تبلیغات
مدیریت دانش

مدیریت دانش
با توجه ویژه به پیشرفت این رشته در ایران و معادل یابی فارسی برای واژگان

به وبلاگ  مدیریت دانش  خوش آمدید. چنانچه علاقه مند به همكاری هستید با ما تماس بگیرید.


¿داده کاوی
دوشنبه 22 اسفند 1384

کاربردهای داده کاوی در کتابخانه ها و موسسات دانشگاهی: عنوان مقاله ایست که توسط اینجانب و دوست بزرگوارم خانم حاضری ترجمه شده و در مجله الکترونیکی نما منتشر شده است. امید که علاقمندان داده کاوی را بکار آید.

نوشته شده در دوشنبه 22 اسفند 1384 و ساعت 07:03 ق.ظ توسط : مریم
ویرایش شده در - و ساعت -


¿مدیریت دانش ضمنی ( قسمت دوم)
دوشنبه 24 بهمن 1384

سلام با این امید که مقاله ما  برای دوستداران مدیریت دانش مفید باشه قسمت دوم انرا هم روی وب گذاشتیم .

نقش مدیریت دانش ضمنی در خلاقیت و نوآوری

( قسمت دوم )

دکتر محمد فتحیان[1]، لیلا بیگ[2] ، عاطفه قوامی فر[3]



[1]- عضو هیات علمی و استادیار دانشگاه علم و صنعت ایران fathian@iust.ac.ir

[2] - دانشجوی کارشناسی ارشد فن آوری اطلاعات (IT  ) Leilabeig@gmail.com

[3] - دانشجوی کارشناسی ارشد  فن آوری اطلاعات (IT  ) A.ghavamifar@gmail.com

مدیریت دانش ضمنی :


بعد اول- تكامل دانش ضمنی در سازمانها :

ایجاد و تكامل دانش ضمنی شرایط خاصی را می طلبد ، در این زمینه «نوناكا» در سال 2000 مدل حلزونی دانش را مطرح كرد و چنین بیان می دارد كه «دانش ضمنی همیشه با شخص همراه است . به عنوان مثال یك محقق باهوش دارای بینشی است كــــه به ثبت اختراع جدیدی منجر می شود ، یا یك كفاش بعد از كسب سالها تجـربه فرایند خلاقیت جدیدی را مطـرح می سازد .» به عقیده «نوناكا» دانش سازمانی از طریق تعامل اجتماعی میان دانش ضمنی و تصریحی، توسعه می‌یابد. وی با توجه به این فرض اساسی كه دانش به عنوان سرمایه اصلی سازمان، مستلزم هماهنگی و یكپارچه سازی است و با ایجاد تعاملی پویا بین این دو نوع از دانش به چهار راهبرد اساسی اجتماعی كردن ( از دانش ضمنی به دانش ضمنی )، بیرونی‌سازی ( از دانش ضمنی به دانش تصریحی)، تركیب ( از دانش تصریحی به دانش تصریحی )، درونی سازی (از دانش تصریحی به دانش ضمنی) در فرایند تبدیل دانش اشــــاره می كند. از این طریق سازمان قادر خواهد بود به خلق و توسعه دانش جدید اقدام كند . ( شكل 1)
دانش ایجاد شده از طریق این فرایند حلزونی در سطوح افقی و عمودی سازمان توسعه پیدا كرده و خود سبب ایجاد حلقه جدیدی از دانش می شود. این فرایند تعاملی در سطح داخلی سازمانی اتفاق می افتد. رفتار مشتریان با پذیرش، خرید، استفاده یا عدم تمایل آنها به استعمال كالا و یا خدمات سازمان سبب ایجاد مفهوم در محصول شده؛ آنگاه مانند محركی جهت استخراج دانش ضمنی آن عمل می كند، سپس این دانش در فرایند خلاقیت سازمان منعكس شده و حلقه جدید ایجاد دانش سازمانی مجددا آغاز می گردد . [3]
«سنگه» بر این اعتقاد است كه در قرن بیست و یكم كدگذاری دانش در تبدیل دانش ضمنی به خلاقیت كمكی نمی كند و اجزا ضمنی خلاقیت فقط از طریق تجارب عملی یا تعاملات شخصی در داخل یا خارج از سازمان و شبكه های اجتماعی با خبرگانی كه تجارب و دانش مرتبط را دارند، می تواند تكامل پیدا كند ، كه آن را فوت و فن یا یادگیری از طریق انجام یك عمل می‌نامیم[14]. وجود فرهنگ سازمانی باز كه در آن از خلاقیت حمایت و پشتیبانی می گردد از جمله پیش نیازهای تكامل دانش ضمنی به حساب می آید. «رودیجر» و «وانینی» تنها راه شناسایی دانش ضمنی را برقراری ارتباط افراد با سازمانهای خارجی یا درون سازمان دانسته و حمایت و تلاش برای ایجاد چنین فضای ارتباطاتی را از وظایف مدیریت می دانند[15]. بنابراین، ازجمله شرایط اساسی ایجاد، تسهیم و استفاده از دانش ضمنی در فرایند خلاقیت، ‌اعتماد بین اعضای سازمان است. تسهیم دانش ضمنی در موقعیتهای غیر رسمی بسیار موفقیت آمیز تر از موقعیتهای رسمی است از این رو فرهنگ سازی در زمینه تشویق افراد به ایجاد دانش ضمنی و ایجاد جوی كه در آن اعضای سازمان برای تسهیم دانش خود احساس امنیت كنند از وظایف حائز اهمیت مدیریت خواهد بود.


