تبلیغات
مدیریت دانش - مدیریت تجارب-2

مدیریت دانش
با توجه ویژه به پیشرفت این رشته در ایران و معادل یابی فارسی برای واژگان

به وبلاگ  مدیریت دانش  خوش آمدید. چنانچه علاقه مند به همكاری هستید با ما تماس بگیرید.


¿مدیریت تجارب-2
یکشنبه 20 بهمن 1387
آیا تجارب یک نوع دانایی هستند؟
وقتی که در تئوری خلق دانایی نوناکا از تبادلات دو نوع دانایی صحبت می کند، آیا منظورش تبدیل دانایی به تجربه و بالعکس است؟ آیا اصولا تجربه- با تعریفی که در پست قبلی مطرح شد- می تواند به دانایی تبدیل شود؟
مطابق تعریف، دانایی ضمنی به معنای باورها، دانسته ها ،مهارتها و تجربه هایی است که در ذهن افراد موجود بوده و در کار ئ تصمیم گیریهای آنان متجلی می شود.
پس با این تعریف تجربه هم یک نوع دانایی است؟
با وجودی که برخی محققین بر این امر تاکید کرده اند (به عنوان مثال می توان به مقاله معروف sun,finnie در این خصوص اشاره کرد) من خیلی با این قضیه موافق نیستم!
برای پشتیبانی این نظر می خواهم به مثال اختراع دستگاه پخت نان ماتسوشیتا - که در کتاب شرکتهای دانش آفرین نوناکا و تاکوچی ذکر شده است- استناد کنم. در این مثال، مولفین به اهمیت دانایی ضمنی که در روش ورز دادن نان توسط نانوای ماهر به صورت تلویحی وجود دارد، اشاره می کنند. به نظر من گرچه این دانایی ضمنی کاملا از جنس مهارت است، اما در تعریف تجربه صدق نمی کند. تجربه ممکن است یک دانایی ضمنی باشد، و به دلیل تکرار یک وظیفه/فعالیت/... بدست آمده باشد، اما نکته اصلی در آن است که نتیجه یک موقعیت تصمیم گیری است. اگر بخواهم از همین مثال برای تعریف تجربه استفاده کنم، می توانم بگویم که اگر این نانوا مخمرهای طبیعی و شیمیایی مختلف را برای حل مساله "پف کردن نان" استفاده می کرد می توانستیم دانایی وی را تجربه بنامیم.
به طور خاص، دانایی هایی که در نتیجه حل یک مساله - حتی به کمک سعی و خطا- ایجاد شده باشد را می توان تجربه نام نهاد.
سعی می کنم در پست بعد قدری در مورد شکل وفرمت تجربه صحبت کنم.

نوشته شده در یکشنبه 20 بهمن 1387 و ساعت 07:49 ب.ظ توسط : نسیم تهرانی
ویرایش شده در - و ساعت -