تبلیغات
مدیریت دانش - باز هم بحث حیطه ی مدیریت دانش

مدیریت دانش
با توجه ویژه به پیشرفت این رشته در ایران و معادل یابی فارسی برای واژگان

به وبلاگ  مدیریت دانش  خوش آمدید. چنانچه علاقه مند به همكاری هستید با ما تماس بگیرید.


¿باز هم بحث حیطه ی مدیریت دانش
یکشنبه 13 آذر 1384

چند وقت پیش سوال و جوابی در خصوص حیطه ی مدیریت دانش شده بود و آقای کیهانی عبارت مدیریت دانش  رو محدود به چارچوبهای یک سازمان دانسته بودن. و اظهار کرده بودن که مدیریت دانش در بیرون از مرز های یک سازمان نیز قابل پیاده سازی است ولی دیگه اسمش مدیریت دانش نیست.  من معتقدم که هر جا بحث دانش مطرح باشه (منظور,  دانش به اون معنای تعریف شده و جامع است که در حوزه های غیر مدیریتی مثل IT  نیز وجود دارد و نه صرفاً دانش مدیریتی), خود به خود بحث مدیریت این دانش (با حفظ عنوان مدیریت دانش) هم به دنبال اون مطرح می شه. مثال های زیادی در این زمینه وجود داره : مثل دانش کسب شده توسط یک عامل (Agent)  از محیط پیرامون خود در بحث روبوتیک , و یا دانش موجود در یک سیستم خبره (Expert System) برای عیب یابی اتومبیل و رفع اون عیب و صد ها مثال دیگر که در اونها ما با دانشی مواجهیم که برای استفاده از آن نیازمند مدیریت آن هستیم. ( در خصوص سیستم های خبره یه مقاله ترجمه کرده ام که بزودی اون رو در وبلاگ خواهم گذاشت, ضمن اینکه از دوستان خواهش دارم اگر که مقاله یا مطلب ترجمه شده ای در خصوص مدیریت دانش دارن, ترجمه ی اون رو در وبلاگ قرار بدن تا بقیه هم استفاده کنن). بر گردیم به بحثمون: تو همون مقاله ای که گفتم, فرایند های دانش مختلفی از نویسندگان و محققان مختلف به صورت تیتر وار مطرح شده که هر کدوم در بر دارنده ی Task  های مختلفی هستن. اما نویسنده (Rosina Weber & Randy Kaplan)  یک فرایند مفهومی کلی رو در بین همه ی اینها دیده که تو همشون مشترکه :

 این چرخه رو در هر سیستم مبتنی بر پایگاه دانش می توان در نظر گرفت. پایگاه دانشی که الزاماً در حصار یک سازمان محدود نشده. اگه قبول کنیم که چرخه ی بالا به تعبیری همان مدیریت دانش است, پس باید بپذیریم که مدیریت دانش در حوزه های دیگری نیز غیر از حوزه های سازمانی قابل تعریف و پیاده سازی است.

و اما باز بحث واژه ها :

شاید اگه من به جای واژه ی «خلق دانش» برای عبارت Knowledge Creation  , از - مثلاً – ساخت دانش استفاده می کردم, کمتر حساسیت بر انگیز می شد. به طور کلی Knowledge Creation   بر چگونگی بوجود آمدن دانش در فرایند های سازمان و در پایگاه های دانش تمرکز دارد. اما بدیهی است که این دانش از چیزی که قبلاً وجود نداشته تولید نمی شود. لذا موافقم که «خلق دانش» خالی از اشکال نیست. اما آنچه مسلمه اینه که عبارت هایی مثل K Acquisition  (کسب دانش), Synthesis  (ترکیب) , Fusion  ( آمیزش) تعاریف دیگه ای داره و ما به هر حال ناچاریم برای Knowledge Creation   از یه معادل مناسب استفاده کنیم.

 برای Creativity System  هم معادلی پیشنهاد نشد.

 توی این چرخه ی مفهومی, واسه Understand  چی پیشنهاد می کنین؟ در توضیح این فاز آمده بود :

            K Understanding  شامل صحه گذاری (Verification) , بازنمایی (Representation) , تلفیق (Synthesis) , انطباق (Adaptation)  , ذخیره سازی و سازمان دهی دانش جدید با دانشهای موجود درون سازمان می باشد. برای آنکه دانش جدید توسط افراد درون سازمان قابل استفاده باشد, باید آنرا در قالبی قابل قبول و قابل فهم توسط سازمان و نیروها, با دانش موجود در سازمان ترکیب کرد.

نوشته شده در یکشنبه 13 آذر 1384 و ساعت 10:12 ق.ظ توسط : محمد حسین هراتیان
ویرایش شده در یکشنبه 13 آذر 1384 و ساعت 10:12 ق.ظ