بعد دوم – حیات بخشی به دانش ضمنی :

اطمینان یافتن از شناسایی دانش ضمنی مرتبط در سازمان یك پیش شرط اساسی جهت فعال ساختن دانش ضمنی در فرایند نوآوری است. در سال 1998 جمعی از صاحب نظران اعلام كردند كه دانش ضمنی امکان ایجاد ایده های بسیاری را فراهم می سازد، بنابراین خلاقیت را برانگیخته و اثر مثبتی بر فعالیتهای كسب و كار دارد . شناسایی دانش ضمنی اغلب باموانع بسیاری روبروست؛ در این راه، ایجاد فضای ارتباطاتی مناسب بین كاركنان و فراهم ساختن شرایطی كه آنها قادر باشند ایده های خود را به راحتی بیان كرده، مورد ارزیابی و انتقاد قرار دهند، می تواند بسیار موثر و كارا باشد[16]. برگزاری جلسات طوفان مغزی یك تكنیك معروف برای سرمایه گذاری بر بینشها و مشهودات مربوط به دانش ضمنی گروهی از افراد است[17].از آنجا که از یك سو ابعاد ضمنی دانش اشخاص، درون هر فرد نهادینه شده و به صورت عمومی در دسترس نیست و از سوی دیگر ابعاد ضمنی دانش جمعی را نیز بافت آن سازمان تشكیل می دهد ،‌بنابراین دانش یک سازمان منحصر به فرد بوده و توسط سایر سازمانها به راحتی قابل تقلید و به كارگیری نیست. دانش ضمنی را می توان از طریق ایجاد دانش علمی جدید فعال كرد و سپس با یادگیری روشهای جدید تولید، آن را در طراحی محصولات جدید به كاربرد. همچنین از طریق فرایند بهبود تدریجی یا یادگیری در عمل نیز می توان با استفاده از دانش ضمنی به دست آمده، فناوری موجود را ارتقا داد. دانش ضمنی در سرتاسر زنجیره تولید و خلاقیت یك سازمان قابل وصول است. «هاول» معتقد است مرحله ای كه در آن دانش ضمنی كسب شده و در فرایند خلاقیت و تولید موردی استفاده قرار می گیرد ، از نظر سیاست و استراتژی بسیار مهم است. ]12[ بنابراین اینگونه می توان نتیجه گرفت که دانش ضمنی منبع مزیت رقابتی محسوب می شود. قدرت ابتكار لازم برای خلاقیت نه تنها از خبرگی قابل مشاهده ، بلكه از ذخیره تجربیات نامشهود افراد سازمان كه قبل از استفاده در فرایند نوآوری حیاتی سازی می شود، نیز قابل استخراج است. دانش ضمنی را می توان هم از منابع داخل سازمان از طریق تصمیم گیری در مورد دانش اعضا و فراهم آوردن فضای بهبود یادگیری جمعی و ارتقا شایستگی ضمنی آنها و هم از منابع خارج از سازمان با تلاش در جهت اكتساب دانش و مهارتهای ضمنی افراد سایر شركتها ،‌ از طریق استخدام افراد مجرب و تحصیل کرده و یا اخذ راهنمایی ازمشاوران خبره و با تجربه و یا ایجاد شبكه با شركتهای دیگركسب كرد. این موضوع كاملا واضح است كه دانش ضمنی در تمامی عملیات و مراحل فعالیتهای یك سازمان قابل كسب و حیاتی سازی است.


بعد سوم - انتقال دانش ضمنی :

سومین بعد تاثیر گذار دانش ضمنی در فرایند خلاقیت ،‌ انتقال آن است. «هاول» بیان می دارد كه شهود بر مبنای كیفیتهای ضمنی، نقش مهمی را در فرایند خلاقیت ایفا می كند .[12] این موضوع نشان می دهد كه میزان قابل توجهی از دانش كه برای انجام یا بهبود یك فرایند معین یا فناوری تولید مهم است، دانش ضمنی است. اهمیت و نقطه قوت دانش ضمنی در دشواری تقلید و در نتیجه انتقال آن خلاصه شده. به عبارت دیگر دانش ضمنی معمولا یك عنصر مهم در همكاریهای صنعتی هم در آغاز و هم در خلال آن به حساب می آید. این نوع از دانش عاملی كلیدی در مزیت رقابتی همكاری به شمار آمده و همكاری تنها راهی است كه از طریق آن دانش ضمنی را می توان انتقال داده و تسهیم كرد. «هال» و «آندریانی» معتقدند كه مهم ترین چالش یك سازمان باید ایجاد توازن بین دانش ضمنی ایجاد شده توسط افراد و دانش تصریحی مورد نیاز برای برقراری ارتباط و اتحاد موثر باشد بدین معنی كه دانش سازمان را تصریحی كرده تا سازمان از طریق حفظ دانش افرادی كه آنجا راترك می كنند محفوظ نگه داشته شود.[11] «لئورناردو» و «سنسیپر» معتقدند اگر چه تحریك ، تركیب و مخابره در ابعاد تصریحی دانش نسبت به دانش ضمنی آسانتر است ولی موقعیتهای بسیاری هم پیش می آید كه در آنها امكان تبدیل دانش ضمنی به دانش تصریحی وجود ندارد[16] علاوه بر این، به منظور مخابره آسان دانش ضمنی سطح مشخصی از صمیمیت شخصی ضروری است و این موضوع مستلزم شناسایی شبكه های ارتباطی است، همان طور كه «اسكاربرو» سال 2003 آنها را به عنوان مهم ترین منبع تركیب و مبادله دانش لازم برای ارتقا خلاقیت و ایجاد سرمایه عقلایی معرفی می كند.[18] انتقال دانش ضمنی بستگی زیادی به تفاوت بین ارتباطات رو در رو و معاملات آزاد افراد دارد . صمیمیت دو طرف، عنصری كلیدی در میزان انتقال دانش ضمنی محسوب می شود. چراكه دانش ضمنی اغلب از طریق زبان بدن و نمایش فیزیكی مهارتها ایجاد شده و انتقال می یابد، بنابراین لازم است به فناوری اطلاعات و ارتباطات كه بخش قابل ملاحظه ای از این دانش رامنتقل می كند بهای بسیاری داده شود. موانع ایجاد ،‌تسهیم و انتقال دانش ضمنی زمانی اتفاق می افتد كه افراد خلاق،یا ‌فعالانه برای شركت در فرایند خلاقیت،‌ بی انگیزه گردند یا خود را درگیر این فرایند نكنند. برنامه های تشویقی مانند اعطای پاداش به اشخاصی كه دانش مهم و با ارزشی را در درون خود اندوخته اند، در انتقال دانش ضمنی موثر است. از آنجا كه انتقال دانش ضمنی نیازمند اختصاص وقت بسیاری برای برقراری ارتباط شخصی است، این احتمال وجود دارد درسازمانهایی كه به خبرگی اهمیت فوق العاده ای می دهند، اما همكاری و كمك رساندن به سایرین در آنها، از اهمیت چندانی برخوردار نیست، افراد خبره و صاحبان دانش از این موضوع به عنوان عاملی جهت كسب قدرت استفاده كنند. بنابراین، انتقال دانش ضمنی تا حد قابل ملاحظه ای نیازمند تعاملات شخصی و غیررسمی بوده و این وظیفه مدیریت سازمان به حساب می آید تا با فرهنگ سازی و ایجاد فضای مناسب، زمینه را جهت استفاده آزادانه افراد از روشهای مختلف تفكر فراهم سازند. در این راستا لازم است سازمان سطوح مختلف تفكرخلاق را از طریق تشویق فرهنگ سازمانی باز و داشتن سلسله مراتب كمتر معین كند.

