تبلیغات
مدیریت دانش - فناوری اطلاعات و مدیریت دانش

مدیریت دانش
با توجه ویژه به پیشرفت این رشته در ایران و معادل یابی فارسی برای واژگان

به وبلاگ  مدیریت دانش  خوش آمدید. چنانچه علاقه مند به همكاری هستید با ما تماس بگیرید.


¿فناوری اطلاعات و مدیریت دانش
دوشنبه 23 اردیبهشت 1387

خانم تهرانی در پست قبلی موضوع جالبی را مطرح کردند در زمینه ارتباط مدیریت دانش با فناوری اطلاعات. من در این زمینه زیاد فکر کردم و به نظرم فرصت مناسبی آمد تا نتایجی که تا به حال به آن رسیده ام را با شما در میان بگذارم. برای بررسی ارتباط میان فناوری «اطلاعات» و مدیریت «دانش» به نظر ابتدا باید رابطه میان اطلاعات و دانش را برای خود مشخص کنیم.

راستش من این طبقه بندی هرمی داده - اطلاعات - دانش را اگر به این منظور باشد که هر کدام معنی دار تر شدن یا پر زمینه تر شدن یا پردازش شده تر قبلی باشد قبول ندارم. شاید از داده تا اطلاعات بتوانم این هرم را تا حدی قبول کنم ولی از اطلاعات به دانش تفکیک دیگری به نظرم ناسب می آید. البته در قبول نداشتن این هرم تنها نیستمُ به عنوان مثال نوشته های Firestone و McKelroy را ببینید. زیر سوال بردن تفکیک میان اطلاعات و دانش از جمله بزرگترین ایرادهایی است که به مدیریت دانش وارد می شود و اگر نتوان بین این دو تفکیک روشنی قائل شد فلسفه وجودی عنوان «مدیریت دانش» زیر سوال است.

تفکیک میان اطلاعات و دانش

در تفکیکی که میان اطلاعات و دانش قائل هستم مانند  Probst و همکارانش و همچنین برخی نویسنده های دیگر این طور به نظرم می آید که تا وقتی اطلاعات در داخل ذهن انسان نباشد و یک انسان آن را درک نکند، دانش نیست. به علاوه آنچه در ذهن انسان فهمیده شده است، دانش آن انسان است. به نظر من این تفکیک چند پیامد مهم دارد:

۱. دانش وابسته به انسانی است که آن را در ذهن دارد.

۲. دو انسان مختلف ممکن است در مواجهه با یک قطعه اطلاعات یکسان دو قطعه دانش بسیار متفاوت به دست بیاورند.

۳. درست بودن دانش بستگی به نظر شخص صاحب آن دارد.

۴. اطلاعات وابسته به انسان ها نیست. هر آنچه مکتوب است یا به هر شکل دیگری به صورت سیگنال خارج از ذهن انسان وجود دارد اطلاعات است.

۵. دانش هرگز مستقیم از یک فرد به فرد دیگر منتقل نمی شودُ بلکه ابتدا به شکل اطلاعات در می آید و بعد توسط فرد دیگری درک می شود که در این فرایند ممکن است تغییراتی در آن رخ دهد. حتی وقتی با کسی مستقیم صحبت می کنیم ابتدا دانش ما تبدیل به اطلاعات می شود (به شکل سیگنال های صوتی) و سپس فرد مقابل این اطلاعات را دریافت می کند و آنچه از آن درک کرد، می شود دانش برای او.

۶. از آنجا که دانش باید از طریق تبدیل به اطلاعات منتقل شود در این فرایند هم مهارت تبدیل دانش به اطلاعات مهم است (مدن سازی، کدگذاری، مستندسازی، نویسندگیُ هنر بیان، تدریس و...) و هم مهارت درک اطلاعات و تبدیل آن به دانش (مطالعه، درک مطلب، یادگیری، تشخیص الگوها، مفهوم سازی، برقراری ارتباط میان دانش قبلی و اطلاعات دریافتی جدید و...)

حال می توانیم به رابطه میان فناوری اطلاعات و مدیریت دانش بپردازیم

رابطه فناوری اطلاعات و مدیریت دانش

به نظرم بهتر است بحث را بازتر کنیم و ۴ مفهوم زیر را در نظر بگیریم:

۱. مدیریت اطلاعات ۲. مدیریت دانش ۳. فناوری اطلاعات ۴. فناوری دانش

از نظر من تا جایی که برای ما مهم است می توانیم فناوری را ابزار و روش هایی بدانیم که می توانند برای مدیریت به کار گرفته شوند.

با توجه به تفکیک بالا من فکر می کنم که آنچه امروز به عنوان مدیریت دانش مطرح است در واقع باید «مدیریت دانش و اطلاعات» نام گذاشته شود و در آن باید هم از ابزار «فناوری اطلاعات» و هم از ابزار «فناوری دانش» استفاده شود. در ادامه متن منظور من از مدیریت دانش این مفهوم امروزی آن نیست بلکه منظورم مدیریت دانش تفکیک شده از اطلاعات است.

وقتی محتوا به شکل اطلاعات وجود دارد (مثل یک متن مکتوب) مدیریت اطلاعات لازم داریم که با استفاده از فناوری اطلاعات بهتر می توانیم انجام دهیم. مثلاْ آن ها متن مکتوب را با ایمیل به کسی ارسال کنیم. البته در «مدیریت اطلاعات» فقط از فناوری اطلاعات استفاده نمی شود. مثلاْ وقتی ایمیل هایمان را مرتب می کنیم و موضوع بندی می کنیم و در پوشه های مختلف قرار می دهیم این کار با وجود اینکه از فناوری استفاده می کند اما هنر مدیریت ما را هم می طلبد.

وقتی محتوا به شکل دانش در ذهن انسان وجود دارد بحث مدیریت دانش مطرح می شود. وقتی که در ذهن انسان است دیگر به راحتی نمی توانیم از «فناوری اطلاعات» استفاده کنیم. اما مثلاْ ابزارهای فکری مانند TRIZ و کلاه های فکری دی بونو مثال هایی از «فناوری دانش» هستند.

در سال های دهه ۱۹۸۰ که سال های اوج گیری فناوری اطلاعات بود همه داشتند به قابلیت های رایانه در کمک به مدیریت اطلاعات پی می بردند. به عنوان مثال کارهایی که تا قبل از آن فقط کار کتابدارها بود را با رایانه همه می توانستند انجام دهند. سازمان ها نیز به استقبال فناوری اطلاعات رفتند، اما رفته رفته متوجه شدند که همه چیز در مدیریت اطلاعات خلاصه نمی شود. همه کارها را نمی توان در داخل رایانه انجام داد. از یک جا این اطلاعات وارد ذهن انسان ها می شود و انسان ها نقش مهمی پیدا می کنند. از آنجا بود که بحث «مدیریت دانش» مطرح شد اما چون دانش را طبق آن هرم معروف بالاتر از اطلاعات می دیدند، دید عمومی این بود که واژه «مدیریت دانش» عبارت «مدیریت اطلاعات» را نیز پوشش می دهد.

نوشته شده در دوشنبه 23 اردیبهشت 1387 و ساعت 11:05 ق.ظ توسط : محمد کیهانی
ویرایش شده در یکشنبه 22 اردیبهشت 1387 و ساعت 10:05 ق.ظ