ساعت 10:03 ق.ظ


¿تبریک به آقای جهانیان
چهارشنبه 7 آذر 1386

فهرست نهایی مقالات برگزیده برای کنفرانس مدیریت دانش (www.kmiran.com) اعلام شده و از همکاران این وبلاگ آقای جهانیان در فهرست نویسندگان این مقالات دیده می شوند. به ایشان تبریک می گوییم!

من نیز به همراه دو نفر از دوستان رشته کتابداری (خانم ها شیما  مرادی و مریم صابری) مقاله ای درباره روند جدیدی در مدیریت دانش به نام رایانش اجتماعی (Social Computing) فرستاده بودیم که متأسفانه پذیرفته نشد.

در آخر دوست دارم به اساتیدم دکتر کامبیز طالبی و دکتر جهانگیر یداللهی در دانشکده کارآفرینی دانشگاه تهران تبریک بگویم که مقالاتشان پذیرفته شده اند. با توجه به حضور تعداد نسبتاْ بالایی از اساتید علاقه مند به مدیریت دانش در دانشکده کارآفرینی به نظر من بعید نیست در آینده رشته مدیریت دانش در این دانشکده راه اندازی شود. دکتر زارعی، دکتر طالبی، دکتر جعفری مقدم، دکتر یداللهی، دکتر زالی، دكتر زعفریان، و دكتر لوكس تا جایی كه اطلاع دارم همگی در زمینه های مربوط به مدیریت دانش كار كرده اند.

نوشته شده در چهارشنبه 7 آذر 1386 و ساعت 12:11 ب.ظ توسط : محمد کیهانی
ویرایش شده در - و ساعت -


¿ملانصرالدین و اشتراک بدترین تجربیات
دوشنبه 1 مرداد 1386

دیوید اسنودن در یکی از پست های اخیر وبلاگش «لینک» به موضوع به اشتراک گذاری شکست ها به جای موفقیت ها (بدترین تجربیات به جای برترین تجربیات) پرداخته است. در پاسخ به این سؤال كه چونه افراد را راضی كنیم تا شكست های خود را با دیگران در میان بگذارند، اسنودن با تأكید بر اینکه هدف از به اشتراک گذاری شکست ها یادگیری است و نه ثبت واقعیت، سه تكنیك زیر را پیشنهاد می کند (توضیحات برداشت شخصی من هستند):

۱. استفاده از شخصیت های تمثیلی. مانند ملانصرالدین! (خیلی جالب است که دیوید اسنودن مثال ملانصرالدین را می زند!!) در واقع افراد به جای اینکه بگویند «من فلان کار اشتباه را انجام دادم» فرض می کنند ملانصرالدین عضو تیم پروژه بوده و اشتباهات را او مرتکب شده است. دیوید اسنودن می گوید که در تمدن صوفی (ایرانیان) از این روش برای به اشتراک گذاری دانش پرهیز از اشتباهات استفاده می کردند. اگر کسی کار احمقانه ای می کرد می گفت ملانصرالدین چنین کاری کرده و اگر قضیه به اندازه کافی جالب بود داستان آن به سرعت در میان تمام مردم پخش می شد.

۲. استفاده از رویكرد تاریخ متفاوت. یعنی اگر پروژه با شكست مواجه شد، فرض كنیم موفق شده و اگر با موفقیت مواجه شد فرض كنیم با شكست مواجه شده. بدین ترتیب از همان ابتدا تاریخ را با دروغ آمیخته می کنید تا حقیقت و دروغ در هم قاطی شوند و تفکیکشان مشکل باشد. در نتیجه افراد کمتر به این موضوع توجه می کنند که گزاره خاصی واقعیت داشته یا خیر و بیشتر به یادگیری از داستان توجه می کنند.

۳. شبیه سازی پروژه و قرار دادن افراد در سناریوهای محکوم به شکست. به این ترتیب «تقصیر» برای شکست از بین می رود چرا که از قبل معلوم است که قرار است شکست بخوریم. در نتیجه افراد بر استفاده از دانش خود برای رویارویی با موقعیت تمرکز خواهند کرد و نگران مسئله مقصر شناخته شدن نخواهند بود.