به مرور زمان و با ادامه جریان زندگی نوعی از دانش در درون اشخاص نهادینه می گردد ؛ پولانی نخستین بار در سال 1969 با بیان این مطلب كه«ما بیشتر از آنچه می گوییم ،‌می دانیم» به نمونه هایی از تواناییهای انسان نظیر یادگیری دوچرخه سواری و شنا یا چگونگی تشخیص چهره ها اشاره می كندكه تشریح نحوه انجام آن به راحتی توسط فرد امكان پذیر نیست ،او دانش اینگونه تواناییهای را «دانش ضمنی» نامید. به بیانی دیگر، دانش ضمنی را می‌توان مجموعه ای از تجارب، مهارتها، دیدگاه های كاری و نظام ارزشی و ذهنی در درون فرد دانست كه قابل گفتن نبوده و در هیچ پایگاه داده‌ای ذخیره نشده است بلكه جایگاه آن را ذهن آدمی و فعالیتهای اوتشكیل می دهد. چالش اصلی مدیریت دانش نیز تبدیل هر چه بیشتر و بهتر دانش ضمنی به دانش تصریحی است. [9] از مدیریت دانش ضمنی تعاریف بسیاری توسط نویسندگان و اندیشمندان این رشته نقل گردیده است به عنوان نمونه «روزنبرگ» در سال 1982 دانش ضمنی را به عنوان دانش تكنیك ها ، روشها و طرحهایی مطرح كرد كه فرد ضمن رسیدن به نتایج دلخواه خود، آنها را به كار گرفته بدون آنكه قادر باشد دلیل واضحی برایشان بیان كند.[10] «نوناكا» بر این اعتقاد است كه دانش ضمنی كاملا شخصی بوده ، رسمی كردن آن بسیار مشكل است، از این رو انتقال آن به دیگران به آسانی موثر نیست.[11] «هاول» دانش ضمنی را غیر كد پذیر و فن غیر قابل تجسمی دانسته كه از طریق دریافت غیر رسمی از رفتار و رویه های یادگرفته شده كسب می گردد[12] . «گرانت» این واژه را با توجه به قابلیت استعمال آن اینگونه تعریف می كند كه : «دانش ضمنی فقط از طریق استعمال آشكار می شود و انتقال آن امكان پذیر نیست .» [13] در این مقاله با استناد بر تعاریف «نوناكا» ، «هال» و «اندریانی»، نقش و تاثیر دانش ضمنی در فرایند خلاقیت و نیل به موفقیت آن در سازمانها در سه بعد كلیدی ، تكامل دانش ضمنی در سازمانها، حیات بخشی و در نهایت انتقال آن در سازمانها مورد بررسی قرار می گیرد.

 

نوشته شده در دوشنبه 24 بهمن 1384 و ساعت 05:02 ق.ظ توسط : عاطفه قوامی فر و لیلا بیگ
ویرایش شده در دوشنبه 24 بهمن 1384 و ساعت 06:02 ق.ظ


¿مدیریت دانش ضمنی
دوشنبه 24 بهمن 1384

با سلام

با خودمون گفتیم با شروع محرم و  سال جدید قمری  هر کسی به نوعی داره نذری خودشو می ده ُ ما هم به ذهنمون رسید مقالمون بگذاریم رو وب  شاید این طوری  ...

نقش مدیریت دانش ضمنی در خلاقیت و نوآوری

( قسمت اول )

