تبلیغات
مدیریت دانش - بازبینی در سازمان‌های دانش محور

مدیریت دانش
با توجه ویژه به پیشرفت این رشته در ایران و معادل یابی فارسی برای واژگان

به وبلاگ  مدیریت دانش  خوش آمدید. چنانچه علاقه مند به همكاری هستید با ما تماس بگیرید.


¿بازبینی در سازمان‌های دانش محور
دوشنبه 29 فروردین 1390

بازبینی در سازمان‌های دانش محور

 به نقل از همای دانش

نشریه الکترونیکی مشاوران توسعه آینده

مجری طرح های مدیریت دانش در ایران 

 

بسیاری از شرکت‌ها به این نتیجه رسیده‌اند که برای عملکرد مؤثر در اقتصاد امروز، تبدیل شدن به یک سازمان دانش محور ضروری است. اما اندکی از آن‌ها به درستی می‌دانند که دانش محور شدن به چه معناست و یا چگونه می‌توان تغییرات لازم برای دانش محور شدن را انجام داد.
احتمالاً شایع‌ترین تعبیر نادرست این است که هرچه دانش بیشتری در محصولات یا خدمات یک شرکت وجود داشته باشد، سازمان دانش محورتر خواهد بود. بنابراین به عنوان مثال یک مؤسسه‌ی پژوهشی و یا یک شرکت مشاوره که محصول آن‌ها تماماً دانش است، در صدر زنجیره‌ی سازمان‌های دانش‌محور قرار می‌گیرند و شرکت‌هایی که به خرید و فروش کالاهای فیزیکی ساده مانند سیمان می‌پردازند، در انتهای زنجیره قرار می‌گیرند. این فرض هم برای کسب و کارهای صنعتی که معتقدند نمی‌توانند تغییر کنند و هم برای کسب و کارهای دانشی که معتقدند
  نیازی به تغییر نحوه‌ی عملکرد ندارند، خطرناک است.
به طور خلاصه تمرکز بر محصولات و خدمات به‌عنوان وسیله‌ای برای طبقه‌بندی یا تعریف سازمان‌های دانش‌محور، منجر به ارائه‌ی یک تصویر تحریف شده از سازمان دانش‌محور می‌گردد. محصولات و خدمات، تنها، چیزهایی هستند که برای مشتریان قابل مشاهده و ملموس هستند؛ آن‌ها در نوک کوه یخ قرار دارند. اما همانند کوه یخی، بیشترین چیزی که شرکت را قادر می‌سازد تا به تولید بپردازد، در زیر سطح قرار دارد و در دارایی‌های ناملموس سازمان
دانش آنچه انجام می‌دهد، چگونه آن را انجام می‌دهد و چرا -  پنهان است.
مایکل زَک
  پس از کار کردن با بیش از 30شرکت، یک سازمان دانش‌محور را متشکل از چهار ویژگی می‌داند که به طور خلاصه عبارتند از: فرآیند، مکان، هدف و چشم‌انداز.

"فرآیند"
به فعالیت‌های درون یک سازمان اتلاق می‌شود که برخی از آن‌ها مرتبط با تولید یک محصولیافروش یک خدمت هستند و مابقی فعالیت‌های فرعی اما با اهمیت یکسان هستند. بسیاری از سازمان‌ها عمدتاً به فعالیت‌های محسوس و قابل مشاهده که به طور روزانه انجام می‌دهند، متمرکز هستند. اما یک سازمان دانش‌محور به دو فرآیند مرتبط که در زیر این فرآیندهای مستقیم قرار دارند نیز می‌پردازند. این دو فرآیند عبارتند از: کاربرد مؤثر دانش موجود و خلق دانش جدید. اهداف این فرایندها عبارتند از: اطمینان از اینکه دانش از یک بخش سازمان در فعالیت‌های سایر بخش‌ها نیز به کار می‌رود؛ اطمینان از اشتراک‌گذاری دانش در طی زمان به منظور بهره‌مندی شرکت از تجارب گذشته؛ ایجاد نمودن امکان یافتن یکدیگر برای کارکنان در بخش‌های گوناگون جهت همکاری در ایجاد دانش جدید؛ و ایجاد فرصت و مشوق برای آزمودن و یادگیری.