اینها را که می خواندم به این فکر می کردم که چقدر می توانیم در ایران از آنها استفاده کنیم. به نظرم دشوار می آید ولی اگر سعی کنیم می توانیم. البته تکنیک ملانصرالدین به نظرم می اید یک تکنیک خودجوش است و باید خود به خود این داستان ها در بیاید وگرنه شما نمی توانید به کارمندتان بگویید «بگو ببینم ملانصرالدین در این پروژه چه کار کرد؟!» می توانید؟ نمی دانم شاید هم ایده بدی نیست!

نوشته شده در دوشنبه 1 مرداد 1386 و ساعت 07:07 ق.ظ توسط : محمد کیهانی
ویرایش شده در دوشنبه 1 مرداد 1386 و ساعت 07:07 ق.ظ


¿اسلایدهای سمینار آشنایی با سیستم‌های مدیریا دانش
پنجشنبه 21 تیر 1386
اسلایدهای سمینار آشنایی با سیستم های مدیریت دانش (سعید امامی و محمد کیهانی) برگزار شده در روز چهارشنبه ۲۰ تیر ۸۶ را می توانید در «اینجا» ببینید.

نوشته شده در پنجشنبه 21 تیر 1386 و ساعت 12:07 ب.ظ توسط : محمد کیهانی
ویرایش شده در - و ساعت -


¿سمینار آشنایی با مدیریت دانش
چهارشنبه 13 تیر 1386
قرار است روز چهارشنبه ۲۰ تیر ۱۳۸۶، ساعت ۱۷:۳۰ همراه با مهندس سعید امامی یک سمینار مقدماتی در زمینه مدیریت دانش ارائه دهیم. جزئیات بیشتر را در اینجا ببینید.

مکان: خانه مدیران سازمان مدیریت صنعتی

موضوعات اعلام شده بیشتر در زمینه مقدمات مدیریت دانش است اما احتمالا در اواخر صحبت هایم درباره موضوع رایانش اجتماعی یا Social Computing هم صحبت خواهم کرد. موضوع بسیار جالبی است که اخیرا درباره اش تحقیق کرده ام. بحث داغ جهان هم هست در حال حاضر. استفاده از فناوری هایی مانند وبلاگ، ویكی، برچسب گذاری (Tagging)، و شبکه های اجتماعی در داخل سازمان موج جدیدی در مدیریت دانش ایجاد کرده است که رویکردی چابک، انعطاف پذیر و پایین به بالا دارد.  در سمینار بیشتر در این باره صحبت خواهم کرد.

خوشحال می شوم کسی را در سمینار ببینم که به من بگوید از طریق این وبلاگ مطلع شده است.

نوشته شده در چهارشنبه 13 تیر 1386 و ساعت 10:07 ق.ظ توسط : محمد کیهانی
ویرایش شده در - و ساعت -


¿اقتصاد توجّه محور
یکشنبه 19 فروردین 1386
 افراد زیادی سعی كرده اند تا طیف داده تا دانش را تعریف كنند. من شخصاً این دیدگاه را مفید می بینم كه تا وقتی چیزی فقط روی كاغذ است آن را دانش نگوییم و این شرط را در نظر بگیریم كه حتماً فردی باید آن را یاد بگیرد تا بشود دانش. چه این دیدگاه را قبول داشته باشید چه نداشته باشید حتماً موافقید كه برای استفاده انسان ها از دانش بالاخره در یك مرحله اطلاعات باید توسط انسان پردازش شود. این پردازش بسته به دانش قبلی فرد، هوش وی و نیز قدرت یادگیری و تحلیلش می تواند با كیفیت های متفاوت انجام شود. امّا قبل از همه اینها این پردازش احتیاج به یك منبع بنیادی دارد. و آن هم توجّه است. با ازدیاد اطلاعات قابل دسترس هر روز بیشتر متوجه این موضوع می شویم كه توجّه چقدر منبع محدود و ارزشمندی است.