دکتر محمد فتحیان- لیلا بیگ - عاطفه قوامی فر

چكیده

عصر حاضر، عصر تحولات و تغییرات شگرف درفناوریهاست. عصری كه ساختار فكری آن آكنده از عمق بخشیدن به اطلاعات و توجه به مشاركت نیروی انســـانی خلاق و دانش گرا به جای نیروی انسانی عملكردی است. از این رو، مدیریت هوشیار بر آن است تا هرچه بیشتر و بهتر درجهت استفاده از ابزاری به نام دانش برای رویارویی و مقابله با عوامل عدم اطمینان، حفظ موقعیت و ایجاد خلاقیت و نوآوری جهت گسترش عرصه رقابتی خود برآید، این امر مستلزم این است كه سازمان با ارج نهادن به مدیریت دانش و متقابلا مدیریت خلاقیت و نوآوری، آن را به عنوان یك نیاز استراتژیك و ضروری جهت پیشگامی در عرصه رقابت پذیری، در زمره برنامه های اولویت دارخود قرار دهد. م دیریت نوآوری در واقع فرایندی است كه از طریق تركیب و یكپارچگی اجزای مختلف دانش به پدیدآوردن بدیهیات می پردازد. در این راستا به کارگیری دانش ضمنی به عنوان محركی اساسی در موفقیت فرایند نوآوری، تاثیر قابل ملاحظه ای در کارایی شركتها خواهد داشت. مقاله حاضر در آغاز دلایل اهمیت دانش ضمنی در فرایند خلاقیت، نقش دانش ضمنی را در مدیریت نوآوری شناسایی كرده و مواردی از موانع و مشكلات ایجاد وتسهیم آنرا ذكر می كند. سپس بر اساس آخرین پژوهشهای انجام گرفته در این حوزه، مدل یكپارچه ای برای تشریح تاثیر دانش ضمنی بر مدیریت موفقیت آمیز نوآوری تشریح و ارائه می گردد، در پایان اهرمهای كلیدی مدیریت دانش ضمنی شناسایی شده و تاثیر مثبت آن بر موفقیت نوآوری مورد تجزیه و تحلیل قرار می گیرد.


مقدمه
در این عصر ضمن تلاشهای بسیاری كه در زمینه ساختاردهی و مهندسی مجددفرایندها و همچنین كاهش هزینه ها به منظور كسب سودآوری، توسط شركتها انجام گرفته است ، اینك نوبت این است تا بسیاری از آنها به تجدید سبد محصولات خود از طریق ایجاد نوآوری بپردازند. در این راستا خلاقیت و تولید افكار و اندیشه های نو توسط مدیران و كاركنان سازمانی از اهمیت ویژه ای برخوردار شده و جایگاه والایی را درسازمان به خود اختصاص داده است. امروزه سازمانهایی موفق هستند و می توانند در دنیای پررقابت ادامه حیات بدهند كه دائماً افكار و اندیشه های جدید را در سازمان كاربردی سازند. این امر توسط مدیران و كاركنان خلاق امكان پذیر است اما آیا شركتها شرایط و محیط موردنیاز را ایجاد می كنند؟ آیا آنها با اهرمهای مناسب جهت بهینه ساختن موفقیت نوآوری آشنایی دارند؟ نقش دانش ضمنی به عنوان یك اهرم كلیدی در ایجاد نوآوری مورد تاكید قرار گرفته و با هدف موفقیت خلاقیت، ضمن استناد بر تحقیقات انجام شده در این حیطه، ابعاد مرتبط دانش ضمنی و مدیریت نوآوری بررسی و تشریح می شود. بر این اساس در آغاز با مروری بر ادبیات مدیریت دانش ضمنی و مدیریت نوآوری، نقش دانش ضمنی بر خلاقیت و نوآوری سازمانی در سه بعد: تكامل دانش ضمنی ، حیاتی سازی آن و انتقال دانش ضمنی بررسی شده،سپس با بیان سه محور: انواع نوآوری ، نوع صنعت و ساختار سازمانی یک سازمان خلاق در مدیریت نوآوری ، مدلی یكپارچه از ارتباط و تاثیر مدیریت دانش ضمنی بر مدیریت نوآوری ارایه می گردد.

1 - مدیریت دانش در سازمان:


