تبلیغات
مدیریت دانش - ملانصرالدین و اشتراک بدترین تجربیات

مدیریت دانش
با توجه ویژه به پیشرفت این رشته در ایران و معادل یابی فارسی برای واژگان

به وبلاگ  مدیریت دانش  خوش آمدید. چنانچه علاقه مند به همكاری هستید با ما تماس بگیرید.


¿ملانصرالدین و اشتراک بدترین تجربیات
دوشنبه 1 مرداد 1386

دیوید اسنودن در یکی از پست های اخیر وبلاگش «لینک» به موضوع به اشتراک گذاری شکست ها به جای موفقیت ها (بدترین تجربیات به جای برترین تجربیات) پرداخته است. در پاسخ به این سؤال كه چونه افراد را راضی كنیم تا شكست های خود را با دیگران در میان بگذارند، اسنودن با تأكید بر اینکه هدف از به اشتراک گذاری شکست ها یادگیری است و نه ثبت واقعیت، سه تكنیك زیر را پیشنهاد می کند (توضیحات برداشت شخصی من هستند):

۱. استفاده از شخصیت های تمثیلی. مانند ملانصرالدین! (خیلی جالب است که دیوید اسنودن مثال ملانصرالدین را می زند!!) در واقع افراد به جای اینکه بگویند «من فلان کار اشتباه را انجام دادم» فرض می کنند ملانصرالدین عضو تیم پروژه بوده و اشتباهات را او مرتکب شده است. دیوید اسنودن می گوید که در تمدن صوفی (ایرانیان) از این روش برای به اشتراک گذاری دانش پرهیز از اشتباهات استفاده می کردند. اگر کسی کار احمقانه ای می کرد می گفت ملانصرالدین چنین کاری کرده و اگر قضیه به اندازه کافی جالب بود داستان آن به سرعت در میان تمام مردم پخش می شد.

۲. استفاده از رویكرد تاریخ متفاوت. یعنی اگر پروژه با شكست مواجه شد، فرض كنیم موفق شده و اگر با موفقیت مواجه شد فرض كنیم با شكست مواجه شده. بدین ترتیب از همان ابتدا تاریخ را با دروغ آمیخته می کنید تا حقیقت و دروغ در هم قاطی شوند و تفکیکشان مشکل باشد. در نتیجه افراد کمتر به این موضوع توجه می کنند که گزاره خاصی واقعیت داشته یا خیر و بیشتر به یادگیری از داستان توجه می کنند.

۳. شبیه سازی پروژه و قرار دادن افراد در سناریوهای محکوم به شکست. به این ترتیب «تقصیر» برای شکست از بین می رود چرا که از قبل معلوم است که قرار است شکست بخوریم. در نتیجه افراد بر استفاده از دانش خود برای رویارویی با موقعیت تمرکز خواهند کرد و نگران مسئله مقصر شناخته شدن نخواهند بود.

اینها را که می خواندم به این فکر می کردم که چقدر می توانیم در ایران از آنها استفاده کنیم. به نظرم دشوار می آید ولی اگر سعی کنیم می توانیم. البته تکنیک ملانصرالدین به نظرم می اید یک تکنیک خودجوش است و باید خود به خود این داستان ها در بیاید وگرنه شما نمی توانید به کارمندتان بگویید «بگو ببینم ملانصرالدین در این پروژه چه کار کرد؟!» می توانید؟ نمی دانم شاید هم ایده بدی نیست!

نوشته شده در دوشنبه 1 مرداد 1386 و ساعت 07:07 ق.ظ توسط : محمد کیهانی
ویرایش شده در دوشنبه 1 مرداد 1386 و ساعت 07:07 ق.ظ