تبلیغات
مدیریت دانش - استراتژی و جهت دهی به مدیریت دانش

مدیریت دانش
با توجه ویژه به پیشرفت این رشته در ایران و معادل یابی فارسی برای واژگان

به وبلاگ  مدیریت دانش  خوش آمدید. چنانچه علاقه مند به همكاری هستید با ما تماس بگیرید.


¿استراتژی و جهت دهی به مدیریت دانش
چهارشنبه 8 آبان 1387

بسیاری از سازمان‌هایی كه به مدیریت دانش می‌پردازند، اغلب آن را به‌صورت مجزا و مستقل از اهداف استراتژیك فعلی سازمان می‌بینند. برخلاف آن‌كه دانش را به‌عنوان منبع مزیت رقابتی شناسایی می‌كنند، اغلب برنامه‌های مدیریت دانش، مستقیماً به استراتژی مربوط نمی‌شوند....

منبع : مجموعه مقالات كنفرانس مدیریت دانش (به ویراستاری نوناكا و همكاران، 2007) از مقاله پروساك و ویز با عنوان دانش در تنظیمات سازمانی

بسیاری از سازمان‌هایی كه به مدیریت دانش می‌پردازند، اغلب آن را به‌صورت مجزا و مستقل از اهداف استراتژیك فعلی سازمان می‌بینند. برخلاف آن‌كه دانش را به‌عنوان منبع مزیت رقابتی شناسایی می‌كنند، اغلب برنامه‌های مدیریت دانش، مستقیماً به استراتژی مربوط نمی‌شوند. اغلب، كاركنانی كه نقش جدید‌التأسیس CKO را بر عهده می‌گیرند، با افرادی كه مسئولیت برنامه‌ریزی، و بینش استراتژیك سازمان را بر دارند، مرتبط نیستند. در عوض CKOها بر Initiativeهای مدیریت دانش، كه برای دستیابی به اهداف مبهمی (مانند بهبود به‌اشتراك‌گذاری دانش، یا افزایش در دسترس‌پذیری دانش) طراحی شده‌اند، نظارت دارند. بسیاری از این Initiative ها، اصولاً ربطی به دانش ندارند، بلكه بیشتر مربوط به فن‌آوری، یا ایجاد سیستم‌های اطلاعاتی هستند.

تعداد اندكی از افراد می‌دانند كه این سیستم‌های ممكن است به‌عنوان پیش‌زمینه‌ای مؤثر عمل كنند، اما ضمانتی برای خلق، كدكردن یا به‌اشتراك‌گذاشتن دانش نیستند. همان‌گونه كه تحقیقات واندا اركیلوسكی نیز نشان داد، استفاده از Lotus Notes، تغییرات اندكی در تبدیل فرهنگ احتكار دانش (Knowledge-Hoarding) یا به اشتراك‌گذاری دانش
(
Knowledge-Sharing)داشته است.

به‌طور كلی، تلاش برای مدیریت بهتر دانش، منجر به باور و رویكرد بی‌هدفی به سوی اشتراك دانش بیشر (با استفاده از فن‌آوری‌های تسهیل‌گر) می‌شود. گاهی این تلاش‌ها مؤثر است، اما اغلب ناكارا است. بسیاری از انباره‌هایی (Repository)كه ایجاد شده‌اند، دارای محتوای اندكی، یا برعكس با چنان محتوای عظیمی هستند كه كیفیت و مربوط بودن آن‌ها را زیر سؤال می‌برد. دلیل عمده برای این كوتاهی‌ها، آن است كه تعداد كمی از افراد این سؤال را از خود می‌پرسند كه "كدام دانش برای استراتژی واحدكسب وكار، یا سازمان مهم است" و بنابراین كدام دانش بایستی كد شده و به اشتراك گذاشته شود، و چه كسی با چه كسی بایستی این دانش را به اشتراك بگذارد. تلاش‌هایی كه كارا بوده‌اند، اغلب بر بهبود كارایی فرآیند عملیاتی متمركز بوده‌اند، و از این طریق موجب بهبود كد كردن و یا تجارب توزیع دانش در مناطق مختلف شده‌اند.

با افزایش تلاش سازمان‌ها در جهت یادگیری پیاده‌سازی Initiativeهای مدیریت دانش، اغلب سازمان‌ها با قفل‌ها و درهای بسته، و موانعی از سوی سایر سازمان‌ها مواجه شده‌اند. در بسیاری موارد، مدیریت دانش نسل اول، دارای ویژگی "یك اندازه مناسب برای همه" بود، كه در حقیقت زمینه را نادیده گرفت، و اهمیت ارتباطات بین دانش، استراتژی و فرهنگ را دست‌كم می‌گرفت. دور از انتظار نیست كه تعداد زیادی از این تلاش‌های، امیدواری اولیه پیاده‌سازی مدیریت دانش (استفاده از دانش برای خلق مزیت رقابتی) را نا امید می‌ساخت.

منبع : مجموعه مقالات كنفرانس مدیریت دانش (به ویراستاری نوناكا و همكاران، 2007) از مقاله پروساك و ویز با عنوان دانش در تنظیمات سازمانی

نوشته شده در چهارشنبه 8 آبان 1387 و ساعت 10:56 ق.ظ توسط : نسیم تهرانی
ویرایش شده در شنبه 28 دی 1387 و ساعت 12:15 ب.ظ