هربرت سایمون یكی از اوّلین افرادی بود كه به این موضوع دقّت كرد. او در سال 1971 نوشت:
...در یك دنیای غنی از اطلاعات ازدیاد اطلاعات به معنای كمبود در چیزی دیگر خواهد بود. چیزی كه اطلاعات آن را مصرف می كند.اینكه اطلاعات چه چیزی را مصرف می كند تقریاً واضح است. توجّه گیرندگانش را مصرف می كند. بنابراین غنا در اطلاعات موجب فقر در توجّه می شود و نیاز به تخصیص توجّه به شكل كارا میان منابع زیاد اطلاعاتی كه می توانند آن را مصرف كنند به وجود می آید.

متأسفانه این نكته مهم در سال های بعد از این گفته سایمون تا كنون چندان مورد توجه محققین قرار نگرفته است. در چند سال اخیر كمی توجه به این موضوع جلب شده است و چند كتاب در این باره نوشته شده است. موضوع بررسی توجه به عنوان یك منبع محدود تحت عنوان Attention Economy یا افتصاد توجّه (یا توجّه محور؟) مطالعه می شود. این موضوع همچنان یك موضوع داغ محسوب می شود امّا كار علمی بسیار كمی روی آن انجام شده است. تصمیم گرفته ام كه برای پایان نامه ام روی این موضوع كار كنم. تحقیقاتم در این باره را روی وبلاگ انگلیسی http://www.mkaihani.com/blog خواهم گذاشت. امیدوارم این موضوع توسط گروه آموزشی ام مورد پذیرش قرار بگیرد.

نوشته شده در یکشنبه 19 فروردین 1386 و ساعت 11:04 ق.ظ توسط : محمد کیهانی
ویرایش شده در - و ساعت -


¿مدیریت دانش و مدل فرایندی ابداعی
یکشنبه 8 بهمن 1385
در پست قبلی كتاب آقای افرازه به عنوان یكی از اولین كتابهای تألیفی مدیریت دانش در ایران معرفی شد. گفتنی است آقای جهانیان از نویسندگان همین وبلاگ نیز در سال 1382 كتاب خود را با عنوان مدیریت دانش و مدل فرآیندی ابداعی به چاپ رسانده‌اند. لطفاً اگر كسی دیگر اطلاعاتی درباره چاپ كتاب های تألیفی و ترجمه در زمینه مدیریت دانش دارد به ما بگوید تا بتوانیم تاریخچه دقیقتری از مدیریت دانش در ایران تهیه كنیم.

نوشته شده در یکشنبه 8 بهمن 1385 و ساعت 12:01 ب.ظ توسط : محمد کیهانی
ویرایش شده در پنجشنبه 12 بهمن 1385 و ساعت 11:02 ق.ظ


¿دکتر عباس افرازه
یکشنبه 1 بهمن 1385

دکتر عباس افرازه afrazeh@aut.ac.ir عضو هیأت علمی دانشکده مهندسی صنایع دانشگاه صنعتی امیرکبیر از فعالان عرصه مدیریت دانش در ایران هستند و مقالاتی در این زمینه در داخل و خارج تآلیف كرده‌اند. ایشان طی ایمیلی ما را نسبت یه یكی از تألیفات خود كه از اوّلین كتابهای تألیفی مدیریت دانش به زبان فارسی بوده است آگاه كردند. این كتاب «مدیریت دانش، مفاهیم، مدل‌ها، اندازه‌گیری، و پیاده‌سازی» نام دارد و در سال ۱۳۸۴ به چاپ رسیده است که می توان آن را از مرکز نشر دانشگاه صنعتی امیرکبیر تهیه کرد.