در دسته بندی ای كه از سوی صاحب نظران كسب و كار ارایه گردیده ؛ دهه 1980 را دهه جنبش كیفیت (تاكید بر اینكه برای دستیابی به كیفیت بهتر، همه كاركنان باید از قدرت فكری خود بهتر استفاده كنند)؛ دهه 0991 را دهه مهندسی مجدد (استفاده از فناوری برای بهبود فرایندهای كسب و كار و كاهش هزینه ها)؛ و دهه 2000 را دهه مدیریت دانش لقب داده اند [1].دانش‌ همان‌ صورت‌ ذهنی‌ایده‌ها، واقعیتها، مفاهیم‌، داده‌ها و تكنیك های ‌ثبت‌ شده‌ در حافظه‌ انسان‌ است‌[2]‌ که از مغز انسان‌ سرچشمه‌ می‌گیرد و مبتنی‌ بر اطلاعاتی‌ است‌ كه‌ با تجربه‌، باورها و ارزشهای‌ شخصی‌، همراه‌ با تصمیم‌ و عمل‌وی‌، دگرگون‌ و بارور می‌شود. دانش‌ هر شخص‌ با دانش‌ فرد دیگری‌ كه‌ همان‌ اطلاعات‌ را دریافت‌ می‌كندیكسان‌ نیست‌. اهمیت فزاینده دانش در عصــر حاضر، سازمانها را ناگزیر می سازد تا نسبت به معانی ای چون خلاقیت تكنیك ، خلاقیت در محصول یا فرایند و خلاقیت سازمانی یا استراتژیك، با تعمقی بیشتر بیندیشند. این موضوع سازمانها را با چالشهایی در زمینه چگونگی پــــردازش دانش و ایجاد آن مواجه می سازد.
«نوناكا» در مدل یكپارچه خود برای ایجاد دانش پویا، از دانش به عنوان عامل محرك درونی یاد می كند. دانشی كه مفهومی در بر نداشته باشد در واقع اطلاعات خواهد بود و اطلاعات زمانی به دانش تبدیل می گردد كه توسط اشخاص تفسیر گردیده، با عقاید و تعهدات آنها آمیخته شده و به آن مفهوم داده شود .[3] به تبع تبدیل دانش به منبع استراتژیك برای رقابت و بقای سازمانها و جوامع، نیاز به توسعه و اشراف بر روشهای خلق، اشتراك و به كارگیری آن حیاتی می شود. تقاضا برای دانش به نوبه خود به تقاضا برای افزایش ذخیره دانش و توزیع آن منجر می گردد.[4] مدیریت دانش، مجموعه ای از فرایندها برای فهم و به كارگیری منبع استراتژیك دانش در سازمان است. مدیریت دانش، رویكردی ساخت یافته است كه رویه هایی را برای شناسایی، ارزیابی و سازماندهی، ذخیره و به كارگیری دانش به منظور تامین نیازها و اهداف سازمان برقرار می سازد. [5]مدیریت دانش، علاوه بر مدیریت اطلاعات ،تسهیل در ایجاد دانش جدید و مدیریت روشهای تسهیم و کاربری دانش را نیز بر عهده دارد . [6] بسته به اینكه دانش از لحاظ فیزیكی در كجا قرارمی گیرد می توان آن را به دو نوع دانش تصریحی و ضمنی تقسیم‌بندی كرد.[7] «نوناكا» و نویسندگانی دیگر از جمله «هال» و «آندریانی» دانش تصریحی را دانشی می دانند كه قابل رمزگذاری و كدگذاری بوده و در نتیجه می توان آن را به سادگی مخابره ، پردازش و منتقل و درپایگاه داده‌ها ذخیره كرد. این نوع از دانش را می توان فرم داد و یك فرمول علمی و یا كتابچه راهنما بین افراد سازمان منتشر كرد . دستورالعملها، مقررات، قوانین، رویه‌های انجام كار، آئین‌نامه‌ها، شرح جزئیات و… كه به صورت رسمی در بین افراد سازمان به آسانی قابل انتقال هستند همه دانش تصریحی به حساب می آیند . در مقابل، دانش ضمنی شخصی بوده و فرموله كردن آن بسیار مشكل است. این نوع از دانش كه از طریق تسهیم تجربیات با مشاهده و تقلید اكتســـاب می شود، ریشه در اعمال ،‌رویه ها ،تعهدات ، ارزشها و احساسات افراد داشته؛ قابل كد گذاری نبوده؛ از طریق یك زبان مخابره نمی شود . دانش ضمنی و تصریحی مكمل یكدیگرند و این بدین معناست كه برای ایجاد دانش هر دوی آنها ضروری هستند، از این رو آنچه ما دانش می خوانیم از طریق تعامل بین دانش ضمنی و تصریحی و نه هر كدام به تنهایی ایجاد می شود.
به طور كلی در رابطه با مدیریت دانش وخلاقیت منابع انسانی در سازمان دو راهبرد اساسی زیر مطرح است. نخست، استفاده بهینه از فناوریهای موجود در سازمان جهت به كارگیری وكاربرد بهتر دانایی در داخل شركت است. به عنوان مثال، ایجاد پایگاه داده ای از فهرست افراد با تجربه در فعالیتی خاص می تواند در صورت لزوم برای پردازش اطلاعات مورد استفاده قرار گیـــرد. این عمل باعث می گردد تا شركتها دانسته های موجود در سازمان را به همراه دانایی تك تك كاركنان برحسب مورد، شناسایی كنند. راهبرد دوم، كه گاهی نوآوری دانایی نامیده می شود، زمانی است كه كاركنان، از ارزشها و معیارهای سازمان شناخت كافی داشته و قادرند ایده های خلاقانه خود را در جهت تولید محصول و خدماتی نو و ارزشمند به كار بگیرند.[8]

نوشته شده در دوشنبه 24 بهمن 1384 و ساعت 05:02 ق.ظ توسط : عاطفه قوامی فر و لیلا بیگ
ویرایش شده در دوشنبه 24 بهمن 1384 و ساعت 05:02 ق.ظ


¿hype cycle
جمعه 21 بهمن 1384

امروز  به اصطلاح hype cycle برخوردم که مراحل گذار تکنولوژیهای جدید را از پیدایش تا فراز و فرود و در نهایت یافتن جایگاه واقعی خود  به پنج مرحله تقسیم کرده.  برای پیدا کردن معادل فارسی hype cycle در گوگل سرچ نمودم. اما تنها دو مورد فارسی پیدا کردم که آنها هم اصطلاح انگلیسی را آورده بودند و معادل سازی نکرده بودند. از جمله در سایت شرکت مشاوره ای ثنارای  که توصیف ۵ مرحله را آورده:

پنج مرحله نمودار Cycle Hype 

  • Technology Trigger: شامل ابداع، تحقیق و توسعه و نمایش عمومی و ارایه اولیه محصولات است. 

  • Peak of Inflated Expectations  : در این مرحله استفاده از فن‌آوری در پروژه‌ها افزایش می‌یابد و رهبران فن‌آوری سعی در عمومی‌كردن و اغراق در توانایی‌های آن دارند. در این بین بعضی از پروژه‌ها با موفقیت انجام می‌پذیرد اما بسیاری از پروژه‌ها به علت محدودیت‌های موجود در آن فن‌آوری به شكست می‌انجامند 

  • Trough of Disillusionment : با توجه به این نكته كه فن‌آوری مورد نظر در زمان اوج خود نمی‌تواند پاسخگوی كلیه انتظارات موجود از آن باشد، به سرعت از میزان علاقه بدان كاسته می‌شود، به همین دلیل نشریات از پرداختن به آن به صورت اغراق‌آمیز پرهیز می‌كنند و حتی گاهی از مطالب و علل شكست آن اخباری ارایه می‌نمایند و در انتظار می‌مانند تا نتیجه بهره‌برداری از فن‌آوری مشخص شود.

  •  Enlightenment Slope of: در این مرحله تمركز بر روی آزمایشات سخت و دامنه‌دار و كسب تجربه از   فن‌آوری است كه این امر توسط سازمان‌های گوناگون انجام می‌شود تا درك صحیح و جامعی از توانایی فن‌آوری مورد نظر، ریسك‌ها و مزایای آن بدست آید و بتوان با استفاده از متدولوژی‌های تجاری و ابزارهای موجود، در زمینه سهولت‌بخشیدن به فرآیند توسعه و یكپارچه‌سازی اقدام نمود. 