"مکان" به مرزهای سازمان اتلاق می‌شود که به منظور اشتراک گذاری و ایجاد دانش اغلب فراتر از مرزهای قانونی سنتی می‌رود. ایجاد و اشتراک‌گذاری دانش در اقتصاد امروز محدود به مرزهای فیزیکی سنتی و محدودیت‌های قانونی شرکت نیست. امروزه شرکت‌ها به طور فزاینده‌ای به این تشخیص رسیده‌اند که دانش اغلب به‌عنوان یک محصول جانبی در تعاملات روزانه با مشتریان، فروشندگان، شرکا و حتی رقبا، تولید و به اشتراک گذارده می‌شود. بنابراین سازمان دانش‌محور مجموعه‌ای از افراد و منابع حمایت کننده هستند که از طریق ارتباطات مستمر، دانش را خلق کرده و به کار می‌برند. اینگونه سازمان‌ها مرزی نامشخص، قابل انعطاف و پویا دارند. سازمان دانش‌محور، دانش را در هرکجا که باشد جستجو کرده و به همکاری با
  هرکسی که بتواند به یادگیری آنچه سازمان نیاز دارد کمک نماید، می‌پردازد. گاهی اوقات سازمان یادگیرنده نگرانی درباره‌ی اینکه چه کسی برای چه کسی کار می‌کند را خاتمه داده و در عوض بر این مسئله تمرکز می‌کند که چه کسی نیاز دارد با چه کسی کارکند.


"هدف"
  به مأموریت و استراتژی سازمان اینکه قصد دارد به مشتریان خود چگونه نفع برساند- اتلاق می‌شود. حتی یک مجموعه‌ی بسیار مؤثر ازفرایندهای مدیریت دانش نمی‌تواند تضمین کند که یک سازمان عملکرد خوب و یا بهتر از رقبایش خواهد داشت. شرکت‌های موفق در طی زمان آن‌هایی هستند که فرآیندهای مدیریت دانش خود را با استراتژی‌های خود تنظیم می‌کنند. سازمان دانش‌محور تشخیص می‌دهد که دانش یک منبع استراتژیک کلیدی است و از خود می پرسد: چه چیزی لازم است بدانیم تا بتوانیم استراتژی مورد نظر خود را تدوین و اجرا کنیم؟ چه می‌دانیم؟ رقبای ما چه می‌دانند؟ شکاف بین آنچه یک سازمان می‌داند و آنچه نیاز دارد بداند، توجه را به درون سازمان جلب می‌کند؛ همانگونه که نقاط قوت و ضعف تحلیل SWOT این کار را انجام می‌دهد. شکاف بین آنچه سازمان می‌داند و آنچه رقبایش می‌دانند، توجه را به خارج سازمان و به فرصت‌‌ها و تهدیدها جلب می‌کند. شرکت‌ها باید تلاش نمایند تا این دو شکاف دانشی داخلی و خارجی را هرچه سریع‌تر و مؤثرتر از رقبایشان پر کنند.


"چشم‌‌انداز" به جهان‌بینی و فرهنگی اتلاق می‌شود که تصمیمات و فعالیت‌های یک سازمان را تحت تأثیر قرار داده و محدود می‌سازد. یک سازمان دانش‌محور بدون توجه به محسوس بودن یا نبودن محصولاتش، تصویری دانش‌محور از خود دارد. بدین معنا که دانش را در تمامی ابعاد عملکرد خود لحاظ نموده و با هر فعالیتی به‌عنوان یک فعالیت بالقوه‌ی بهبود دهنده‌‌ی دانش رفتار می‌کند. سازمان دانش‌محور از دانش و یادگیری به‌عنوان معیار اولیه‌ی ارزیابی روش سازماندهی، محصول تولیدی، موقعیت سازمان، استخدام افراد، روش ارتباط با مشتری، تصویر سازمان و ماهیت رقابت استفاده می‌کند.
هریک از این عناصر مبنایی برای ارزیابی میزان لاینفک بودن دانش در سازمان و شکل رقابت آن‌ به دست می‌دهد. مدیرانی که چگونگی تعامل این چهار عنصر را درک می‌کنند قادر خواهند بود به آغاز تغییر در شرکت خود بپردازند و از دارایی‌های فکر پنهان در زیر سطح سازمان خود بهره ببرند.


برای دسترسی به مطالب همای دانش به آدرس  http://moshaveran.net/KmMag.aspx مراجعه کنید

 

نوشته شده در دوشنبه 29 فروردین 1390 و ساعت 02:31 ب.ظ توسط : حمیدرضا نظری
ویرایش شده در دوشنبه 29 فروردین 1390 و ساعت 02:42 ب.ظ