ایشان همچنین مقدمه و فهرست مطالب كتاب را برای ما ارسال كردند. مقدّمه را در زیر می‌آورم(فهرست مطالب جا نشد)

به نام یگانه خالق و منبع مطلق علوم

پیشگفتار

سخن را با پرسشی که در قرآن مطرح شده است، آغاز میکنیم:

«آیا كسانی كه می‌دانند با كسانی كه نمی‌دانند یكسان هستند؟» (سوره 39 آیه 8)

مسلماً دامنه و ابعاد این پرسش، بسیار گسترده و وسیع است، ولیكن شاید بتوان ادعا کرد افراد و سازمان‌هایی كه در دنیای كسب و كار مشغول به فعالیت‌اند، یكی از مصادیق این گروه‌بندی هستند.

ادامه مطلب

نوشته شده در یکشنبه 1 بهمن 1385 و ساعت 04:01 ق.ظ توسط : محمد کیهانی
ویرایش شده در پنجشنبه 12 بهمن 1385 و ساعت 11:02 ق.ظ


¿مدیریت دانش و مدیریت كیفیت
سه شنبه 28 آذر 1385
در ادامه بحث درباره موضوع مطرح شده توسط خانم تهرانی می‌خواستم مطلبی بنویسم. شما همیشه مدیریت دانش را با تكنیك های مدیریت كیفیت مقایسه می كنید در حالی كه مدیریت دانش خیلی نرم تر و غیر تجویزی تر از روش ها و تكنیك های مدیریت كیفیت است. همین كه برای مدیریت كیفیت این همه استاندارد و تكنیك های ریز و دقیق داریم ولی برای مدیریت دانش چنین وضعیتی نیست نشاندهنده ماهیت تفاوت این دو موضوع است.

دو شركت ممكن است به شكل های كاملاً متفاوتی مدیریت دانش داشته باشند و هر دو موفق باشند در حالی كه اگر بخواهند روش های مدیریت دانش خود را با هم عوض كنند هر دو شكست می خورند. مثال خیلی واضحش همین دو استراتژی معروف Peronalization و Codification است كه توسط Hensen et al در یك مقاله در Harvard Business Review معرفی شده و همیشه به آن ارجاع می‌شود. همین كه دو روش كاملاً متفاوت مدیریت دانش هر دو در شركت های مختلف موفق بوده اند نشاندهنده این است كه نمی توان یكی از آنها را به عنوان استاندارد انتخاب كرد. امّا در مدیریت كیفیت این طوری كه من متوجه شده ام شما نمی توانید چنین طیف گسترده ای از practice داشته باشید. بعنی مدیریت كیفیت محدودتر است و هیچوقت دو رویكرد چنین متفاوتی هر دو نمی توانند در چنین ادبیاتی استاندارد محسوی شوند. امبا در مدیریت دانش هر دو می توانند خوب باشند و استانداردی هم نداریم.

به طور كلی اینطوری خلاصه كنم كه:
مدیریت دانش: نرم، غیرتجویزی، گسترده، چند رشته‌ای، بعضاً میهم، استاندارد نشده، سلیقه ای، كلّی، دارای تكنیك‌های بی شمار و...
مدیریت كیفیت: تجویزی، مشخص و صریح، تك رشته ای، استاندارد شده، دارای تكنیك های خاص و معدود

البته به قول Koontz كه ادبیات مدیریت را به یك نوع جنگل تشبیه می كند به نظرم بیشتر مباحث در مدیریت به حالت نرم مدیریت دانش نزدیك هستند. البته مباحثی هم در مدیریت هست مثل مهندسی سیستم ها (شامل مهندسی نیازمندی ها، مدیریت پیكره یندی و تغییرات، صحه گذاری و تصدیق و...) كه به حالت غیرنرم مدیریت كیفیت نزدیكتر است.

البته من همه این حرف ها را زدم ولی واقعاً بر ادبیات مدیریت كیفیت تسلط ندارم. دوستان حتماً اشتباهاتم را گوشزد كنید.

نوشته شده در سه شنبه 28 آذر 1385 و ساعت 12:12 ب.ظ توسط : محمد کیهانی
ویرایش شده در - و ساعت -