  • Plateau of Productivity: در این مرحله مزایای فن‌آوری در دنیای واقعی شناخته و پذیرفته می‌شود. فن‌آوری جای‌گاه واقعی خود را یافته و به سمت تولید سومین و چهارمین نسل خود پیش می‌روند. در نهایت،‌ اوج‌گرفتن این فاز متناسب با گستردگی استفاده از فن‌آوری یا درك فواید و مزایای آن در بازار متغیر است.  

لطفا برای hype cycle معادل فارسی پیشنهاد دهید.

نوشته شده در جمعه 21 بهمن 1384 و ساعت 06:02 ق.ظ توسط : مریم
ویرایش شده در جمعه 21 بهمن 1384 و ساعت 07:02 ق.ظ


¿دیتا مارت
پنجشنبه 20 بهمن 1384

در یکی از متون که در حال ترجمه آن میباشم  Data Mart  چنین توصیف شده است:

دیتا مارت اغلب کوچک است و بر یک موضوع یا دپارتمان خاص متمرکز است. بنابراین پاسخگوی یک نیاز داخلی است. طرح بانک اطلاعات برای یک دیتامارت حول ساختار اتصال ستاره ای ساخته شده است که بهینه برای نیازهای کاربران دپارتمان است. دیتامارت معمولا با ابزارهای کامپیوتری که انعطاف پذیری تحلیل را تامین میکنند اما ممکن است برای سازماندهی حجم بالای داده ها مناسب نباشند؛ نیرومند میشود. رکوردهای ذخیره شده در دیتامارتها بخوبی نمایه شده اند.

یک دیتامارت در صورتیکه داده ها را از منابع داده ای بسیار سازماندهی شده مثل انبار داده ها بگیرد؛ دیتامارت وابسته نامیده میشود.مسلما دیتامارتهای وابسته از لحاظ ساختاری و معماری منطقی هستند. منبع دیتامارتهای وابسته تکنولوژِی بانک اطلاعات دپارتمانی است. دیتامارتهای مستقل ثابت نیستند و از لحاظ معماری بسیار با هم متفاوتند. این مساله هنگام یکپارچه سازی دیتامارتهای مستقل، مشکل ایجاد میکند. بنابراین با یکپارچه سازی ساده دیتامارتها یک انبار داده ایجاد نخواهد شد.

دیتامارت اساسا برای اهداف تاکتیکی طراحی شده است و هدفش تامین یک نیاز تجاری فوری است.

بنظر شما بهترین معادل فارسی برای دیتامارت چه واژه ای میتواند باشد؟

نوشته شده در پنجشنبه 20 بهمن 1384 و ساعت 10:02 ق.ظ توسط : مریم
ویرایش شده در پنجشنبه 20 بهمن 1384 و ساعت 10:02 ق.ظ


¿
یکشنبه 16 بهمن 1384

نوشته شده در یکشنبه 16 بهمن 1384 و ساعت 01:02 ب.ظ توسط : عاطفه قوامی فر و لیلا بیگ
ویرایش شده در - و ساعت -


¿
یکشنبه 16 بهمن 1384

با سلام به همه دوستان

مدتی است که چنان درگیر کارهای پایان نامه شدیم که متاسفانه تا کنون فرصتی دست نیافته تا انچنان که باید همکاری کنیم .ان شاءا.. به زودی مطالب خودمون را در اختیار دوستان قرار می دهیم تا تاخیرمون را جبران کرده باشیم.

و اما از خودمون بگیم :

ما هر دو دانشجوی کارشناسی ارشد مدیریت فناوری اطلاعات هستیم و تقریبا می شه گفت که واحدهای درسی مون تمام شده و حالا فقط پایان نامه مونده که  بر اساس مدیریت دانش تعریف کردیم و داریمدر دو حوزه مختلف  از این مبحث شیرین  به امید خدا  روش کار می کنیم  .

نوشته شده در یکشنبه 16 بهمن 1384 و ساعت 12:02 ب.ظ توسط : عاطفه قوامی فر و لیلا بیگ
ویرایش شده در یکشنبه 16 بهمن 1384 و ساعت 01:02 ب.ظ


¿مسائل تجاری سال ۲۰۰۶
جمعه 14 بهمن 1384
گروه دلفی تحقیقی را درباره مهمترین مسائلی که شرکتها در حال حاضر با آن روبرویند طرح کرده. پرسشنامه تحقیقشان را اینجا ببینید و اگر مایل بودید شرکت کنید. وعده یک جایزه بزرگ داده شده.

نوشته شده در جمعه 14 بهمن 1384 و ساعت 07:02 ق.ظ توسط : مریم
ویرایش شده در - و ساعت -


¿فراخوان مقاله
پنجشنبه 13 بهمن 1384
2006 actKM Conference - Call for Papers
The 2006 actKM Conference will be held on Wednesday 25 & Thursday 26 October at the Hyatt Hotel, Canberra, Australia.
 
The Conference Theme is `Realising the Knowledge Management Vision', with a focus on balancing and integrating the cultural and technical elements of Knowledge Management theory and practice to achieve tangible improvements in organisational performance.
 
Call for Papers - Submission of Abstracts
Prospective presenters are invited to submit abstracts addressing the conference theme or a nominated research topic. Abstracts may be for presentation of a paper at one of the conference forums, or a proposal for a workshop or panel session.

Full details of the abstract submission process are provided in the attached document '2006 actKM Conference - Call for Papers'.  Queries and submissions should be directed to the 2006 actKM Conference Manager, Conference Solutions, on (02) 6285 3000 or at
actkm@con-sol.com.
 
The final submission date for abstracts is 1 March 2006.
 
2006 actKM Awards - Preliminary Notification
The actKM Awards are presented annually to Public Sector organisations that have achieved significant improvements in organisational capability, performance or sustainability through the application of knowledge-based projects or activities.  These awards are about celebrating the successes achieved, at all levels of government, by people who have worked hard to change their workplace by creating a working knowledge environment.
 

The formal call for nominations for the 2006 actKM Awards will be announced in May.  Information about the actKM Awards and previous actKM Award winners is available from the actKM website at www.actkm.org.

نوشته شده در پنجشنبه 13 بهمن 1384 و ساعت 10:02 ق.ظ توسط : مریم
ویرایش شده در جمعه 14 بهمن 1384 و ساعت 05:02 ق.ظ


¿سیستم های خبره - ۲
چهارشنبه 12 بهمن 1384

در یک سیستم خبره٬ قوانین کد شده به عنوان مهارت٬ در یک پایگاه دانش نگه داشته می شوند. مکانیزمی که از میان قوانینی که در یک مساله می توان از آنها استفاده کرد٬ قوانین مناسب را انتخاب می کند٬ «موتور استنتاج» خوانده می شود. موتور استنتاج٬ «مقدم» های قوانین را بررسی می کند و بر مبنای آنها عملیات ذکر شده در «تالی» قوانین را اجرا می کند. برای نگه داشتن مساله در حالت حل شده٬ موتور استنتاج از یک ساختار خاص برای ذخیره ی حالت راه حل مساله استفاده می کند. این ساختار خاص «حافظه کوتاه مدت» خوانده می شود. در شکل زیر شمایی از یک سیستم خبره مبتنی بر قانون نشان داده شده است:

قوانین مناسب٬ برای حالت جاری مساله در حافظه کوتاه مدت٬ انتخاب شده و به کار گرفته می شوند. زمانی که موتور استنتاج قانونی را شناسایی می کند٬ عملیات خاصی انجام می شود که خود می تواند منجر به تغییر حالت مساله در حافظه کوتاه مدت شود. تا زمانی که مساله حل شود و یا هیچ شرطی بر آورده نشود و یا سیستم خبره صریحا متوقف شود٬ این فرایند تکرار خواهد شد.

شکل فوق٬ سیستم خبره ای را نشان می دهد که در پایه ای ترین سطح خود قرار دارد: سیستمی که قوانینی را انتخاب کرده و برای حل مساله از آنها استفاده می کند. سیستم های خبره٬ علاوه بر مکانیزم پایه ای ذکر شده٬ از استراتژیهای دیگری (نظیر منطق فازی و گروه بندی) نیز برای انتخاب قوانینی که باید به کار گرفته شوند٬ جهت تسهیل انتخاب هوشمندانه ی قوانین استفاده می کنند. یکی از مزایای قابل توجه تکنولوژی سیستم های خبره٬ توانایی آنها در تشریح فرایند تصمیم سازی و حل مساله شان می باشد. سیستم های خبره می توانند قوانینی  که در طی یک فرایند حل مساله از آنها استفاده شده است را ثبت کرده و برای تشریح روند استدلال انجام شده آنها را ارائه دهند. این قابلیت مدت ها به عنوان عنصر کلیدی در تکنولوژی سیستم های خبره و یکی از انگیزه های اصلی در پیاده سازی و استفاده از آنها محسوب می شد.

نوشته شده در چهارشنبه 12 بهمن 1384 و ساعت 10:02 ق.ظ توسط : محمد حسین هراتیان
ویرایش شده در چهارشنبه 12 بهمن 1384 و ساعت 10:02 ق.ظ


¿سیستم های خبره - ۱
سه شنبه 11 بهمن 1384

یک سیستم خبره را می توان اینگونه تعریف کرد: یک برنامه ی هوشمند کامپیوتری که برای حل مسایلی که دشوار تر از آن هستند که به کمک مهارت انسانی (حتی به میزان بسیار زیاد) حل شوند؛ از دانش استفاده کرده و به استنتاج از رویه ها می پردازد. یک انسان عادی در طول زمان و در طی فرایند تبدیل به یک کارشناس (خبره)؛ تجارب بسیار زیادی در زمینه ی مهارتی خود بدست خواهد آورد. این تجارب در حل مسایلی که کارشناس با آنها روبرو خواهد شد به کمک وی می آیند. سیستمهای خبره روشی را ارایه می دهند که با آن می توان به کسب؛ کدگزاری و استفاده ی مجدد از این تجارب پرداخت.

یک سیستم خبره اساسا شامل بازنمایی هایی از مهارت؛ باز نمایی هایی از مساله ای که باید حل شود و مکانیزم هایی جهت به خدمت گرفتن مهارت برای حل مساله می باشد. با وجود اینکه می توان مهارت را به فرمهای مختلفی بازنمایی کرد؛ یک شیوه ی متداول؛ استفاده از قوانین می باشد. باز نمایی دانش یک کارشناس باید به شکل مجموعه قوانینی باشد که از کارشناس گرفته شده است.

هر قانون از دو بخش تشکیل شده است: مقدم و تالی. مقدم شامل یک یا چندین شرط می باشد که مشخص می کنند کی و کجا باید این قانون را بکار گرفت. اگر شرطهای قانون برآورده شد؛ آنگاه بخش دوم قانون تعیین می کند که چه اتفاقی باید بیافتد.

به عنوان مثال می توان در بحث عیب یابی یک اتومبیل قانون زیر را در نظر گرفت: اگر اتومبیل بنزین داشته باشد؛ و کلید در محل مخصوص قرار گرفته و در جهت مناسب استارت زدن گردانده شده باشد و موتور روشن نشده باشد؛ آنگاه باید بررسی کرد که آیا موتور جام کرده است یا خیر. این قانون زمانی به کار می آید که ماشین بنزین دارد و کلید در جهت صحیح پیچانده شده اما ماشین روشن نشده است. عملیات مذکور(بررسی موتور) خود بررسی های بیشتری برای کشف مشکل ارائه می دهد.

نوشته شده در سه شنبه 11 بهمن 1384 و ساعت 03:01 ق.ظ توسط : محمد حسین هراتیان
ویرایش شده در - و ساعت -


¿ناپدید شدن گروههای مباحثه مدیریت دانش
چهارشنبه 5 بهمن 1384

در روز ۱۵ ژانویه جاری حداقل سه گروه مباحثه مدیریت دانش  ناپدید شدند:

NCSI goup in India

KM Malaysia group

act-KM yahoo group

این گروهها همگی در یاهو ایجاد شده بودند. تماسهای مدیران این گروهها با یاهو هیچ نتیجه ای در بر نداشت و مشخص نشد که چرا چنین اتفاقی افتاده. اعضای این گروهها تلاش می کنند تا آرشیوی از ایمیلها را دوباره در بستر جدیدی ایجاد کنند. ظاهرا این اتفاق قبلا هم در مورد گروههای دیگری در یاهو رخ داده. گروههای مباحثه یکی از ابزارهای اشتراک دانش هستند و منبع بسیار خوبی برای روزآمد نمودن اطلاعات و دانش. برای عضویت در act-KM group که اکنون در سایت دیگری مجددا آغاز به کار نموده به اینجا بروید:

http://actkm.org/mailman/listinfo/actkm_actkm.org

پس از عضویت ایمیلهای گروه را دریافت خواهید کرد و خود نیز میتوانید در بحثها شرکت کنید.

نوشته شده در چهارشنبه 5 بهمن 1384 و ساعت 11:01 ق.ظ توسط : مریم
ویرایش شده در - و ساعت -


¿مدیریت دانش ترسناک!
چهارشنبه 14 دی 1384

در یک سازمان که به تدریج دارد با مدیریت داش آشنا می شود و به فكر پیاده سازی آن در آینده است، از یک مدیر میانی شنیدم كه:

همكارانم برایشان مبهم است كه پیاده سازی مدیریت دانایی دقیقاً یعنی چه؟

این را كه گفت یاد جلمه مهران مدیری در شب های برره افتادم! او ادامه داد:

همه فكر می كنند كه نظام مدیریت دانش هم چیزی مثل ایزو(نظام مدیریت کیفیت) است. آنها می ترسند كه با آمدن مدیریت دانش كلّی كار اضافی بر دوش آنها بیافتد. مثلاً اینكه هر روز مجبورند كارهایشان را بنویسند و همه چیز را مكتوب كنند. از شاخص های احتمالی كه برای سنجیدن مدیریت دانش می تواند استفاده شود بیم دارند و به خصوص نگران ممیّزی آنها هستند.

آیا اگر از دید کارمندان نگاه کنیم، مدیریت دانش واقعاً اینقدر ترسناك است؟

نوشته شده در چهارشنبه 14 دی 1384 و ساعت 02:01 ق.ظ توسط : محمد کیهانی
ویرایش شده در - و ساعت -


¿سلسله مباحث آشنایی با مفاهیم مدیریت دانش
پنجشنبه 8 دی 1384

با عرض سلام خدمت تمامی دوستان عزیزمنون

از اینجا که وبلاگ در حوزه مدیریت دانش فعالیت می کنه در نظر داریم تا در صورت  توافق سایر دوستان خوبمون که افتخار همکاری با آنها را در این وبلاگ  داریم از این به بعد یک سلسله مفاهیم مرتبط با مدیریت دانش را از ابتدا و به صورت مرتب و کلاسه بندی شده ای ارایه دهیم .

منتظر نظرهای ارزشمندتان هستیم ضمن اینکه با پیشنهاد اقای هراتیان و کیهانی هم موافقیم .

نوشته شده در پنجشنبه 8 دی 1384 و ساعت 07:12 ق.ظ توسط : عاطفه قوامی فر و لیلا بیگ
ویرایش شده در - و ساعت -


¿هستان شناسی - ۲ ادامه
پنجشنبه 1 دی 1384

در این روش برای معرفی یک نوع جدید کافی است فرا نوع آن و وجوه تمایز آن با سایر زیر نوع های آن ابر نوع را بیان نمود. این روش امروزه استانداردی برای ساخت فرهنگ های زبان طبیعی شده و در سیستمهای مبتنی بر دانش و برنامه نویسی شی گرا نیز کاربرد دارد.

ارسطو همچنین در کتابهایش در زمینه ی منطق، روشی برای استدلال در مورد طبقات، به نام Syllogism معرفی نموده که تعیین می کند چگونه وجوه تمایز از ابر نوع ها به زیر نوع ها در سلسله مراتب طبقات به ارث می رسد. لذا منطق ارسطو که یک نظریه ارث بری است، بسیار شبیه به عملکرد شبکه های معنایی در هوش مصنوعی می باشد. گرچه ارسطو هرگز برای توصیف طبقاتی که معرفی نمود شبکه معنایی رسم نکرد ولی قرنها بعد در قرن سوم میلادی فیلسوفی به نام پرفیری از چنین شبکه برای نمایش سلسله مراتب طبقات از دید ارسطو استفاده نمود. این شبکه که برای نوع های تحت "ماده" رسم شده در شکل پست قبل نشان داده شده است. در این شکل دسته ها با حروف تمام بزرگ و وجوه تمایز با حروف کوچک نشان داده شده اند.

همان طور که در شکل دیده می شود، در سطوح این سلسله مراتب به شکل یک در میان، وجوه تمایز و دسته های تولید شده بر اساس این وجوه قرار گرفته اند. برای مثال دسته ی اصلی (ریشه درخت) که "واقعیت مادی" است، با وجه تمایز مادیت و غیر مادیت(معنویت) به دو دسته وابسته و فرعی به نام های "بدن" و "روح" تقسیم می شود. دسته فرعی بدن خود با وجه تمایز جاندار و غیر جاندار بودن به دو دسته فرعی دیگر به نام های "جاندار" و "جماد" تفکیک می گردد. و این تقسیم بندی تا رسیدن به برگ ها که در آن نمونه ها و افراد تحت دسته انسان مانند سقراط، افلاطون و ارسطو واقع شده اند ادامه دارد.

نوشته شده در پنجشنبه 1 دی 1384 و ساعت 03:12 ق.ظ توسط : محمد حسین هراتیان
ویرایش شده در - و ساعت -